«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon لذت زندگی دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

عید فطر

آیا اسلام مؤمنین را از داشتن زندگی شیرین باز می دارد؟ آیا از آنها می خواهد با فشار و سختی و با هر جان کندنی که هست تا وقت مرگ در انجام دستورات اسلام استقامت ورزند و در دنیا به فکر لذت و آرامش نباشند؟ آیا خداوند می خواهد مؤمنین تنها در برزخ و بهشت از نعمتهای شیرین الهی متنعم شوند و تنها در آنجا به آسایش و سعادت دست یابند؟ (برای مشاهده متن کامل بر روی لینک «ادامه مطلب» کلیک فرمایید)

 

PostHeaderIcon مطلبی در مورد مقاله روزنامه بهار پیرامون غدیر: طمع شیطان دزدیدن ایمان انسان است

بسم الله الرحمن الرحیم

امام خمینی (ره) می فرمایند : "طمع شیطان از انسان دزدیدن ایمان است" (آداب الصلاة ص36). یعنی آن هدف اصلی ای که شیطان تعقیب می کند از بین بردن ایمان ماست و شیطان به اینکه ما مرتکب چند گناه شویم بسنده نمی نماید بلکه همه ی اینها را زمینه ای قرار می دهد برای اینکه ایمان را از ما برباید.

این حرف حضرت امام(ره) را مدتها پیش خوانده بودم و همیشه در گوشه ی ذهنم بود و با پیش آمدن حوادث مختلف اعتقادم به آن بیشتر می شد. اما امروز که مقاله روزنامه ی بهار در مورد غدیر را خواندم خیلی بیشتر به حقانیت این مطلب پی بردم. نمی خواهم در مورد آزادی بیان، ضوابط آن، لزوم موضع گیری اصلاح طلبان با غیرت در مورد این مطلب و مواردی از این دست سخنی بگویم، آنها به جای خود باید گفته شود، عرض دیگری دارم. روی سخنم با شما خواننده گرامی است. شمایی که شیعه اید. شمایی که اصلاح طلبید. و البته شمایی که شاید حالا دیگر شیعه نباشید! شاید شما هم از مطالب این مقاله و یا از انتشار آن دفاع کنید امّا خوب است بدانید که کسی که این مقاله را قبول داشته باشد دیگر نمی تواند خود را شیعه بنامد. یکی از ارکان بدیهی تشیع، اعتقاد به منصوب بودن ائمه از طرف خداوند برای حکومت بر مردم است. چیزی که به صراحت در این مقاله ردّ شده. خب مشکلی ندارد، ما می توانیم این مقاله را بپذیریم ولی دیگر نمی توانیم نام خودمان را شیعه بگذاریم. نگویید داری تند می روی، شما از هرکس که مختصری اعتقادات شیعه را بداند سؤال کنید که «اگر قائل به حقانیت خلافت ابوبکر باشیم و غدیر را در مورد ولایت (به معنی حکومت) قبول نداشته باشیم شیعه ایم یا نه؟» به شما پاسخ خواهد داد که «خیر».

امّا این هم مطلب اصلی بنده نبود. آنچه درپی بیان آنم این است که ببین چه ساده همه چیزمان از دستمان می رود! شیطان دارد به هدفش در مورد ما نزدیک می شود. آنهم چه ساده، در قالب یک بحث سیاسی! خیلی جالب است نه؟! داریم سرمایه ای که از هرچیزی برایمان ارزشمندتر است را در قالب یک بحث سیاسی از دست می دهیم. شنیدم بی بی سی هم مطلبی مفصل در این مورد پخش کرده است. به عنوان یک مطلب سیاسی، به عنوان دفاع از آزادی بیان، به عنوان دفاع از دموکراسی، اعتقاد ما را می ربایند. آیا جای احساس خطر ندارد؟ آیا جای به خود آمدن ندارد؟

آیا جای این نیست که توجه کنیم بی دقتی در امور دینی و کم بها دادن به تقوا از یک سو، و اهتمام به دنیا و تعقیب روزانه قیمت سکه و دلار و دغدغه ی لحظه ای اخبار سیاست را داشتن از سوی دیگر باعث می شود که روز به روز حضور ما در فضای فکری و قلبی ایمان تضعیف شده وزمینه برای حمله ی نهایی شیطان فراهم گردد؟

به قول امام خمینی (ره) "من اعلام خطر می کنم!" به داد خودمان برسیم. شیطان در کمین است و خیلی هم نزدیک. همینجاست، پشت نقاب مجری بی بی سی و پنهان شده در بین سطور مقاله روزنامه بهار. شیطان نزدیک است و طمعش دزدیدن ایمان است. او کار خودش را خوب انجام می دهد، ما برای حفظ ایمانمان چه تلاشی می کنیم؟

 

ضمیمه 1: راستی یادم نبود اشاره کنم به مصداقی دیگر از این خطرهایی که بسیار به ما نزدیکند. چندوقت پیش (شاید دو سال پیش) بود که دکتر سروش مطلبی را در مورد قرآن و وحی گفته بودند که خوشبینانه اش این بود که می توانست برای بسیاری از خوانندگان در حقانیت قرآن و اینکه قرآن کلام خداوند است شبهه ایجاد کند. این مطلب همه جا منتشر شد و من و شما هم در سایتهای خبری آن را دیدیم و چه بسا قدری هم از ایمانمان به قرآن را از دست دادیم. آن از قرآن و این هم از ولایت، کسی که حواسش نباشد چه چیزی برایش باقی می ماند؟

ضمیمه 2: این را هم اضافه کنم که فقط بحث ولایت و نبوت و قرآن نیست. حتی به توحید هم حمله می شود. حمله هایی در همین نزدیکی. مجله «دانستنیها» که زیرنظر شهرداری تهران است و مخاطبان بسیاری هم در سراسر کشور دارد هر از گاهی به اسم مطلب علمی حمله ای به توحید و ایمان جوانان ما می نماید. البته خودشان هم احتمالاً متوجه نیستند ولی در قالب مطالبی که پیرامون نظریه ی «تکامل» و «فرگشت» بطور مداوم در این نشریه منتشر می شود، بطور جدی به اعتقادات جوانها آسیب می رسد. این مسئله به قدری عجیب است که در خود این مجله در شماره ی 86 ص29 اشاره می شود که خارجی ها از انتشار این مطالب در ایران تعجب می کنند! یعنی آنها بنده های خدا متوجه هستند که این سبک مطالب با توحید منافات دارد ولی منتشرکنندگانش خیر! و اتفاقاً این نشریه تعجب خارجی ها را نقل کرده و می گوید خارجی ها فکر می کنند ما متحجّریم و نمی دانند ما چقدر روشنفکریم! واقعاً جالب است!

 

PostHeaderIcon کدام سیاست عین دیانت ماست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید مدرس

آیا تا وقتی که اصل مسئله ی تقوا و معاد برای مخاطب ما حلّ نشده، صحیح است که ما در مقابل او از فلان رفتار ولیّ فقیه دفاع کنیم؟ مثل این است که شروع کنی از صفحه ی 100 کتاب ریاضی تدریس نمایی، سودی دارد یا بدتر باعث گیجی می شود؟ ما که ولایت فقیه و ولیّ فقیه را روی حساب آشنایی و در و همسایگی و فامیلی که قبول نکرده ایم، روی حساب اعتقادمان به ولایت الهی و تکلیف است، خب برای مخاطبمان هم اول باید این مسئله را حل کنیم نه اینکه بیاییم علیرغم وجود هزار اختلاف نظر در این موارد، بنشینیم و در مورد وزاری پیشنهادی کابینه ی آقای روحانی به بحث بپردازیم! آخر چه سودی دارد؟! (برای مشاهده متن کامل مقاله بر روی لینک ادامه مطلب کلیک بفرمایید)

 

 

PostHeaderIcon نقدی بسیار کوتاه بر فیلم «گذشته» آقای اصغر فرهادی

بسم الله الرحمن الرحیم

 این فیلم  (که از لحاظ سینمایی و هنری انصافاً قوی است) اگر پیامبر اکرم (ص) مبعوث نشده بودند هم به همین صورت بود. اگر هیچ پیامبری مبعوث نشده بود نیز به همین صورت بود. اگر معاذالله خداوندی هم نبود باز به همین صورت بود. و این خیلی شگفت انگیز است که مسلمانی فیلمی بسازد (آنهم در این سطح) و اثری از بزرگترین حقایق هستی در آن نباشد. نام ما را می توان مسلمان گذاشت؟ مسلمان هیچ، می توان موحد گذاشت؟ در کجای این فیلم شما اثری از توحید می بینید؟ انقلاب و اسلام که هیچ! در کجای این فیلم نقش و اثری برای خداوند می بینید؟

شاید من اشتباه می کنم و فیلم را با دقت ندیده ام ولی به نظر بنده رسید که این فیلم در فضایی کاملاً سکولار ساخته شده  و احتمالاً قبل از بعثت انبیاء و شاید قبل از ... بگذریم.

با مزه اش این است که چنین فیلمی به عنوان نماینده ی یک کشور مسلمان  در اسکار شرکت می کند و از طرف جمهوری اسلامی ایران به این رقابت معرفی می شود! انصافاً که خیلی بامزه است و لبخند بر لب انسان می نشاند. مسئولین فرهنگی ما واقعاً در چه عصری زندگی می کنند؟!

به هرحال بازهم تأکید می نمایم که  ادعای این را ندارم که حتماً این نقدم وارد باشد. اگر دوستان نکته ای در این فیلم می بینند که می شود از آن فهمید خدایی وجود دارد و پیامبرانی آمده اند و تعالیمی آورده اند و ... لطفاً تذکر دهند بنده حتماً اصلاح خواهم کرد.

 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> کارآمدی

روزی روزگاری کسی بود که یک شب در میان مسواک می زد، بعضی شب ها حتی حوصله همین مقدار را هم نداشت. همان وقتهایی هم که مسواک می زد، سرسری و خیلی سطحی بود.

چند سال بعد بعضی از دندانهای این فرد خراب شدند.

او الآن دیگر اصلاً مسواک نمی زند و معتقد است مسواک زدن فایده ای ندارد.

************

حکایت دینداری ماست.