مطلبی در مورد مقاله روزنامه بهار پیرامون غدیر: طمع شیطان دزدیدن ایمان انسان است

بسم الله الرحمن الرحیم

امام خمینی (ره) می فرمایند : “طمع شیطان از انسان دزدیدن ایمان است” (آداب الصلاه ص۳۶). یعنی آن هدف اصلی ای که شیطان تعقیب می کند از بین بردن ایمان ماست و شیطان به اینکه ما مرتکب چند گناه شویم بسنده نمی نماید بلکه همه ی اینها را زمینه ای قرار می دهد برای اینکه ایمان را از ما برباید.

این حرف حضرت امام(ره) را مدتها پیش خوانده بودم و همیشه در گوشه ی ذهنم بود و با پیش آمدن حوادث مختلف اعتقادم به آن بیشتر می شد. اما امروز که مقاله روزنامه ی بهار در مورد غدیر را خواندم خیلی بیشتر به حقانیت این مطلب پی بردم. نمی خواهم در مورد آزادی بیان، ضوابط آن، لزوم موضع گیری اصلاح طلبان با غیرت در مورد این مطلب و مواردی از این دست سخنی بگویم، آنها به جای خود باید گفته شود، عرض دیگری دارم. روی سخنم با شما خواننده گرامی است. شمایی که شیعه اید. شمایی که اصلاح طلبید. و البته شمایی که شاید حالا دیگر شیعه نباشید! شاید شما هم از مطالب این مقاله و یا از انتشار آن دفاع کنید امّا خوب است بدانید که کسی که این مقاله را قبول داشته باشد دیگر نمی تواند خود را شیعه بنامد. یکی از ارکان بدیهی تشیع، اعتقاد به منصوب بودن ائمه از طرف خداوند برای حکومت بر مردم است. چیزی که به صراحت در این مقاله ردّ شده. خب مشکلی ندارد، ما می توانیم این مقاله را بپذیریم ولی دیگر نمی توانیم نام خودمان را شیعه بگذاریم. نگویید داری تند می روی، شما از هرکس که مختصری اعتقادات شیعه را بداند سؤال کنید که «اگر قائل به حقانیت خلافت ابوبکر باشیم و غدیر را در مورد ولایت (به معنی حکومت) قبول نداشته باشیم شیعه ایم یا نه؟» به شما پاسخ خواهد داد که «خیر».

امّا این هم مطلب اصلی بنده نبود. آنچه درپی بیان آنم این است که ببین چه ساده همه چیزمان از دستمان می رود! شیطان دارد به هدفش در مورد ما نزدیک می شود. آنهم چه ساده، در قالب یک بحث سیاسی! خیلی جالب است نه؟! داریم سرمایه ای که از هرچیزی برایمان ارزشمندتر است را در قالب یک بحث سیاسی از دست می دهیم. شنیدم بی بی سی هم مطلبی مفصل در این مورد پخش کرده است. به عنوان یک مطلب سیاسی، به عنوان دفاع از آزادی بیان، به عنوان دفاع از دموکراسی، اعتقاد ما را می ربایند. آیا جای احساس خطر ندارد؟ آیا جای به خود آمدن ندارد؟

آیا جای این نیست که توجه کنیم بی دقتی در امور دینی و کم بها دادن به تقوا از یک سو، و اهتمام به دنیا و تعقیب روزانه قیمت سکه و دلار و دغدغه ی لحظه ای اخبار سیاست را داشتن از سوی دیگر باعث می شود که روز به روز حضور ما در فضای فکری و قلبی ایمان تضعیف شده وزمینه برای حمله ی نهایی شیطان فراهم گردد؟

به قول امام خمینی (ره) “من اعلام خطر می کنم!” به داد خودمان برسیم. شیطان در کمین است و خیلی هم نزدیک. همینجاست، پشت نقاب مجری بی بی سی و پنهان شده در بین سطور مقاله روزنامه بهار. شیطان نزدیک است و طمعش دزدیدن ایمان است. او کار خودش را خوب انجام می دهد، ما برای حفظ ایمانمان چه تلاشی می کنیم؟

 

ضمیمه ۱: راستی یادم نبود اشاره کنم به مصداقی دیگر از این خطرهایی که بسیار به ما نزدیکند. چندوقت پیش (شاید دو سال پیش) بود که دکتر سروش مطلبی را در مورد قرآن و وحی گفته بودند که خوشبینانه اش این بود که می توانست برای بسیاری از خوانندگان در حقانیت قرآن و اینکه قرآن کلام خداوند است شبهه ایجاد کند. این مطلب همه جا منتشر شد و من و شما هم در سایتهای خبری آن را دیدیم و چه بسا قدری هم از ایمانمان به قرآن را از دست دادیم. آن از قرآن و این هم از ولایت، کسی که حواسش نباشد چه چیزی برایش باقی می ماند؟

ضمیمه ۲: این را هم اضافه کنم که فقط بحث ولایت و نبوت و قرآن نیست. حتی به توحید هم حمله می شود. حمله هایی در همین نزدیکی. مجله «دانستنیها» که زیرنظر شهرداری تهران است و مخاطبان بسیاری هم در سراسر کشور دارد هر از گاهی به اسم مطلب علمی حمله ای به توحید و ایمان جوانان ما می نماید. البته خودشان هم احتمالاً متوجه نیستند ولی در قالب مطالبی که پیرامون نظریه ی «تکامل» و «فرگشت» بطور مداوم در این نشریه منتشر می شود، بطور جدی به اعتقادات جوانها آسیب می رسد. این مسئله به قدری عجیب است که در خود این مجله در شماره ی ۸۶ ص۲۹ اشاره می شود که خارجی ها از انتشار این مطالب در ایران تعجب می کنند! یعنی آنها بنده های خدا متوجه هستند که این سبک مطالب با توحید منافات دارد ولی منتشرکنندگانش خیر! و اتفاقاً این نشریه تعجب خارجی ها را نقل کرده و می گوید خارجی ها فکر می کنند ما متحجّریم و نمی دانند ما چقدر روشنفکریم! واقعاً جالب است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *