«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon همسایه ی ما عصایش را تبدیل به اژدها می کند

بسم الله الرحمن الرحیم

من همسایه ی محمد بن عبدالله هستم. خانه یشان یک کوچه آن طرف تر است. جوری که اگر بروم روی پشت بام بایستم خانه یشان پیداست. آدم عجیبی است. با همه فرق دارد. یک جوری است. می گوید خدا او را فرستاده. او را رسول الله می خوانند. من به خدا اعتقاد دارم اما خیلی برایم عجیب است که فرستاده ی آن الله عظیم، در همین همسایگی ما باشد. نمی دانم.

-------------------------------------------------------

من از طایفه ی بنی اسرائیلم. دیروز خیلی اتفاق عجیبی افتاد. نمی دانم چطور توضیحش بدهم. اصلا شک دارم باور کنید یا نه. شاید مسخره ام کنید و بگویید دیوانه ام. ولی می گویم. دیروز، وقتی که داشتیم از دست فرعونی ها فرار می کردیم، به نیل رسیدیم و راه بر ما بسته شد. مطمئن بودیم که گیر افتاده ایم. اما نمی دانم یک دفعه موسی چکار کرد که نیل دو تکه شد. از میانش راهی باز شد و هر تکه مثل کوهی در طرفی قرار گرفت. باور نمی کنید، نه؟ می گویید زده به سرم، نه؟ ولی واقعا این اتفاق افتاد. الان هم که دارم این ها را می نویسم موسی آن طرف تر ایستاده. دارد با هارون (برادرش) صحبت می کند. روزگار عجیبی است.

-------------------------------------------------------

باید هرچه سریعتر آنچه را که الآن دیدم بنویسم. ای کاش بودید و خودتان می دیدید. هنوز هم واقعه در جریان است. همین چند متر آن طرف تر، در میان مردمی که دور مریم جمع شده اند، نوزادی، باورکنید نوزادی، در حال سخن گفتن است. عین یک آدم بیست ساله دارد فصیح حرف می زند. نه اینکه بگوید «ماما» و اینها، نه، نوزادی چند روزه است که دارد می گوید : من بنده ی خدا هستم...

خودم هم باورم نمی شود. بروم باز ببنیم خواب دیده ام یا واقعاً این اتفاق افتاد. خودم هم باورم نمی شود.

-------------------------------------------------------

در چه جهانی زندگی می کنیم؟ در جهانی که نشانه ای از وجود خدا هست یا نه؟ در جهانی که خدا یک مفهوم ذهنی است که باید برای اثباتش کلی زور بزنی و آخرش هم معلوم نیست این برهانها درست باشد، اینگونه است؟ یا اینکه نه، در جهانی می زییم که خدا از در و دیوار آشکار است، اینقدر که فرستاده ی خدا همسایه ی یکی مثل ما بوده است. جلوی چشم یکی مثل ما ماه و نیل شکافته، کوه شکافته و از آن شتر بیرون آمده، آتش گلستان شده و کسی مرده زنده کرده است. خوابیم ما؛ خوابیم ما وگرنه فرستاده ی خدا را می توانیم از پشت بام خانه یمان ببینیم. فـ ر سـ تـ ا د ه ی خـ د ا، باورت می شود؟ فرستاده ی خدا، فرستاده ی خدا، فرستاده ی خدا.

این کتابی که روی میز در کنار من است اسمش «کتاب الله» است. یعنی کـ ـتـ ا ب خـ د ا. وای، کتاب خدا. حرفهای خدا. یعنی خدا هست. یعنی خدا زنده است.

خوابیم ما. خوابیم ما وفکر می کنیم همه چیز عادیست و خبر خاصی نیست و ...

نه... خدا هست. بودنی بس عمیق و شگرف، واقعاً هست. واقعاً هست. واقعاً هست.

 

PostHeaderIcon رهزن دل، سارق اشک

گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟

به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد.

(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

 

PostHeaderIcon فقر بد، فقر بدتر

فقر

تصور بفرمایید جلوی کودکتان ایستاده اید و می خواهید یک مطلب عمیق و منطقی (مثل اینکه ما نباید ملاک برتری را در انسانها ثروت بدانیم بلکه ملاک واقعی تقوا است) را به او بفهمانید ولی این کار شما در حالی صورت می گیرد که او به شدت تشنه است و یک رانی پرتقالی می خواهد و شما حتی 650 تومان ندارید تا یک رانی بخرید و یا اگر دارید ، با خریدن آن ، دیگر نمی توانید یکی و نصفی سنگک برای صبحانه فردا بخرید و همۀ این ها هم در حالی رخ میدهد که مثلا باجناقتان یا فامیلی دیگر، با کودکش تند تند میرود کبابی و چند بار هم در ماه می روند شهر بازی و آیسپک می خورند و هر سال هم می روند شمال یا کیش ، عشق و صفا ؛ در این حال به نظر شما آیا منطق قوی شما می تواند او را مجاب کند یا اینکه به ناگاه احساس می کنی زبان در کامت نمی چرخد وخودت هم کم کم احساس می کنی این سخنِ کاملا متقن و منطقی ، بی اساس به نظر می رسد.(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

 

 

PostHeaderIcon انواع مختلف خدمت به مردم

بسم الله الرحمن الرحیم

کفاش به پای مردم خدمت می کند.

جراح متخصص قلب به قلب مردم خدمت می کند.

رفتگر به مسیر عبور و مرور مردم خدمت می کند.

استاد فیزیک دانشگاه و معلم الفبا به مغز مردم خدمت می کنند.

کارخانه ی خودروسازی به رفت و آمد مردم خدمت می کند.

دندانپزشک به دندان مردم خدمت می کند.

قصاب به شکم مردم خدمت می کند.

******

انبیاء به «روح» مردم خدمت کردند، به «خود» مردم.

و هرکسی که در پی تعالی باطنی (و نه جسمی و ذهنی) مردم است نیز راه انبیاء را می رود.

مثل شمای طلبه، مثل آن معلم یا حتی آن بیسوادی که حرفی از جنس «توحید» و «معاد» به مردم می آموزد.

******

اینها را گفتم تا در این نظام ارزش گذاری وارونه،

قدر خودت را بدانی.

حواست باشد که نهایت کاری که یک استاد تمام فیزیک رشته ی هوافضا قدرت انجامش را دارد، این است که شما را از اینجا به ماه انتقال دهد. و این یعنی شما هیچ تغییر نکردی و فقط انتقال مکانی یافتی.

یا نهایت کاری که یک پزشک بعد از ده ها سال تحصیل می تواند انجام دهد این است که رگهای قلبت را باز کند یا دندان معیوبت را درمان نماید؛ اینها خوب و عالی است، اما «تو»، قبل و بعد از عمل «خودت» هستی، هیچ تغییری نکرده ای، دندانت است که تغییر کرده، رگهای قلبت است که تغییر کرده.

******

خداوندا درود فرست بر محمد و آل طاهرینش و از قول ما از آنها تشکر کن.

 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> بهترین پاسخ

حضرت علی علیه السلام:

رب کلام جوابه السکوت

چه بسیار کلامی که پاسخش سکوت است.

غررالحکم حکمت4228