رهزن دل، سارق اشک

گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟

به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد.

(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

*****************************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

با اندکی تأمل و تحقیق مشخص می شود که بعضی از این شیوه های عزاداری اشتباه است. بنده هم نمی خواهم در مورد این مسئله ی روشن حرفی بزنم. عرض بنده در مورد «میزان» این اشتباه است. آیا این شیوه ها یک اشتباه کوچک است یا یک اشتباه بزرگ و حتی یک خیانت؟

قیام امام حسین علیه السلام و مقاومت حضرت زهرا سلام الله علیها برای حفظ حقیقت دین بود. حفظ حقیقت دین در مقابل تحریفات، انحرافات و دروغها. شدت فجایعی که در کربلا و همچنین فجایعی که در مقابل در خانه ی حضرت علی علیه السلام اتفاق می افتد آخرین تیر در ترکش خدا و اهل بیت است برای حفظ حقیقت دین. آنقدر مصیبت در کربلا سنگین می شود تا دل های سنگ شده را نیز نرم کند و ما مردم خفته ی مست را بیدار نماید. آنقدر ناله ی حضرت زهرا سلام الله علیها جگرسوز می شود تا به همه ی بی خیالها و روزمره زیست ها استرس وارد شود که «قضیه چیست»؟

حالا شما تصور کنید که یک نفر بعد از عاشورا شروع کند روضه ی وقایع کربلا را خواندن و روضه ی راست هم بخواند و دل ها بسوزاند و چشم ها را به گریه وادارد اما دانسته یا ندانسته مسئله ی عاشورا را در حدّ یک واقعه ی جانسوز عاطفی متوقف سازد. یعنی هی بگرید و بگریاند و بر سر وسینه بزند که چه؟ «حسین را سربریده اند». چرا سر بریده اند؟ «مهم نیست، اینقدر فاجعه بزرگ است که دیگر جای به این چیزها فکر کردن نیست، فقط باید گریست!»

امام حسین علیه السلام کاری کردند که دنیا را رسوا کرد[۱]، ظالم و مشرک را رسوا کرد. آنقدر هم این نهال را با خون خود و علی اکبر و علی اصغر و همه ی عزیزانشان آبیاری کردند که  دستگاه تبلیغات اموی که هیچ حتی بی بی سی هم نتواند آن را تحریف کند یا توجه مردم را از آن بازدارد. یعنی اینقدر فاجعه بزرگ است که محال است مردم برای آن عزاداری نکنند. رد خون سینه ی حضرت زهرا (س) بر روی در خانه ی اسدالله و غیرت الله هم آنقدر عجیب و اشک آور است که محال است کسی دلش نلرزد و اشک از چشمانش جاری نشود.

اما، اما، اما… اما اگر این عزاداری به جای توجه به پیامی که این مادر و فرزند (علیهما السلام) به دنبال انتقال آن بودند تبدیل شد به محلی برای عواطف صرف، آیا این اشتباهی کوچک است؟ اگر اینقدر حاشیه های عزادرای (از قبیل آهنگ های مختلف صدا و مداحی، پرچم های رنگارنگ، سیستم های صوتی با صدای بلند، لخت شدن، بالا و پایین پریدن و …) زیاد شد که به خاطر مشغول شدن توجه مردم به آنها، دیگر جایی در ذهن و قلب برای توجه به اصل پیام باقی نماند، آیا این اشتباهی کوچک است؟ امام حسین کشته شدند که ما گریه کنیم؟ خب بیعت می کردند تا کشته نشوند تا هم وجود مقدس ایشان محفوظ بماند و هم ما اینقدر غصه نخوریم. امام علی علیه السلام یک بیعت صوری می کردند تا این جسارت ها به همسرشان نشود و ما هم اینجور در فاطمیه غرق ماتم و اشک نگردیم. راستی چرا؟ راستی این همه خون و درد و غم وصبر، چرا؟

مداح اهل بیت اگر یک بیت شعر روضه می خواند باید ده بیت شعر حماسه بخواند، باید ده بیت شعر از عبودیت و توحید بخواند. از عرفان، از معاد، از برزخ. دل حضرت زهرا برای از بین رفتن حقیقت دین می سوخت که ناله می زدند و حقیقت دین عبودیت است، زندگی ابدی در معاد است، مسئله ی قرب خداست. اینها چند درصد عزاداری ها را تشکیل می دهد؟

نمی دانم، شاید من زیادی گیر می دهم ولی وقتی می بینم اینقدر عزادرای ها پر از حاشیه شده، می ترسم مردم خیال کنند اینکه من از صبح تا عصر در خیابان زنجیر زدم پس دینم به حسین و زهرا (علیهماالسلام) ادا شد. پیش خودم می گویم کاش مردم یک جا می نشستند و نه سینه می زدند و نه زنجیر و نه حتی اشک می ریختند تا بفهمند ما برای راه اهل بیت هیچ کاری نکرده ایم. می ترسم قانع شویم با همین به سر زدنها و خیال کنیم که وظیفه یمان را نسبت به مادرمان انجام داده ایم. هرچقدر هم حواشی این عزاداریها زیادتر می شود بیشتر نگران می شوم. مثلا چطور به کسی که با هزار زحمت علم به آن سنگینی را بر می دارد و خیس عرق می شود و کمرش زیر سنگینی آن می شکند می توان گفت : «هنوز هیچ کاری برای امام حسین نکرده ای.» چطور می شود به کسی که ده شب در خانه اش خرج می دهد و میلیون ها تومان خرج می کند می شود گفت : «شیعه ی علی نیستی». می شود گفت؟ بگویی فحشت نمی دهند؟ چه شد که این توهم برای چنین شخصی ایجاد شده که خیال می کند وظیفه اش را انجام داده؟ آیا جز پرداختن به همین حواشی؟ حضرت زهرا از نامحرم سیلی خوردند که من غذای نذری پخش کنم و خیال کنم آدم خوبی هستم؟ نه والله. حضرت زهرا برای توحید شهید شدند، برای مقابله با دنیاپرستی، برای احیای تفکر معادمحوری. این مسائل چند درصد عزاداری ها را تشکیل می دهند؟

شاید بگویید «این همه مشکل در جهان هست، این همه گناه و فحشاء، گیر داده ای به مجلس عزای اهل بیت ولو که در آن چهار تا اشتباه هم بشود. بالاخره مجموعا کار مثبتی است. این جوانها اگر این مجالس را نیایند کجا می روند خیال می کنی؟»

راستش اگر قضیه همین بود چیزی نمی گفتم، حق با شماست، اینقدر ظلم بزرگتر در جهان هست که نوبت به مقابله با این اشتباهات کوچک نمی رسد. اما واقعاً قضیه همین گونه است که شما می گویید؟ واقعاً این مجالس مجموعاً یک کار مثبت حساب می شود؟ شاید اینطور نباشد. کربلا شوری ایجاد کرده است که هرکس از آن خبر داشته باشد نمی تواند بی تفاوت بنشیند و باخود خواهد گفت که «کاری باید کرد» مگراینکه آن «کار» را جور دیگری تفسیر کنیم و با یک بدل دروغین، خیال کنیم که وظیفه یمان را انجام داده ایم.

گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟

به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد. اگر مداحی آمد و دو ساعت مردم را گریاند و به عزاداری پرشوری واداشت اما حضار مجلس خیال کردند به خاطر جای کبودی ای که روی صورت و سینه یشان مانده، دینشان را به سیدالشهدا ادا کرده اند، این مداح دانسته یا ندانسته خیانت کرده است. آخر آن مصیبیتی که در کربلا رخ داد، کوچک نبوده است که بشود گفت اشتباهی که در تفسیر و یا تبلیغ آن می شود کوچک و بی اهمیت است.

چه بگویم؟ چطور بگویم که حضرت زهرا برای هدفی بزرگ این لطمات را متحمل شدند، ذره ای انحراف در تفسیر حرکت ایشان و حتی در نحوه ی عزاداری برای ایشان، ضایع کردن اجر ایشان است و عامل ابتر ماندن آنهمه تلاش و رنج. این خیانت نیست؟

*****

در پایان این مقاله لازم است تأکید کنم که بنده از عمق جان به ارزش والای عزاداری برای سیدالشهدا و بی بدیل بودن این مهم در هدایت مردم اعتقاد دارم و بزرگترین افتخارم را نوکری امام حسین و بزرگترین عملم را گریه ی برای ایشان می دانم.

مسئله ای که مهم است این است که دو دسته مجلس عزای اهل بیت داریم. یکی آن دسته ای است که در چهارچوب دین برگزار می شود و در عین پرشور بودن پیام مدنظر اهل بیت را نیز از طریق همین روضه ها و با نمک همین اشکها به مخاطبین خود انتقال می دهد (که بهترین و عمیق ترین شیوه ی انتقال مفاهیم دینی است). در حسن بلکه در احسن بودن این مجالس (که الحمدلله کم هم نیستند) هیچ حرفی نیست و آرزوی ما زیادی روزافزون آنهاست. دسته ی دیگر مجالسی است که پیام اصلی نهضتهای حسینی و فاطمی در آنها ترویج نمی شود اگرچه در آنها هم اشک و ماتم و توسل و ارتباط قلبی با اهل بیت هست. در حسن این اشک و این ارتباط قلبی هم شکی نیست لیکن به نظر بنده می رسد که اگر این اشک و عزا (به اضافه ی سیستم های صوتی عجیب و غریب و علم و قمه زنی و …) باعث شود که آن محبت و شور حسینی ابتر بماند و در حداقلها واگذاشته شود، شاید نبودن اینچنین مجالسی بهتر از بودن آنها باشد. اینگونه لااقل امید این هست که محبت حسینی (که در قلب همه ی شیعیان هست) باعث جلب قلوب به سوی مجالس عمیق تر و مجالسی که در آنها پیام این نهضت ها توسط علما (و نه مداحان جوان) انجام می شود گردد و وقتی رهزن نبود، راهنما بتواند قافله را به مقصد برساند.

خلاصه اینکه نباید به صرف وجود اشکها و حالها مهر تأیید (ولو تأیید نسبی) روی این مجالس بزنیم و باید ببنیم که تا چه اندازه تأمین کننده ی هدف گوهرهای معصومی است که برای حفظ دین خدا جان خود و عزیزانشان را فدا کرده اند. به جای تأیید و دفاع از این مجالس تلاش کنیم مجالس اصیل را توسعه دهیم و خدمتی واقعی به اهل بیت نماییم.

در انتها کلماتی از امام خمینی(ره) و رهبر حسینی انقلاب را هم به عنوان حسن ختام نق می نمایم؛ لطفا روی آنها و روی عرایض بنده فکر کنید و اگر عرایض بنده را صحیح نمی دانید، مستدلاً تذکر دهید تا بنده هم از اشتباه بیرون آیم.

-” مجلس عزا نه براى این است که گریه کنند براى سید الشهدا و اجر ببرند- البته این هم هست و دیگران را اجر اخروى نصیب کند- بلکه مهم، آن جنبه سیاسى است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه‏اش را کشیده‏اند که تا آخر باشد و آن، این [که‏] اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده و هیچ چیز نمى‏تواند این کار را به مقدارى که عزاى حضرت سید الشهدا در او تأثیر دارد، تأثیر بکند.”[۲]

(نویسنده عرض می کند که مسلم است همان جنبه ی سیاسی هم اصالت نداشته و مقدمه ی استقرار کامل دین می باشد و استقرار کامل دین نیز برای هدایت انسان ها به سمت توحید و عبودیت و معادمحوری است)

– “مسأله‌ى دیگر، مسأله‌ى روضه‌هاست. روضه‌خوانى و سینه‌زنى باید باشد؛ اما نه در هر عزایى. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن – آن سنت سنیه – مربوط به همه‌ى ائمه نیست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا یک وقت در جمع و مجلسى کسى روضه‌یى مى‌خواند، عده‌یى دلشان نرم مى‌شود و گریه مى‌کنند؛ این عیبى ندارد. اصلاً عزادارى کردن یک حرف است، روضه‌خوانى و سینه‌زنى راه انداختن یک حرف دیگر است. روضه‌خوانى و سینه‌زنى راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست‌ویکم ماه رمضان، سینه‌زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‌بن‌جعفر (علیه‌السّلام) – با این‌که وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‌خوانى است – من لزومى نمى‌بینم که سینه‌زنى بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحه‌خوانى و سینه‌زنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‌آور است.”[۳]

– “محتواها را محتوائى قرار بدهید که مخاطب شما استفاده کند؛ یا یک منقبت قابل فهمى، یا یک فضیلت برانگیزاننده‌اى از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) باشد که اعتقاد و ایمان انسان را محکم کند…مسئله فقط تحریک احساسات نیست؛ هدایت ذهنهاست.”[۴]



[۱] رجوع کنید به مطلب حسین آبروی دنیا را برد

[۲] صحیفه امام ج‏۱۶  ص ۳۴۶

[۳] بیانات رهبر معظم انقلاب-۷۰/۱۲/۱۳

[۴] بیانات رهبر معظم انقلاب-۸۷/۴/۴

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *