مطلبی به بهانه فیلم دوازده سال بردگی

بسم الله شدید العقاب


خیلی فیلم تأثرآوری بود فیلم دوازده سال بردگی. از یک سو مظلومیّت  بردگان و از سوی دیگر اینکه صدای آنها به جایی نمی رسید خیلی دردآوربود. دردآور برای منی که این سر دنیا هستم، برای منی که سیاهپوست نیستم واجدادم برده نبوده اند.

امّا برخورد سیاهپوستان آمریکایی با این فیلم چگونه خواهد بود؟ آنها هم مثل من (یا قدری بیشتر) متأثر می شوند و بعد به زندگی عادّی خود برمی گردند؟ در صلح وصفا با همنوعان سفیدپوست خود زندگی می کنند و از برابری و برادری و آزادی لذت می برند؟

آقای سیاهپوست ساکن آمریکا! به خودت بیا. همسایه ات فرزند همان کسی است که پدر تو را به بردگی گرفت، شلاق زد و اعدام کرد. تازه حالا فیلمش را هم ساخته و اسکارش را هم گرفته! به خودت بیا! پدر تو لحظه ای که جان می داد چشم امیدش به این بود که روزی فرزندانم انتقام مرا خواهند گرفت؛ از او کاری برنمی آمد، فریاد او به جایی نمی رسید، اما تو می توانی و این بار امروز برعهده ی توست.

آقای سفیدپوست ساکن آمریکا! شمایی که از دیدن این فیلم متأثر شدی و خدارا شکر کرده ای که آن عصر تمام شده و اکنون به عصر آزادی و برابری رسیده ایم؛ همین کافیست؟ آیا همه ی آن مصائب و اثراتشان با ساختن یک فیلم و با رئیس جمهور شدن یک سیاهپوست به پایان می رسد؟ مسلّماً نه. اگر واقعاً می خواهی با آن شخصیت های بی شرفی که در این فیلم دیدی فرقی داشته باشی، «جبران» کن. استغفار کافی نیست، جبران لازم است.

توبه با جبران گذشته است که محقق می شود. اینکه در آمریکا جنگ داخلی ای رخ داده و در نتیجه آن برده داری لغو شده است (که خدا می داند پشت پرده این جنگ چه بوده) حداکثرش این است که باعث شد این ظلم دیگر ادامه پیدا نکند. اما ظلمهای گذشته تکلیفان چه می شود؟ عقب ماندگی علمی و اقتصادی و فرهنگی آفریقاییها و سیاهان استعمار شده چگونه جبران می شود؟ سهم سیاهپوستان و مردم مظلوم آفریقا از پیشرفتهای شما و رفاه امروزتان (که بخش بسیاری از آن از بیگاریهای سخت بردگان و از استعمار کشورهای آفریقاییست) چقدر است؟ این سهم را داده اید؟ تمدن و پیشرفتی که سرمایه اولیه اش (و البته سرمایه امروزش) آغشته به مال حرام و دسترنج غصب شده مظلومین است، چقدر جای تفاخر و ادعا دارد که این همه با رسانه ها و فیلمهایتان مدّعی پیشرفت و جلوافتادگی هستید و به دیگران فخر می فروشید و آنها را جهان سومی و عقب افتاده می خوانید؟

دستهای غرب هنوز آلوده است. آلوده به خون و به هزار جنایت دیگر. هرچقدر هم که با صابون های معطر و مدرن آنها را بشوید پاک شدنی نیست. این دستها وقتی پاک می شود که لااقل به همان میزان که از بردگان کار کشیده اند، بی مزد و منّت برای آنها کار کنند.

***

و در آخر باز یادی کنیم از جوانان مثلاً مسلمان خودمان که چشم بر همه این حقایق می بندند و به غرب مهاجرت می کنند. مهاجرت می کنند تا علم و استعدادشان را در خدمت صاحبان دستهای آلوده قرار دهند و لقمه ای نان بستانند. ای تف بر چنین نانی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *