«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

بسم الله الرحمن الرحیم

رانندگی

میدونید فرق ما با غربیا یا به عبارت دیگه همه ی این با کلاسای دنیا چیه؟
ما(ایرانیا یا مسلمونا ) دروغ میگیم در حد ده بیست هزار تومن نه یکی دو میلیون. ایرادمون اینه که مثلا جورابمون بو میده [، بین خطوط رانندگی نمی کنیم] ، اینترنتمون 46.6kbواز این دست ایرادها ولی اونا اتو کشیده وبا کلاسن وتورم اونجا زیر 3 درصده و کسی برای ده دلار وصد یورو دروغ نمیگه ولی دروغ میگن درحد یه تاریخ چند هزار ساله، دروغ میگن درحد یه کشور مثل عراق وافقانستان وجاهای دیگه، دروغ میگن در حد هولوکاست واسرائیل حتی دروغ میگن در حد حقوق بشر .
آخه چقدر باید پر رو باشه طرف که تنها استفاده کننده از بمب اتم باشه بیشترین بمب اتم رو داشته باشه اون وقت بیا خودشو بندازه وسط بخواد جلوی پیشرفت هسته ای رو بگیره به بهانه ی مبارزه با سلاح هسته ای بقیه هم خودشون رو بزنن به اون راه وبیفتن پشت سر این شیطان بزرگ وبگن ای وای برسید به داد جهان که ایران هسته ای شد ای کاش میدونستم چطور اینقدر اعتماد به نفس دارن .من نمیدونم چرا الان توی ایران ما دیگه انگشتامون تاول زده انقدر رای دادیم بعد نه دموکراسی داریم نه حقوق بشر ولی این کشورای عربی ناز نازی مهد تمدن وآزادین نه جداً شما تاحالا شنیدین مثلا بحرین یاامارات یا عربستان متهم به دیکتاتوری بشن .بله این طوری دروغ میگن والا اگه بری دبی هیچکس نه کفشتو میدزده نه دسشتوئی کثیف میبینی ولی اونجا نفس هم بکشی میشه تایید بزرگترین دروغ تاریخ بشر یعنی اسرائیل.
نکته :اون بقیه ی بی غیرتی هم که گفتم عجیب ترینشون همین ژاپن بیچارس

--------------
مدیر سایت: مطلب فوق نظری است که آقای سید حسین زمانی ذیل یکی از مطالب بنده نوشته اند اما از آنجا که خیلی زیبا و قابل استفاده بود بی اجازه ی ایشان آن را به صورت یک مطلب اصلی منتشر کردم.

نظرات (4)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2011-11-05 20:12:59
من خیلی خوشبختم!
آخه رهبرانی مثل امام خمینی وامام خامنه ای دارم.واز خدا بسیار ممنونم بخاطر این نعمت بزرگ .
انصافا اگر این ها نبودند کسی در دنیا جرات داشت ابهت امریکا وکلا غرب را به سخره بگیره ؟
کی غیر از اینها میتونست این طور چهره ی واقعی این شیاطین رو روشن کنه ؟
من فکر نمیکم هیچ کس از سران غرب در طول تاریخ استعماریشون خیال هم نمیکردند که یک روز توسط یک روحانی مسلمان این طور خرد بشن وماهیت پلیدشون این طور برای جهان روشن بشه .
انصافا لقب بیدارگران قرن برای این بزرگواران لقب شایسته ایه.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-21 01:07:28
با سلام اینکه غرب وفرهنگ انسان محور ونفس پرستش را مورد نقد قرار دهیم وآن را عالمانه به چالش بکشیم نکته ای بسیار مهم و به جاست وباید با قدرت وبصیرت پیگیری شود .باید بدانیم که در زیر لایه های رویین و تر وتمیز غرب و کلا دنیای مادیها ،جریانات بسیار خطر ناک وریشه داری وجود دارد که تا کنون هم به شدت مخفی شده .انجمنهای فوق سری ولوژهای فراماسونری ،جریاناتی تاریخی برای سلطهء مطلق بر جهان ومبارزهءهمه جانبه با حکومت الله به راه انداخته اند وهمین الان هم که این مطلب را میخوانید دستهای شیطانی بزرگی در حال برنامه ریزی وفعالیت هستند. چیز عجیبی نیست که میبینیم غرب برای مسلط شدن بر تمام منابع دنیا از هر نوع پلیدی وخباثتی فروگذار نیست ؛اما کاملا مخفی و سری ،به نحوی که همه بدون آنکه بدانند ، مهره های بازی در دست شیاطین هستند ومهمترین دلیل شیطانی بودنش هم همین ظاهر قشنگ و ملوسش است .اما به نظر بنده این کافی نیست ،ما اگر غرب را نقد میکنیم و راه و روش آن را نفی مینماییم خودمان باید الگوی درست زندگی را معرفی کنیم .نمیشود صرفا نفی کرد ولی برنامه ای ارائه نداد .البته کارهایی شده والحمد لله به برکت انقلاب اسلامی دنیا دارد کم کم پنجره جدیدی در مفابل خود میبیند ولی باید به فرهنگ غربی حمله کرد، نباید صرفا منفعلانه ،به دفاع پرداخت.انشاء الله بتوانیم الگوی اسلامی -ایرانی پیشرفت را اول برای خود وبعد برای جهان ارائه دهیم .ما وقتی میگوییم خوبیم ، وقتی میگوییم الگوی نجات بخش انسان یعنی اسلام عزیز ،قرآن و اهل بیت را در اختیار داریم، باید این ابتکار عمل و ارزش والا را علما وعملا ظهور دهیم تا جهان ببیند راه درست را. «همه ما معنی لبیک یا حسین را میدانستیم ودر همه فرهنگ لغات آمده بود ولی سید حسن نصر الله عملا و به همه ،(دوست ودشمن)طوری معنی آن رانشان داد که به این راحتی ها کسی فراموشش نمیکند.»(مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید)

-------------------------------------
نویسنده: احسنت. خیلی انتقاد بجایی فرموده اید. حق باشماست، من بیشتر دارم سلبی صحبت می کنم. اگر خدا توفیق دهد بزودی مقاله ای ایجابی هم خواهم نوشت. تذکرتان بجا بود.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-30 05:09:27
چگونه می توانیم از زندگی حضرت زهرا الگو بگیریم؟
شما خانمی که در دورۀ پیشرفت علمی وصنعتی وتکنولوژی دنیای بزرگ وتمدن مادی و این همه پدیده های جدید زندگی میکنید ،از الگوی خودتان در مثلا هزار وچهارصد سال پیش توقع دارید که در کدام بخش ،مشابه وضع کنونی شما را داشته باشد تا از آن بهره بگیرید . مثلا فرض کنید می خواهید ببینید چگونه دانشگاه می رفته است ؟این ها که نیست .
یک خصوصیات اصلی در شخصیت هر انسانی هست؛انها را بایستی مشخص کنید و الگو را آن ها جستجو نمایید.مثلا فرض بفرمایید در برخورد با مسائل مربوط به حوادث پیرامونی ، انسان چگونه باید برخورد بکند؟ حالا حوادث پیرامونی ، یک وقت مربوط به دوره ای است که مترو هست و قطار هست و جت هست وکامپیوتر هست ؛یک وقت مربوط به دوره ای است که نه ،این چیزها نیست ، اما حوادث پیرامونی بالاخره چیزی است که انسان را همیشه احاطه می کند.
انسان دو گونه میتواند با این قضیه برخورد کند :یکی مسئولانه ،یکی بی تفاوت.
مسئولانه هم انواع و اقسام دارد ؛با چه روحیه ای ، باچه نگرشی به آینده .آدم باید این خطوط اصلی را در آن شخصی که فکر میکند الگوی او میتواند باشد ، جستجو کند و از آنها پیروی نماید.
من این موضوع را یک وقت در سخنرانی هم گفته ام .در این سخنرانی های ما هم گاهی حرفهای خوبی در گوشه و کنار هست ؛منتها غالبا دقت نمی شود و همین طور گم می شود .
ببینید ، مثلا حضرت زهرا (سلام الله علیها)در سنین شش سالگی ،هفت سالگی بودند ...که قضیۀ شعب ابی طالب پیش آمد .شعب ابی طالب ،دوران بسیار سختی در تاریخ اسلام است ،یعنی دعوت پیامبر شروع شده بود ،دعوت را علنی کرده بودند ،به تدریج مردم مکه – به خصوص جوانان ، به خصوص برده ها – به حضرت می گرویدند ؛بزرگان طاغوت – مثل همان ابو لهب و ابو جهل و دیگران – دیدند که هیچ چاره ای ندارند ، جز اینکه پیامبر و همۀ مجموعۀ دوروبرش را از مکه اخراج کنند ؛ همین کار را هم کردند.
تعداد زیادی از اینها را که ابو طالب هم جزو بزرگان بود ... از مکه بیرون کردند ...
حالا شما فکرش را بکنید ، در مکه ،روزها هوای گرم ،شبها بی نهایت سرد بود ؛ یعنی وضعیتی غیر قابل تحمل .اینها سه سال در این بیابانها زندگی کردند .چقدر گرسنگی کشیدند ، چقدر سختی کشیدند ، چقدر محنت بردند، خدا می داند. یکی از دوره های سخت پیامبر ، آن جا بود .پیامبر در این دوران ، مسئولیتش فقط مسئولیت رهبری به معنای ادارۀ یک جمعیت نبود ؛باید می توانست از کار خودش پیش اینهایی که دچار محنت شده اند ، دفاع کند .می دانید وقتی که اوضاع خوب است ، کسانی که دور محور یک رهبری جمع شده اند همه از اوضاع راضی اند ؛ می گویند خدا پدرش را بیامرزد ، ما را به این وضع خوب آورد . وقتی سختی پیدا میشود ،همه دچار تردید می شوند ، می گویند ایشان ما را آوردند ؛ما که نمی خواستیم به این وضع دچار بشویم !
البته ایمانهای قوی می ایستند ؛اما بالاخره همۀ سختی ها به دوش پیامبر فشار می آورد . در همین اثنا ، وقتی که نهایت شدت روحی برای پیامبر بود ، جناب ابوطالب که پشتیبان پیامبر و امید او بود ، و خدیجۀ کبری که او هم بزرگترین کمک روحی برای پیامبر بود در ظرف یک هفته از دنیا رفتند ؛ حادثۀ خیلی عجیبی است ؛ یعنی پیامبر تنهای تنها شد .
من نمی دانم شما هیچ وقت رئیس یک مجموعۀ کاری بوده اید ، تا بدانید معنای مسئولیت یک مجموعه چیست .در چنین شرایطی انسان واقعا بیچاره می شود. در این شرایط ،نقش فاطمۀ زهرا را ببینید .آدم تاریخ را که نگاه می کند ،متأسفانه هیچ فصلی برای این طور چیزها باز نکرده اند .
فاطمۀ زهرا مثل یک مادر ،مثل یک مشاور ،مثل یک پرستار برای پیامبر بوده است ؛ آن جا بود که گفتند فاطمه «ام ابیها »مادر پدرش است ...آیا این نمی تواند برای یک جوان الگو باشد ، که نسبت به مسائل پیرامونی خودش زود احساس مسئولیت کند ، زود احساس نشاط کند ؟ آن سرمایۀ عظیم نشاطی که در وجود او هست ، این ها را خرج کند ،برای این که غبار کدورت و غم را از چهرۀ پدری که حالا حدود مثلا پنجاه سال از سنش می گذشته و تقریبا پیرمردی شده است ، پاک کند . آیا این نمی تواند برای یک جوان الگو باشد ؟ این خیلی مهم است. نمونۀ بعد ،مسئلۀ همسر داری و شوهر داری است . یک وقت انسان فکر میکند که شوهرداری ، یعنی انسان در خانه ودر آشپز خانه غذا را مرتب کند و اتاق را تر و تمیز کند پتو را پهن کند و مثل قدیمی ها تشکچه را بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید . شوهر داری که فقط این نیست . شما ببینید شوهر داری فاطمۀ زهرا چگونه بود . در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بودند ، حدود نه سالش حضرت زهرا و حضرت امیر المؤمنین با همدیگر زن و شوهر بودند .در این نه سال ، جنگ های کوچک و بزرگی ذکر کرده اند- حدود شصت جنگ اتفاق افتاد – در اغلب آنها هم امیر المؤمنین بوده است . حالا شما ببینید ، او خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است ، و اگر در جبهه نباشد ، جبهه لنگ می ماند – اینقدر جبهه وابستۀ به اوست – از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند ؛ همان چیزهایی که شنیده ایم : «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا *انما نطعمکم لوجه الله »یعنی حقیقتا زندگی فقیرانۀ محض داشتند ؛ در حالی که دختر رهبری هم هست ، دختر پیامبر هم هست ، یک نوع احساس مسئولیت هم می کند.
ببینید انسان چقدر روحیۀ قوی می خواهد داشته باشد ، تا بتواند این شوهر را تجهیز کند ؛ دل او را از وسوسۀ اهل و عیال و گرفتاری های زندگی خالی کند ؛ به او دلگرمی بدهد ، بچه ها را به آن خوبی که او تربیت ، تربیت کند .
... این طور خانه داری ، این طور شوهر داری ، این طور کدبانویی کردند و این طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند . آیا اینها نمی تواند برای یک دختر جوان ، یک خانم خانه دار یا مشرف به خانه داری الگو باشد ؟ اینها خیلی مهم است .
« بیانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفتۀ جوان 7/2/1377( نکته های ناب (4) صفحه 69 ) ش»

0
...
نوشته شده توسط ایمان , 2012-02-24 02:33:22
حالا این چه ربطی به ژاپن داشت؟
------------
سید در جواب ایمان : ایمان جان نا امیدم کردی !

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> تجهیز برای سفر آخرت

«ای عزیز، همت کن و پرده جهل و نادانی را پاره کن واز این ورطه هولناک خود را نجات بده.
حضرت مولای متقیان ویگانه سالک راه و راهنمای حقیقی در مسجد فریاد می زد به طوری که همسایه های مسجد می شنیدند : «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» [مهیا برای آخرت شوید ، خدا شما را مورد لطف خود قرار دهد، به درستی که بانگ کوچ در میان شما سرداده شده است] هیچ تجهیزی در سفر آخرت برای شما مفید نیفتد الا کمالات نفسانیه وتقوای قلب واعمال صالحه وصفای باطن بی عیب بودن وبی غش بودن.» 
امام خمینی (ره) شرح چهل حدیث ص 98 (باتشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)