«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon فرار از خود به سوی ماهواره

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ماهواره

علت گرایش به ماهواره چیست؟

در پاسخ به این سؤال جوابهای متعددی را می توان تصور کرد: ضعف برنامه های صداوسیما، نیاز به اخبار کامل و بی سانسور، نیاز به سرگرمی، ارضای شهوت، رفع خستگی کار روزانه و فراموش کردن مشکلات ولو برای ساعتی، استفاده از برنامه های علمی و مستند، آموختن آشپزی، آشنایی با فناوری های روز، آشنایی با مدهای روز و ... .

شاید برخی یا حتی همه ی این پاسخ ها درست باشند و علت گرایش به ماهواره در بین مردم را بتوان در موارد فوق و مواردی مانند آن بیان داشت؛ اما ما بدون اینکه منکر این علل باشیم درصدد سخن گفتن از علتی هستیم که فوق این دلایل است.

 ********

  ولا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون 

و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد. آنان همان فاسقانند(سوره مبارکه حشر/آیه 19)

علت گرایش به ماهواره چیست؟

در پاسخ به این سؤال جوابهای متعددی را می توان تصور کرد: ضعف برنامه های صداوسیما، نیاز به اخبار کامل و بی سانسور، نیاز به سرگرمی، ارضای شهوت، رفع خستگی کار روزانه و فراموش کردن مشکلات ولو برای ساعتی، استفاده از برنامه های علمی و مستند، آموختن آشپزی، آشنایی با فناوری های روز، آشنایی با مدهای روز و ... .

شاید برخی یا حتی همه ی این پاسخ ها درست باشند و علت گرایش به ماهواره در بین مردم را بتوان در موارد فوق و مواردی مانند آن بیان داشت؛ اما ما بدون اینکه منکر این علل باشیم درصدد سخن گفتن از علتی هستیم که فوق این دلایل است.

آنچه از مجموع رفتار افراد متعددی که به ماهواره گرایش دارند به نظر می آید، این است که ریشه ی دیدن برنامه های ماهواره ای، «فراموش کردن خود» است. یعنی وقتی که کنترل را برمی داریم و دکمه ی قرمزرنگ power را فشار می دهیم، درست همان زمانی است که حوصله ی خودمان را نداریم. ماهوراه بهترین ابزار برای فرار از خود می باشد. هم ارزان است، هم بی خطر، هم پذیرفته شده و هم متنوع. می تواند مأمن و مفرّی باشد برای هرکسی، با هر سلیقه و عقیده ای.

بالاخره در این یکی دو هزار شبکه، «کانالی» پیدا می شود که انسان در آن فرو رود و اینگونه از خود حقیقیش فرار کند. حالا یکی سرش را به اخبار گرم می کند، یکی به فیلم، یکی به بفرمایید شام و یکی به رقص.

آیا شما برنامه های ماهواره را دیده اید؟ منصفانه پاسخ دهید کدام برنامه ی ماهواره است که در مورد «خود» ما یعنی در مورد اینکه از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت، سخن بگوید؟ آیا دقیقاً روح حاکم بر ماهواره برعکس این مسئله نیست؟ یعنی آیا فرهنگ حاکم بر برنامه های ماهواره و هدف آنها، غافل کردن انسان از خویشتن نیست؟[1]

ماهواره فرزند تلویزیون است. یعنی همان فرهنگی که در تلویزیون چند کاناله بود، اکنون در ماهواره ی چندصد کاناله تبلور یافته. البته خیلی قوی تر و وسیع تر. این فرهنگ هم چیزی نیست جز فرهنگ «فرار از خود».

بنده خودم هم بعضی اوقات از خودم فرار می کنم و با تلویزیون و حرفهای الکی و بازی خودم را سرگرم می سازم و لذا ادعای خوب بودن و ایده آل بودن نداشته و قصد هم ندارم شما را به چیزی دعوت کنم که خود به آن عمل نمی نمایم، سخن در چیز دیگری است، سخن در این است که ماهواره به خاطر وسعت و تنوعش دیگر آرام آرم «خود»ی برای انسان باقی نمی گذارد و هیچ فرصتی برای با خود بودن برای ما نمی ماند. آری بحث در این نیست که خوب است انسان «همیشه» در حال هوشیاری و ذکر و حضور قلب باشد (که البته خوب است) بحث در این است که ماهواره به خاطر تنوعش دیگر «هیچ» مجالی برای برای خلوت انسان با خویش و با خداوند باقی نمی گذارد.

البته ماهواره در این مورد خصوصیتی هم ندارد. تلویزیون هم اگر پر بشود از برنامه های سر«گرم» کننده، همین خطر را خواهد داشت. بگذارید این طور بگویم : اگر صدا و سیما پر بشود از فیلمها و سریالها و مسابقات جذاب، در حدی که مردم ماهواره را رها کنند و نیازی به آن نبینند، آیا این خوب است یا بد؟ شاید خیلی ها بگویند، خوب. ولی واقعیت این است که مشکل ماهواره خارجی بودن آن یا مثلاً لس آنجلسی بودنش نیست، مشکل فرهنگ حاکم برآن یعنی فرهنگ بی هویت کردن انسان است. همه ی این گرایشات به مد و مانند آن هم سر همین نداشتن هویت است و سر آن قانون فیزیک که می گوید خلأ میل شدیدی به پرشدن دارد. به قول استاد طاهرزاده : "انسان بی هدف، بودن خودش را نمی پسندد، پس حاضر است به هر هدف دروغینی دل ببندد تا از این بی هدفی نجات پیدا کند"[2]

آری، اینکه صدا و سیما پرشود از برنامه های «سرگرم کننده» دردی را دوا نمی کند. سرگرمی نیز فرزندی خواهد داشت که شیطنتهایش فرقی با شیطنت های ماهواره ندارد. مشکل در سرگرم نبودن نیست. مشکل در بی هویتی است که انسان را برای نجات از این «خود» پوچ و وحشتناک و عجیب به فرار می کشاند. و برای فرار چه جایی بهتر از ماهواره؟

 شهید مطهری نیز در اینباره می فرمایند : "طرز تفكّر بيهوده شمارى هستى و حيات و آفرينش ... فوق العاده رنج آور و طاقت فرساست. غالباً صاحبان اين انديشه‏ها از خود، يعنى از انديشه‏هاى خود كه مانند مار و عقرب آنها را مى‏گزد، فرار مى‏كنند و به دنبال وسيله‏اى هستند كه آن انديشه‏هاى گزنده و خرد كننده را از آنها دور سازد. در پى امور فراموشى آور مى‏روند؛ به مخدّرات و مسكرات پناه مى‏برند؛ حدّاقل اين است كه به مجالس و محافل عيش و عشرت براى فراموش كردن خود و انديشه‏هاى خود رو مى‏آورند."[3]

آری این است علت اصلی گرایش به ماهواره. اکنون شمایی که این مطلب را می خوانید اگر از کسانی هستید که وظیفه ی کار فرهنگی دارید عرض می شود که برای حفظ مردم از ماهواره، باید هویت بخشی کرد. باید از معاد سخن گفت. باید این شعر حافظ را خواند :

كه‏اى بلندنظر شاهباز سدره نشين             نشيمن تو نه اين كنج محنت آباد است‏

 تو را ز كنگره عرش مى‏زنند صفير             ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است

تا با آشنا شدن انسان با حقیقت شیرین وجود خویش و ارتباط عمیق و شگفت آور آن با خداوند، زندگی ها معنا یافته و هدف دار شود و اگر اینگونه شد دیگر خود فرد نیازی به روی آوردن به ماهواره برای فرار از خود احساس نخواهد کرد.

اگر هم شما از کسانی هستید که زیاد برنامه های ماهواره ای را می بینید، تأمل کنید و ببینید آیا این میل شدید به ماهواره به خاطر این نیست که حوصله ی خودتان را ندارید؟ و آیا بهتر نیست پیش از آنی که با مرگ بیدارمان کنند، خودمان بیدار شویم و بفهمیم حقیقتمان چیست؟ که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند : «مردم خوابند ، هنگامی که بمیرند بیدار می شوند[4] البته بیداری ای که در وحشت و تنهایی قبر رخ می دهد خیلی سخت تر است از بیداری اختیاری در این جهان.

ما با «خود» مواجه خواهیم شد، این سرانجامی اجتناب ناپذیر است. اکنون اختیار با خودمان است که یا در همین دنیا به جای فرار از خود، با حقیقت خویش مواجه شویم و آن را هرچه بهتر بسازیم و یا اینکه درحالی که پای ماهواره نشسته ایم و کوچکترین توجهی به مبدأ و معادمان نداریم، «ناگهان»[5] بمیریم و این بار اجباراً با هرچه هستیم مواجه گردیم. فقط تفاوت در این است که در قبر ماهواره ای نیست که بشود پای آن نشست و از تنهایی و مواجهه ی با خود فرار کرد. مرگ، هنگام مواجهه با خویشتن است، و چه سخت است تنهایی با این «خود» گناهکار و پوچ و ظلمانی.

سخن اصلی بنده به پایان رسید اما لازم است عرض کنم که ممکن است تحلیل فوق شامل همه ی کسانی که ماهواره می بینند نشود که البته به خاطر تنوع و گستردگی برنامه های ماهواره این امری طبیعی است. مثلاً کسی که صرفاً بخاطر دیدن اخبار به سراغ ماهواره می رود ممکن است مشمول بحث «خودفراموشی» نباشد. اما قطعاً چنین شخصی نیز باید خیلی چیزهای دیگر را مراقبت نماید. به عنوان مثال، مسلّم است که reciever همه چیز را «ریسیو» می کند و فرقی بین خبر و غیرخبر قائل نمی شود. فرزند و همسر شما هم ممکن است نظر خبرگرایانه ی شما را نداشته باشند و برنامه هایی دیگر را ترجیح دهند، آنوقت گناه این انحراف به گردن کیست؟ این روزها هم که کنترل و رمزگذاری و ... واقعاً دشوار به نظر می رسد و همه ی قفل ها به راحتی قابل شکستنند. پس شما به دست خودتان زمینه را برای سست کردن کانون خانواده و یا انحراف فرزندانتان فراهم می کنید. فرزند شما هم که به قصد سرگرمی پای manoto می نشیند نمی داند پشت این دستگاه های گیرنده و فرستنده کسی نشسته با ساعت ها برنامه ریزی و البته با دندانی تیز، برای دریدن هرچه او دارد. و بدانید که همانطور که ماهواره پدری داشت، فرزندی هم دارد. فرزند او دیگر از جنس تصویر و صدا نیست. فرزند او فرزندی است واقعی، در خیابان. با لباسی تنگ و موهایی مش کرده. و یا مستی و گیجی ای شیرین است در شراب و سیگار و شیشه. مگر ماهواره تا کی می تواند مفرّ انسان بی هویت باشد؟ سرانجام «فرار از خود» ماهواره دیدن نیست، آینده ای تلخ تر در انتظار است.

 ----------------------------------------
 
[1] (البته همه ی این حرفها در مورد رویه ی غالب مردم است والا بالاخره حتماً پیدا می شوند کسانی که از ماهواره هم جز برای تعالی استفاده نمی کنند.(به فرض اینکه بشود استفاده کرد!))

[2] فرزندم اینچنین باید بود ج1 ص 127

[3] مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏1 ص569  

[4] النّاس نیام فإذا ماتوا انتبهوا (بحارالانوار ج5 ص 134)

[5] لا یؤمنون به حتّی یروا العذاب الألیم فیأتیهم بغته و هم لا یشعرون - به قرآن ایمان نمی آورند تا عذاب دردناک را ببینند که به طور ناگهانی در حالی که بی‏خبرند بدیشان برسد (سوره مبارکه شعرا آیه 201و202)

واژه های متربط : VOA  ، BBC ، من و تو، بفرمایید شام، مبدل دیجیتال، ست تاپ باکس

نظرات (12)Add Comment
0
موجی
نوشته شده توسط سیدمحمد موسوی , 2011-07-25 14:30:43
سلام. خسته نباشی.
طاعات مقبول.

این مشکل متاسفانه منحصر در تلویزیون و رادیو نیست و در بین تمامی اطرف ما جاری است اما در فرزندان تکنولورژی و مدرنیته بیشتر! اولاد نامشروع مدرنیته راه های فرار از خود را آسان و سریع و هموار کرده اند. ولی اگر کسی بخواهد از خودش فرار کند حتی اگر در خانه کعبه باشد... فرار می کند! و این خواست آدمی است که می تواند فایق بر همه چیز باشد. اراده ای که از جنس اراده ی خداست...
خدا خیرت بده.
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2011-08-24 13:11:34
شما با كدام بازي خود راسرگرم ميكنيد؟
---------------------
نویسنده : بنده هم البته گرفتار این مسئله هستم لذا جرئت هم نکردم که در این نوشتار هرنوع خودفراموشی ای را نقد کنم بلکه مورد بحث بنده «فرار دائمی» از خویشتن می باشد.
0
...
نوشته شده توسط سادات , 2011-11-08 16:13:58
به نظر من علت رو آوردن به ماهواره چه مرد و چه زن ضعف درونی آنها می باشد امروزه مردان هوس بازی پیدا می شود که به خاطر هوس و لذت پابند ماهواره می شوند وباعث می شود که از زن وزندگی خود بیزار شوند ومعتاد به ماهواره می شوند وتا نیاز خود را از طریق آن برطرف نکنند آرام نخواهند شد واین چنین است که آدمها خودرا فراموش می کنند وبه همسر خود خیانت میکنند وباعث میشود زندگیشان از هم بپاشد.این روزها ماهواره و اینترنت آدمهای هوس باز وخیانتکار را به خود جذب میکنند .واین همان فرار از خود می باشد وبه خاطر یک لذت زودگذر از همه چیزو همه کس غافل میشوند.
0
جالبه!
نوشته شده توسط دریا , 2011-11-20 15:56:08
نمیدونم سادات به چی فکر میکردی موقعی که کامنت میذاشتی! علت گرایش به ماهواره ضعف درونی؟؟؟؟؟؟؟؟ لذت آنی؟؟؟ چی میگی تو هم وطن؟یه ذره فکر این ماهیچه وهای بیچاره ی لب و فک ما رو نکردی که وقتی این سریالای آبکی و لوس شبکه های داخلی رو میبینیم چقدردرد می گیرن؟لابد انتظار داری بعد30 سال انقلابی که نه خودمون توش بودیم نه روحمون خبر داشت و نه دنیا اومده بودیم، هنوزم فیلمه جنگ و حماسه ی ملی و استحاله ی ارزش ها ببینیم؟ تورو نمی دونم. ولی موسیقی تونظر من روحه و آرامش. اینجور چیزا هم که اینجا حرام اندر حرامه. پس منه 20 ساله دلمو به چی خوش کنم؟ آژیرای گشت ارشادتون؟ واقعا هم سمفونیش قشنکه الحق!!

---------------------------
نویسنده: ضمن تشکر از نظر شما، البته سادات نیستن که جواب بدن و اصلا بنده نمی دونم ایشون کی هستن، پس اگر اشکال ندارد بنده خودم مطلبی را عرض کنم.
خلاصه ی فرمایش شما این است که یکی از علل گرایش به ماهواره شاید این باشد که برنامه های این شبکه ها خیلی بهتر به نیازهای جوانان پاسخ می دهد و این نیازها در رسانه کشور خود ما به خوبی تأمین نمی شوند. در این مورد باید عرض کنم که انسان موجودی تک بعدی نیست. درست است که ما نیاز به لذت، هیجان، تفریح و ... داریم ولی برای اینکه به بهترین جایگاه و هدف برسیم لازم است به همه ی ابعادمان توجه شود و نه فقط یک بعد خاص. پس به عنوان مثال اگر غذا را دوست داریم نباید آنقدر بخوریم که مریض شویم، اگر درس را دوست داریم نباید آنقدر بخوانیم که از بی خوابی بمیریم!، باید تعادل باشد. حالا تعادل را چه کسی تعیین کند؟ من؟ شما؟ سادات؟ سلیقه ها مختلف است. انسانیم و هزار آرزو! ممکن است اشتباه کنیم. چه خوب است این مرزبندی را خداوند برای انسان انجام دهد. او بهتر از همه ابعاد مختلف انسان را می شناسد و به نیازها و هدفهای او واقف است.
به هرحال اگرچه صداوسیما آنجور که باید نتوانسته نیازهای مخاطبینش را متعادلانه(در معنویت، تفریح و سرگرمی، علم و...) تأمین کند ولی این نباید باعث شود ما به سراغ رسانه ای برویم که دقیقاً نقطه مقابل تعادلی عمل می کند که مدنظر خداوند است.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-29 01:47:26
سلام
مطلبی رو در مورد نظر خانم (یا شاید هم آقای!) دریا میخواستم عرض کنم .
البته بیشر مطلبشون قابل تأسفه ولی اینکه فرمودند « موسیقی تو نظر من روحه و آرامش »باید چند مطلب را روشن کرد ؛ این روح کدام روح است ؟ این آرامش چه آرامشی است ؟این نظر چه نوع نظری می باشد ؟
ممکنه بنده را متهم کنید که شعار میدهی و گوش ما از این حرفها پره !ولی باید عرض کنم که: خوب شما که گوشتان از این حرفها پر است این مطلب را نخوانید ولی در مورد این سه نکته که عرض کردم خوب دقت کنید و عمیق بیندیشید.
-.از کی موسیقی شده روح ؟ این روح ،همون ونفخت فیه من روحی است که خدا فرمود «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» و باعث شد به خاطرش انسان به مقامی برسد که خدا به ملائکه فرمان بده به انسان سجدۀ احترام کنید؟ همون روحیه که بعد از نفخۀ اون ، خدا فرمود «فتبارک الله احسن الخالقین»؟ یا نه روح دیگه ایه که دیگران ساختن !؟ آخه خالق روح اولیه خودش گفته «الا بذکر الله تطمئن القلوب» ونفرموده که الا به موسیقی تطمئن القلوب .پس چند احتمال وجود داره : 1- یه اشتباه لفظی بوده و ایشون می خواسته بگه (هوای نفسم ) گفته روح 2-روح ما چند جنبه دارد و منظور ایشان بعد حیوانی و ملکی بوده نه بعد ملکوتی و انسانی 3- ما انسانها می توانیم به حدی از خدا فراموشی برسیم که روحمان استحاله شده و دیگر با یاد خدا آرامش نگیرد واصلا سنخیت خود را با خدا از دست بدهد 4- انقدر فضای جامعه از لحاظ فرهنگی (چه به دلیل کم کاری اهل دین و چه به دلیل فضای بسیار سنگین فرهنگ غربی )نابه سامان است که جوانان ما از ارزشهای واقعی دور افتاده و به دامان ارزشهای غلط و بی محتوا پناه برده اند (دچار عدم شناخت ارزش شده اند ) 5-همه موارد 6-...
خلاصه به نظر بنده این حرف (موسیقی برای من روحه و آرامش ) شاید ساده به نظر بیاد ولی خیلی درس برای ما دارد .
بنده به هیچ وجه نواقصِ در جامعه را انکار نمی کنم و کم کاری خودمان را کاملا قبول دارم و هیچ جوابی هم برای خداوند ندارم ولی علاوه بر وظیفه جامعه ،خود انسان هم وظیفه دارد در مورد خودش ، خدای خودش ،راه و چاهش ، خیر وشرش ، و خلاصه سعادت و شقاوتش کمی حساس باشد. ببیند دارد چکار میکند ؟ چه حرفی می زند ؟ آیا شیاطین انسی و جنی او را گمراه کرده اند یا نه ؟آیا دارد به سمت ابعاد مادی و حیوانی خودش می رود یا به سمت ملکوتش ؟ آیا هوای نفسش جای خدا را برایش گرفته یا خدا را می پرستد ؟،آیا مثل کسی شده که شیطان با چشم او میبیند و با زبان او میگوید ودر دل او لانه کرده یا ذکر خدا در دل او جای دارد؟ اینکه ما از خدا وقیامت و مرگ و مسؤلیت اعمال و... فرار کنیم و خود را با فیلم وموسیقی ومواد مخدر و ... گول بزنیم سر زیر برف کردنه نه حل مشکل و جواب سوألات .
متأسفانه ما فقط یک باردر دنیا زندگی می کنیم وبعد از این دنیا ، دیگر راهی برای بازگشت و جبران نداریم . باید مراقب باشیم جزء کسانی نباشیم که در هنگام مرگ میگویند «رب ارجعون ...»(مؤمنون 99)خدایا مرا به دنیا برگردان تا جبران کنم ولی با جواب (کلا) مواجه میشوند .
لا اقل اگه از اینایی که میگن رب ارجعون ...هستیم از اونایی که میگن : اى مالك دوزخ (اى كاش) پروردگارت ما را بميراند تا از اين عذاب دردناك آسوده شويم وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ‏ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ (زخرف 77) ،نباشیم.

----------------------------
نویسنده: اگر چه شاید لحن شما قدری تند بود ولی مطلبتان بسیار زیبا وقابل استفاده بود و روح داشت.


0
...
نوشته شده توسط سید , 2012-01-01 02:35:11
یه کم شورش رو در آوردم والا تند نبود ،آخه نمیدونم از کی که ما خبر نداشتیم موسیقی شده یه جیزی برای جمع شدن مردم حول محور اون .چطور میگیم اتحاد حول محور توحید حالا یه جورایی موسیقی شده واسطۀ قرابت بعضیا و اصلا برای موسیقی یه جایگاه عجیبی تعریف شده حتی در این صدا سیمای خودمون .میگن موسیقی یه نوع عرفان و شناخت خاصی به انسان میده من حقیقتا نمیدونم منشأ این شناخت و حس ویژه ای که میگن چیه ؟ ولی امیدوارم یکی یه کم توضیح بده که این نگاه به موسیقی از کجا اومده و چقدرش واقعیته چقدرش توهم!

--------------------------------
نویسنده: شما سرور ما هستین ولی باز به نظر بنده این نحوه ی بیان قدری باعث موضع گیری طرف مقابل می شود و از تأثیر حرف می کاهد وگرنه در درستی حرفتان بحثی نیست. بازهم هرجور صلاح می دانید سید عزیز،الأمر الیکم!
0
...
نوشته شده توسط سید , 2012-01-02 04:26:35
با سلام خدمت همه
بند از طریق این سایت از همۀ کسانی که نسبت به آنها بی ادبی نموده ام و تند صحبت کرده ام عذر خواهی میکنم انشاء الله مرا عفو نموده و حلال کنند . این نظرات صرفا نظر شخصی و تحلیل خودم بوده و قابل استناد به اسلام و تشیع نیست مگر با دلیل قاطع ؛لذا نباید باعث شود کسی این طور برداشت کند که این گونه صحبت کردن به اسلام و دین مربوط است بلکه نشان از ضعف بنده در ارائۀ درست نظرم میباشد .در پایان عرض کنم که حساسیت بنده روی مطالب و خود نظرات بوده نه روی افراد . و بنده میخواسته ام اشتباه بودن برخی مطالب را عرض کنم ،البته با بد سلیقه گی !ولی به هیچ وجه قصد بی ادبی نبوده .باز هم عذر خواهی می کنم .

---------------------------
نویسنده: بزرگواری شماست که اینطور می فرمایید وگرنه در حسن نیت و تواضع و خیرخواهی شما شکی نبود. یاعلی
0
...
نوشته شده توسط ستاد مرکزی حمایت از بی بی سی و ناتو و برو بچ شون , 2012-02-03 09:02:09
سلام
می خواستم بگم من هرچی این بی بی سی میگه قبول دارم و معتقدم اکثر اخبارش درسته ؛ چرا می خندین!!! خوب دارم جدی میگم دیگه!!! ، اونا بدون رودروایسی و بدون ملاحظه حرف می زنن ولی تلویزیون خودمون محافظه کاره . فقط یه علامت سؤال به اندازه نیمکره شمالی توی ذهنم به وجود اومده که این انگلیس و امریکا و کلا برو بچ ناتو از کی شدن غم خور و نگران آینده ما ایرانیا. راستش برام خیلی عجیبه انگلیس این قدر به خاطر ما ایرانیا دلواپس باشه و تمام مشکلات خودشو به خاطر نجات ما از دست این رژیم نادیده بگیره . آخه این انگلیسیای احساساتی تفریح خفنشون اینه که ما مسلمونا رو بکشن و بعدش هم رومون ادرار کنن یا مثلا کارایی کنن که اگه اینجا ذکر کنم ممکنه وبلاگتون فیلتر بشه . اینا تا تونستن سواری گرفتن از ما ، تا تونستن ما رو تیغ زدن بعدش حالا اومدن نوبت می دن که حرف بزنیم و برای آزادیمون از زیر یوغ اسلام و جمهوریش شمع روشن می کنن . البته احتمالا ما کمی بد بین هستیم والا اونا نازنینتر از این حرفها هستن . به نظر من ما باید کمی این بد بینی ها رو کنار بذاریم و اجازه بدیم افراد خیر خواه و نیکو سرشت مثل بی بی سی و برو بچ شون ما رو از این مشکلات موجود نجات بدن ، حالا فوقش یه تعرضی ، یه سواری ای یه ...، چیزی هم پیش بیاد طوری نمی شه که ؛ این همه توی عراق و افغانستان و جاهای دیگه از این اتفاقا افتاده مگه طوری شده .
بهتره از اینه که ما تن به ولایت خدا بدیم ، اگه بدونید ولایت شیطان چه حالی میده همش ... و ... و ... و این جور چیزاس . پس بهتره که ما هم دست این دایه های مهربانتر از مادر را رد نکنیم و اجازه بدیم کمی برامون دل بسوزونن.
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2012-05-08 16:45:00
سلام
یکی از مهمترین توانایی های انسان که در دیگر حیوانات نیست این است که انسان می تواند بر خلاف قطع و یقین خود عمل کند، او می تواند خودش را قانع کند ولو بر خلاف یقینش. مثلا اگر یک گنجشک وارد خانه شود، چون مطمئن است می تواند از پنجره خارج شود هر قدر هم که به شیشه بخورد نمی تواند خودش را قانع کند که قطعش نادرست است چون او نمی تواند بر خلاف علمش عمل کند ولی انسان با آنکه خیلی چیزهارا می داند ولی به راحتی می تواند عکسش عمل کند . - سیگاری می داند که دارد خودش را می کشد ولی باز هم سیگار می کشد، - چیزی از درون به ما می گوید که نمی شود الکی خلق شده باشی، بنشین در مورد خودت کمی فکر کن ببین کجای کاری ولی ما می توانیم خودمان را راضی کنیم که فعلا غم و قصه رو بیخیال! .
- همه می دانیم که هر آن ممکن است بمیریم و از مثلا 130 سال پیش هیچ کس زنده نیست ولی باز هم کاری می کنیم که با این قطع منافات دارد.(انسان تنها موجودی است که می تواند خودش را گول بزند)

------------------------
سلام سیدجان. ممنون از نکته ی زیبایی که اشاره کردی.
0
...
نوشته شده توسط بنده خدا , 2012-10-07 19:53:59
سلام سایتتون خیلی مشتیه اما در مورد ولایت فقیه بیشتر بنویسید چون جوون های ما هیچی نمی دونن؛ وچون هیچی نمی دونن به دانشگاه که میرسن میخوان با این اصل مخالفت کنن چون از بچگی مثل تمام اموزهای دینی دیگه آموزش داده نشده و برای بچه های ما این امر با دلایل عقلی و شرعی(البته هر چیز که عقلی است حتما شرعی هم هست و هر چیز که شرعی است حتما عقلی هم هست) اثبات نشده.

------------------------------
نویسنده: ممنون از لطفتون، دعا کنید که فرصت و همت بیشتری برای انجام وظیفه داشته باشیم، شما هم ما رو یاری کنید
0
...
نوشته شده توسط میعاد , 2012-12-30 15:19:05
سلام
به نظر من حرفهای شما تا حدی درسته،ولی از خود غافل شدن و از خود بیخود شدن همیشه بد نیست.خیلی وقتا نیاز که خودت نباشی،اونم با این اوضاع زندگی امروز.نیازه که درد و غما یادت بره،چند دقیقه ای با نماز خودت نباشی،چند دقیقه ای خلوت کردن با خدا،چند دقیقه با لذات دنیوی و ...نوشته بودی:( مرگ، هنگام مواجهه با خویشتن است، و چه سخت است تنهایی با این «خود» گناهکار و پوچ و ظلمانی).پس چه سخت است در زندگی مردن،چه سخت است در دنیا دائما با خویشتن مواجه شدن و به تفسیر شما«مرگ»آن هم در عین زنده بودن،پس نیاز که بعضی وقتا خودت نباشی و به خودت پشت کنی و رها باشی از همه چیز.

---------------
نویسنده: سلام برادر. ممنون از نظر و لطف شما. البته ماها غالباً توانایی این را نداریم که همیشه با خودمان مواجه باشیم وبه خاطر ضعفمان (خودم را عرض می کنم) مجبوریم گاهی از خودمان فرار کنیم. (البته در این هنگام هم باید مواظب بود از لذتهای حلال استفاده کنیم نه حرام)
اما عرض بنده این نبود که همیشه متوجه خودمان باشیم، عرض بنده این بود که امروزه جوری شده که ما داریم «دائماً» از خودمان فرار می کنیم. لحظه ای با خود نیستیم. در خانه، ماشین، محل کار همیشه داریم خودمان را به چیزی سرگرم می کنیم و به خودمان و مبدأ و معادمان و تنهایی پس از مرگمان توجهی نمی نماییم.
0
...
نوشته شده توسط E�9'/ , 2012-12-31 11:12:43
سلام برادر جان
حرفات درسته،ولی به نظر من اگه شما قصدت از نوشتن این مطلب نکوهش فراموشی معاد وغافل شدن از یاد خدا به دلیل درگیر روزمرگی شدن نمی شه همشو گردن ماهواره انداخت؛شاید دیدن برنامه های ماهواره هم یه دلیل واسه غفلت انسانها باشه ولی یادمون نره که دیدن ماهواره یه دلیل از هزار دلیل این غفلته. دیدن اخبار از تلویزیون ایران هم می تونه به اندازه دیدن ماهواره باعث غفلت افراد بشه.پس هر کاری وقتی حد تعادلش رعایت نشه ایراد داره حالا هر کاری می خواد باشه،چه آدم 24 ساعت توی کوه و بیابون در حال رازونیاز باشه و به کار دیگه ای نرسه چه 24 ساعت پای ماهواره بشینه.پس می شه با حفظ تعادل در دیدن برنامه های ماهواره هم از این تکنولوژی استفاده مفید کرد.
خیلی مخلصیم

----------------
نویسنده: سلام آقا، ما بیشتر.
عرض شود که حرف شما درست است به قول امام خمینی (ره) گاهی تسبیح یک نفر مایه ی غفلت او می شود. حرفی در این نیست. اما ماهواره وامثال آن وجهه ی غالبیشان غفلت زایی است درحالی که نماز و امثال آن وجهه ی اصلیشان یادآوری و ذکر است. با نماز هممی شود از خدا دور شد (با ریا و ...) اما انصافاً وسیله ای برای یاد خداوند داریم بهتر از نماز؟
از آن طرف درست است که با ماهواره هم می شود به خدا نزدیک شد اما واقعاً چند نفر در جهان اینگونه اند؟! روشن است که وقتی ما پای ماهواره می نشینیم و کنترل را دستمان می گیریم این وسیله به خاطر تنوع و جذابیتش چقدر ما را از خود و خدایمان دور و غافل می کند.
به هرحال از توجه شما خیلی ممنونم.

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> تجهیز برای سفر آخرت

«ای عزیز، همت کن و پرده جهل و نادانی را پاره کن واز این ورطه هولناک خود را نجات بده.
حضرت مولای متقیان ویگانه سالک راه و راهنمای حقیقی در مسجد فریاد می زد به طوری که همسایه های مسجد می شنیدند : «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» [مهیا برای آخرت شوید ، خدا شما را مورد لطف خود قرار دهد، به درستی که بانگ کوچ در میان شما سرداده شده است] هیچ تجهیزی در سفر آخرت برای شما مفید نیفتد الا کمالات نفسانیه وتقوای قلب واعمال صالحه وصفای باطن بی عیب بودن وبی غش بودن.» 
امام خمینی (ره) شرح چهل حدیث ص 98 (باتشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)