بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

سم الله الرحمن الرحیم

بخشهایی از کتاب مطلع عشق که شامل بیانات شیرین و پرنکته ی  آقا هنگام خواندن خطبه عقد برای جوانان است.

(قسمتهایی که با علامت “” مشخص شده اند عین مطالب می باشند و سایر قسمتها تلخیص شده اند البته بدون تصرف معنایی)

 

هدف ازدواج

ص۱۱-هدف ازدواج در مسیر همان هدف زندگی است و هدف زندگی تکامل معنوی و نفسانی خود و دیگران است.

ص۲۵-تربیت و کمال و هدایت تحقق نمی باید مگر در محیطی امن

ص۱۵-“زن و مرد هر دو به این ازدواج،به این با هم زندگی کردن،با هم تشکیل خانواده دادن و یک جمع بوجود آوردن،احتیاج دارند”

ص۱۷-حفظ تقوی و عفاف هدف مطلوبی برای ازدواج است.

 

ازدواج، یک ارزش و ضرورت

ص۱۲-خداوند ازدواج را یک ارزش قرار داده “کسی که ازدواج نمی کند خود را از این ارزش محروم نموده است.”

ص۲۴-“این پیوند ازدواج و زناشویی،یکی از نعمات بزرگ الهی و یکی از اسرار آفرینش است و یکی از موجبات بقا و ماندگاری و صحت و صلاح جوامع است”

ص۱۱۸ و ۱۱۹- “ازدواج یک ضرورت است،باید انجام بگیرد. باید تحقق پیدا کند. اینکه دخترها بگویند ما هنوز آماده ی ازدواج نشده ایم، پسرها بگویند ما هنوز عقل زندگی نداریم، حرف های منطقی آنچنانی نیست…این ازدواج یک مسئولیت پذیری هم هست. این حسّ گریز از مسئولیت، مقداری مانع می شود از اینکه این کار انجام شود.”

 

 

سنّ ازدواج

ص۱۲-“اسلام اصرار دارد که پسرها و دخترها در همان سنینی که برای ازدواج آماده اند،ازدواج نمایند.”

ص۱۳-“پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اصرار داشتند جوانها زود ازدواج کنند –چه دخترها و چه پسرها-…جوانها در سنین مناسب،وقتی از دوران جوانی خارج نشده اند،در همان حال گرمی و شور و شوق،باید ازدواج کنند این برخلاف برداشت و تلقی خیلی از افراد است که خیال می کنند ازدواج های دوران جوانی،ازدواج های زودرس است و ماندگار نیست.درست برعکس است”

 

آثار ازدواج

ص۱۳-تأثیر عمیق در تربیت انسان،در رشد فضایل،در ساخت و ساز انسان سالم از لحاظ عاطفی و ..

ص۱۴-“وسیله ی آرامش و آسایش روحی”،”وسیله ی دلگرم شدن به تداوم فعالیت زندگی”،”وسیله ی تسلّی،وسیله ی پیدا کردن یک غمخوار نزدیک که برای انسان در طول زندگی لازم است”

ص۱۸-“نفس این علقه ی زوجیت و تشکیل یک واحد جدید،مایه ی آرامش زن و مرد و مایه ی کمال و اتمام شخصیت آنهاست”

ص۱۸-“اصل قضیه این است که دو نفر با هم زندگی مشترکی را تشکیل می دهند”

ص۱۸-“نفس ایجاد کانون خانوادگی و یک کانون جدید از همه چیز مهم تر است”

ص۲۵-“خانواده یک محیط امنی است که در آن چه فرزندان و چه خود پدر و مادر می توانند روح و فکر و ذهن خود را در این محیط…سالم نگه دارند و رشد بدهند”

ص۲۷-“خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان،محل آرامش روانی دو انسان…این آرامش،سکونت و نجات از تلاطمهای روحی و اضطراب های زندگی است. میدان زندگی،میدان مبارزه است و انسان دائم در معرض نوعی اضطراب است، این بسیار چیز مهمی است”

ص۲۸-“مرد در کشاکش زندگی مردانه ی خود،احتیاج به یک لحظه ی آرامشی دارد تا بتواند راه را ادامه بدهد … وقتی با همسر خود مواجه می شود،این همان لحظه ی آسایش و آرامش است.”

ص۲۸-“انسان که ماشین نیست،انسان روح است،انسان معنویت است،انسان عواطف و احساسات است.حالا می خواهد آرامش پیداکند.این آرامش کجاست؟ محیط خانواده است.”

 

ملاک انتخاب همسر

ص۱۵-“در شرع مقدس اسلام،آنچه که معین شده است این است که دختر و پسر باید با یکددیگر کفو باشند و عمده ی مسأله در باب کفو عبارت است از ایمان…اینکه تأمین شد،بقیه ی چیزها اهمیتی ندارد…سایرچیزها را خدای متعال تأمین می فرماید.”

ص۶۰-هم زن ها و مردهایی داشته ایم که باعث و یاور بهشت رفتن همسر خود شده اند و هم داشته ایم که همسر خوب خود را جهنمی کرده اند.

ص۱۰۸-“دختر و پسرها به دنبال ایده آل نباشند. در امر ازدواج، هیچ کس ایده آل نیست. انسان نمی تواند ایده آل خود را پیدا کند. باید بسازند و زندگی کنند.”

 

جایگاه زن و مرد

ص۵۰-مرد نباید در خانه نقش زن را پیدا کند و زن نباید حاکم مطلق خانه شود و به مرد دستور دهد ومرد تسلیم باشد “چنین مردی دیگر نمی تواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست می دارد.”

ص۵۱-“این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر، چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع … بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید،یک جا زن کوتاه بیاید”

ص۵۱-“روح زن چون لطیف تر است،احتیاج به آرامش بیشتر ی دارد و او نیاز به آسایش و تکیه کردن به یک جای مطمئن دارد”

ص۵۲-“مرد به زن به صورت یک الگوی زیبایی،الگوی ظرافت،الگوی حساسیت نگاه می کند،او را لطیف می بیند.اسلام هم همین را تأکید کرده … مرد در چشم زن،مظهر اعتماد، نقطه ی اتکا و اعتماد است و محبت خودش را به او در این قالب ترسیم می کند”

 

محبت

ص ۶۷-“بالاتر از واقعیات زدگی،آرزوها و شوق ها و احساسات انسانی در زندگی نقش دارند. نقششان هم نقش تبعی و درجه دوم نیست بلکه نقش اصلی است.” زن و مرد باید عشقشان را به هم حفظ کنند “چرا که عشق زایل شدنی است”

ص۶۸- “زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست…این محبت زن و شوهر هم جزو محبت های خدایی است.”

ص۶۹و۷۰-“امروز در دینای تعبیر بدی از محبت می کنند، این عشقی که تعبیر می کنند محبت و اقعی نیست. این،همان حالت هیجان جنسی است که به یک شکل خاصی آن را ظاهر می کنند. این ممکن است در خیلی موراد پیش بیاید، ارزش هم ندارد. آن چیزی که با ارزش است، آن محبت عمیق و صمیمی و خدایی و همراه با احساس مسئولیت متقابل بین دختر و پسر است که بدانند حالا بعد ار این، یک واحدند و یک هدف را دنبال می کنند. این آن محبتی است که خانواده بر اساس آن شکل می گیرد.” چنین محبتی روز به روز بیشتر می شود.

ص۷۰-محبت زن و شوهر به هم ارتباط مستقیم دارد به اعتماد آنها به هم،کم یا زیاد شدن اعتماد اثر جدی روی محبت می گذارد.

 

تحصیلات و فعالیت های اجتماعی زن

ص۵۳-مرد باید به زنش کمک کند تا بتواند رشد علمی و معنوی داشته باشد به خصوص که در جامعه، محرومیت هایی از این ناحیه برای زنها هست،مرد باید”در حد اقتضای و ضع زندگی خانوادگی” مانع زن نشود.

ص۸۰-اگر زن انسان بخواهد قدم خیری بردارد :درس دینی بخواند،قرآن بخواند،ادامه ی تحصیل دهد،در امور خیریه شرکت کند،مردها مانع نشوند. نگویند ما زن گرفته ایم که زندگی کنیم. زن ها هم همین طور.

ص۸۰و۸۱-“اگر کسی استعداد دارد در کارهای مربوط به بیرون منزل، باید انجام بدهد، خیلی هم خوب است.منتها یک شرط دارد، باید جوری باشد که این اشتغال –حتی در داخل خانه-به پیوند زن و شوهر لطمه ای نزند.” حتی کار خانه هم نباید آن قدر باشد که زن خسته باشد و حوصله ی تحویل گرفتن شوهرش را نداشته باشد.

ص۸۱- زن اگر خواست برود کار کند،این اشکالی ندارد، اسلام هم مانع نیست. اما وظیفه ی او این نیست. این بر او واجب و و لازم نیست.چیزی که بر او واجب است، عبارت است از حفظ فضای حیاتی برای مجموع این خانواده”

ص۸۲-“برخی فکر می کنند اگر زنی مثلاً کارش عبارت شد از همان کارِ خانه،این اهانت به زن است؛نه! هیچ اهانت نیست. بلکه مهم ترین کار برای زن است که زندگی را سرپا نگه دارد.”

 

 

سادگی زندگی

ص۹۸- زندگی را ساده بردارید،نه آن سادگی زهّاد و اهل تقوی. سادگی به نسبت کارهایی که مردم امروز می کنند. زندگی را بر پایه ی اسراف قرار ندهید.

ص۹۸-“یکی از موجبات سعادت خانواده ها و اشخاص است که تقیدات زاید و تجملات زیادی و پرداختن بیش از اندازه ی لازم به امور مادی، از زندگی آنها ور شود.”

ص۹۸-“ساده زندگی کردن منافاتی با رفاه ندارد. آسایش هم که اصلاً در سایهی ساده زندگی کردن است.”

ص۹۹- زندگی تریفاتی و پر مصرف و … انسان ها را بدبخت می کند.

ص۹۹-“اول زندگی را ساده بردارید، هر چه می توانید در این جهت سعی کنید البته اعتقاد نداریم که افراد باستی بر عیال خودشان، بر نزدیکان خودشان سخت گیری های تنگ نظرانه بکنند.”

ص۱۰۰- “قناعت کنید، از قناعت خجالت نکشید. بعضی ها خیال می کنند که قناعت مال آدم های تهی دست و فقیر است و اگر داشت، دیگر لازم نیست قناعت کند.نه، قناعت یعنی در حدّ لازم، در حدّ کفایت ، انسان توقف کند.”

ص۱۰۰- “در همه ی مراحل می بایستی میانه روی و قناعت و گرایش به روش متواضعانه و فقیرانه را فراموش نکرد که این نظر اسلام است.”

– اگر تشریفات ازدواج را کم کردید جنبه ی معنوی تقویت می شود.

 

 

مراسمات ازدواج

ص۵۹-“جشن و اسراف و زیاده روی کسی را خوشبخت نمی کند. مهریه و جهیزیه هم کسی را خوشبخت نمی کند”

ص۱۰۰-سادگی را از همان مراسم ازدواج باید شروع کرد وگرنه بعدش هم نمی شود ساده زندگی کرد.

 

ص۱۰۰- [توصیف ایشان از مراسمات پرخرج:] “مجلس کذایی مثل اعیان و اشراف های زمان طاغوت”

ص۱۰۱-در مورد تشریفات ازدواج،مهریه های گران،جهیزیه های سنگین و مجالس آنچنانی “شما دخترها و پسرها که عروس و داماد می شوید،پیشقدم شوید. بگویید ما این جوری نمی خواهیم، به این زیادی نمی خواهیم.وقتی جامعه مشکل دارد وقتی در جامعه فقیر هست باید انسان ملاحظه کند.”

ص۱۰۱-“اگر دختر و پسر اهل قناعت و ساده زیستی باشند،بزرگترها هم مجبور می شوند از آنها تبعیت کنند.”

 

ص۱۱۷ ت ص ۱۲۴ :

–         ” در اسلام تشریفات ازدواج ساده است.”

–         جشن و سرور جزء تشریفات رسمی و دینی ازدواج نیست اما عیبی هم ندارد ولی خلاصه لازم نیست.

–         “اگر خدای ناکرده آن چیزهایی را که سالم ازاله کرد و ریخت بیرون، این ها را ما در عقد ازدواج بیاوریم، آن وقت عقد ما عقد جاهلی خواهد شد. خودمان مسلمانیم،اسممان مسلمان است امّا کارمان کار جاهلیّت خواهد شد.”

–         “آن کسانی که با تجملات مخالفت می کنند، معنایش این نیست که از لذت ها و خوشی ها بی اطلاعند، نه! آن کار را مضرّ برای جامعه می دانند.”

–         مراسمات در حد معقول و متداول ایرادی ندارد.

–         “با جشن و شادی و مهمانی موافقیم ولی با اسراف مخالفیم.”

–         “ریخت و پاش زیادی هم حرام است.اسراف حرام است.سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواقعی واقعاً حرام است”

–         “چقدر دخترها و پسرها که اگر ازدواج می کنند به خاطر بی بندوباری پولدارها، احساس کمبود می کنند.احساس غصه می کنند…فکر می کنند چیزی کم دارند”

–         “این هتل ها و سالن ها و جشن های پرخرج را رها کنید.البته ممکن است توی سالنی هم کسی جشن بگذارد امّا ساده،مانعی ندارد.”

–         “شادی و میهمانی و دعوت کردن از دوستان و نزدیکان و خویشاوندان و رفقا خوب است، اما اسراف بد است.”

–         “عروس و عقد و شادی چیز خوبی است. حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم برای دختر مکرمه ی خودشان مجلس عروسی گرفتند،شادی کردند و مردم شعر خواندند. زنها دست زدند و خوشی کردند.”

–         “من مخالفتی نمی کنم با این سالنها. من با تشریفات مخالفم”

–         “بگذارید آن کسانی که ندارند به ازدواج تشویق شوند و آن کسانی که ندارند مأیوس نشوند”

–         میهمانی در باشگاه ها و هتل های آنچنانی مناسب شأن اهل علم نیست. مناسب شأن مردمان پرهیزگار و مؤمن نیست.”

–         “بعضی ها خیال می کنند اگر ما عروسی را برای دخترمان ساده برگزار کنیم دختر ما سرشکسته خواهد شد.نه! سرشکسته نخواهد شد.”

–         اثر ازدواج های پرهزینه، مهریه و جهیزیه های گران این است که کسی جرئت نمی کند به ازدواج نزدیک شود.

–         “من گمان می کنم آن کسانی که با مجالس و محافل سنگین، با مهریه ها و جهیزیه های سنگین کار را برای دیگران مشکل می کنند، حسابشان پیش خدا خیلی سخت است … انسان وقتی «دارد» کاری بکند که دیگران نتوانند هیچ اقدامی بکنند، این درست است؟”

–         “عوض این همه خرج کردن،یک دهمش را به یک مستحقی بده، یک علم ثواب ببر”

–         حضرت زهرا که آن همه مقام معنوی داشتند، هم پدرشان رئیس حکومت اسلامی بود، چقدر مهریه و جهیزیه یشان کم بود. در زمان ایشان هم کسانی بودند که مهریه یشان را ۱۰۰۰ شتر می کردند… ماکه از حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما بالاتر نیستیم.”

–         لباسِ عروس کرایه ای ننگ نیست،ننگ این است که با وجود فقر مردم، انسان یک چیز گران قیمت را بگیرد و فقط یک بار مصرف کند.

 

مهریّه

ص ۱۲۴ تا ص ۱۲۷:

– کسی که مهریه را تشریع و جزء مراسم شرعی ازدواج کرد برای بهترین و محترم ترین و با عنوان ترین دختر و پسر که هم زیبا بودند و هم از خانواده ی پیامبر که تقریباً اعیانی ترین خانواده ی قریش بودند دیدید چقدر مهر قرار داد؟

– مهریّه ی زیاد کار جهّال است. مهریّه ی سنگین مال دوران جاهلیت است. مهریه ی بالا، دوری از اسلام است.

– “اگر کسی برای دختر خود اهمیت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است، راهش این نیست که بگوید باید مهریه ی ما را زیاد کنید. مهریه هر چقدر کمتر باشد. جنبه ی انسانی این پیوند بیشتر است.”

– بالا بردن مهریه بی احترامی به دختر است چرا که او را در حدّ یک کالا و متاع پایید می آورید.

– مهریه کسی را خوشبخت نمی کند. زن اگر ناراحت شود مهریه مانع نمی شود، می گوید مهرم حلال، جانم آزاد.

– بعضی خیال می کنند مهریه ی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می کند، این خطا است. هیچ مهریه ی سنگینی مانع از طلاق نمی شود و نشده است.

-“من از مردم سراسر کشور خواهش می کنم که آن قدر مهریه ها را زیاد نکنند…خدا،رسول صلی الله علیه و آله در این زمان به خصوص، از آن راضی نیستند.”

 

جهیزیه

ص ۱۲۷ تا ص ۱۳۱ :

– “جهیزیه برای دختر مایه ی عزت نیست”

– پدر و مادرها به خیال خودشان و برای اینکه مبادا دل دخترشان بشکند، جهیزیه ی سنگین تهیه می کنند.

-حضرت زهرا سلام الله علیها که همه ی زنهای عالم از اول تا آخر در مقابل او مثل خدمت کارهایی هستند، جهیزیه یشان به پول امروز معلوم نیست بیش از چند هزار تومانی بشود. حالا ما که نمی توانیم مثل آنها باشیم. امّا “معلوم می شود راه، آن راه است.جهت، آن جهت است.”

– اگر ما داستان جهیزیه و ازدواج این حضرات را بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم چه فایده ای دارد؟

-عروس خانم ها! “پدر و مادر هم اگر می خواهند، شما نگذارید”

 

 

متفرقه

ص۷۲-“باید جوان ها را هدایت کرد اما در جزئیات امور آنها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آنها مشکل شود”

ص۸۱-“منظور از کمک [به زن] فقط شستن ظرف و … نیست.البته این ها هم کمک است ولی منظور بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است.در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند”

ص۹۱-“اگر دیدید همسرتان عیبی دارد،تحمل کنید، او هم همزمان دارد عیبی از شما را تحمل می کن. اگر قابل اصلاح است، اصلاح کنید وگرنه با او بسازید.”

– ترس از شغل و مسکن و … نباید مانع ازدواج شود. «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله» ازدواج در وضع معیشت آنها دشواری خاصی بوجود نمی آورد. بلکه به عکس خداوند آنها را از فضلش غنی هم می کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *