روضه کودکان کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

دخترم که هنوز چهاردست و پا می رود، هر وقت چیزی روی زمین ببیند از روی کودکی و کنجکاوی بر می دارد و آن را به دهانش می برد. فرق نمی کند دانه ای برنج باشد، پوست پسته باشد یا سنجاقی کوچک. من که بابایش هستم و دوستش دارم. صبحهای زود یا اواخر شب وقتی که او خواب است و من اتفاقی روی زمین اینطور چیزها را می بینم آنها را برمی دارم و بیرون می اندازم یا جایی قرار می دهم که دست او به آنها نرسد.

… و وقتی که این کار را می کنم یاد آن روضه ی شب عاشورا می افتم. اینکه امام حسین علیه السلام شب عاشورا در صحرا می گشتند و خارهای اطراف خیام حرم را جمع می کردند تا مبادا فردا عصر پای کودکان حرم هنگام فرار از شعله آتش و سیلی نامردان…

برای منی که پدر هستم این روضه خیلی باورپذیر است … و خیلی سوزاننده.

السلام علی الحسین

السلام علی الحسین

السلام علی الحسین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *