«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

حسن ظن اشتباه به برخی انسان ها سبب می شود نتوانیم شخصیت آن ها و افعالشان را درست بفهمیم که این امر منجر به تحلیل های فرهنگی و سیاسی غلط و همچنین غافلگیرشدن در امور مختلف فردی و اجتماعی می شود و حتی ممکن است باعث شود برای خود ما هم انحراف بوجود بیاید. اگر ما ندانیم که یک انسان تا چه اندازه ممکن است بد شود، کارهای بد انسان ها را توجیه می کنیم، به کسانی که نباید اعتماد می نماییم و در درک وقایع تاریخی و حتی اتفاقات پیرامونمان دچار اشتباه می گردیم. (ادامه مطلب) 

به همین خاطر است که قرآن کریم در آیات متعددی از باطن افراد فاسد و کافر به مسلمانان خبر می دهد تا آنان را نسبت به واقعیتی که با آن روبرو هستند آگاه نماید. در این باره دو آیه را مرور می نماییم:

آیه اول پیرامون ابلیس است. دشمنی که خداوند از عداوتش نسبت به انسان خبر می دهد و ما را نسبت به خبث باطن او آگاهی می بخشد. قرآن کریم در اینباره از شیطان نقل می فرماید که : [ابلیس] گفت : «قطعاً قطعاً همه ی آنها را گمراه خواهم کرد مگر بندگان خالص شده ی تو را» (سوره ی مبارکه ص آیه 82و83)

خداوند با این آیات از شدت پلیدی ابلیس و دشمنی او با ما خبر می دهد. یکی از فایده های اصلی این هشدار الهی این است که ما ذره ای و لحظه ای به ابلیس حسن ظن نداشته باشیم و به شدت در موضع دشمنی با او قرار بگیریم و منتظر بدترین دشمنی ها و اقدامات از جانب او نسبت به خودمان باشیم.

شاید اگر این هشدارهای قرآنی نبود، حتی اگر می دانستیم ابلیس دشمن ماست، با خود می گفتیم «درست است،دشمن است، دشمنی هم می کند، حواسمان هم باید جمع باشد، اما بالاخره دیگر خودش را که نمی کشد که ما را گمراه کند، حالا وسوسه ای می کند، درهمین حد ونه بیشتر، آخر مگر مریض است بیخودی خودش و ما را اذیت کند؟» آری، قرآن ما را بیدار می کند و خبری فوق العاده ارزشمند را از باطن ابلیس به ما می دهد : ابلیس مریض است. حواستان باشد هر دشمنی ای که فکرش را هم نمی کنید ممکن است در حق شما بکند، خیلی حواستان باشد.

مورد دیگری که قرآن کریم از باطن دشمنانمان به ما خبر می دهد پیرامون کفار است. خداوند خطاب به پیامبر می فرماید : «آیا گمان داری که بیشترشان می‏شنوند یا می‏اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه گمراه‏ترند» (سوره مبارکه فرقان، آیه 44) اگر این هشدار قرآنی نبود شاید قضاوت ما در مورد کفار مثلاً اینگونه بود که «بالاخره اشتباه می کنند، خیلی آدم های خوبی نیستند ولی خب بالاخره نمی دانند،از روی جهلشان است، نباید زیاد سخت گرفت» اما قرآن را ببینید که چقدر جدی در مورد بعضی از این کفار به ما هشدار می دهد. می فرماید حواستان باشد بعضی از کفار از حیوان بدترند. یعنی شما مثلاً از گرگ چقدر می ترسید، از بعضی از این کفار باید بیشتر از گرگ بیم داشت. آیا شما ممکن است به گرگی حسن ظن داشته باشید و بگویید «انشاءالله ما را نمی درد، بالاخره او هم رحم دارد»؟ یا اینکه هزار دیوار و حصار دور خود می کشید تا مبادا درنده ای جان شما و عزیزانتان را تهدید کند؟ حالا حواستان باشد که بعضی از این کفار از گرگ وحشی ترند، از حمار نفهم ترند، خیلی حواستان باشد.

آیاتی که به این موضوعات می پردازند فراوانند ولی ما به همین مقدار اکتفا می کنیم و به سراغ نمونه های تاریخی و امروزی می رویم.

یکی از درس های متعددی که از واقعه ی عاشورا می توان گرفت، شدت بدی بدان است. عاشورا به ما می آموزد که ممکن است کسانی پنجاه شصت سال از رحلت پیامبرشان نگذشته، نوه ی معصوم او را، که امامشان هم هست، که خودشان هم او را دعوت کرده اند و برایش نامه نوشته اند، نه تنها بکشند، که سرش را نیز ببرند، نه تنها سرش را ببرند که برهنه اش کنند، انگشتش را قطع کنند، روی جنازه ی مطهرش با اسب بتازند تا استخوان هایش خرد شود. و اینها همه را چه کسی انجام می دهد؟ ابلیس؟ کفار؟ نه، مسلمانان، موحدین، نمازخوان ها.

عاشورا به ما می آموزد حواسمان باشد مسلمان هم ممکن است خیلی جنایتکار شود؛ تصور نکنیم اگر کسی اهل نماز و زیارت بود و در گذشته خدمات بزرگی به اسلام کرده بود دیگر ممکن نیست آدم بدی شود یا اگر بد شد دیگر ممکن نیست خیلی بد شود، نه، ممکن است.

شمای خواننده شاید به بواسطه ی صفای قلبتان وقتی می شنوید فلان آدم ظاهرالصلاح یا فلان بچه مسلمان حرفی زده که مصداق قطعی ارتداد است یا اقدامی کرده که مصداق قطعی جنایت است، حسن ظن به خرج دهید و او را با خودتان مقایسه کنید و بگویید : «نه، ممکن نیست، این آقا خودش اهل اسلام و انقلاب است، محال است منظورش چنین چیزی باشد» یا اگر در کتابی بخوانید که فلان رئیس جمهور آمریکا که کسی بوده مثل اوباما، مؤدب و ظاهرا مظلوم و خوش پوش، دستور قتل عام یک میلیون نفر را در کشوری مثل سومالی داده، باورتان نشود و بگویید «اصلاً ممکن نیست، اصلاً به این آقا نمی آید همچین کاری بکند، این حرفها ناشی از بدینی های ماست».

نمونه ی دیگر مسئله ی غدیر است. کسی از من پرسید «آخر چطور به فاصله ی کوتاهی پس از غدیر، مسلمانان با شخص دیگری بیعت کردند؟ این که ممکن نیست، شاید اصلاً قضیه ی ولایت و غدیر دروغ باشد!» یعنی ایشان چون دیده بودند ما مدعی هستیم در غدیر حدود صدهزارنفر شاهد اعلام خلافت و ولایت حضرت علی علیه السلام بوده اند و با حضرت بیعت کرده اند، باورشان نمی شد که بعد از مدت کوتاهی مردم به خدا و رسولش خیانت کرده باشند و لذا در اصل ولایت حضرت علی (ع) تردید کرده بودند! یکی از علل این تردید، همان حسن ظن بیجاست. آری، ممکن است کسانی اینقدر نامرد باشند و تا این حد پا روی حق بگذارند و حتی در روز روشن بگویند که شب است.

خلاصه اینکه خیلی وقایع (مثل قتل زنجیره ای کودکان بیگناه در پاکدشت) را می شود با این تعلیم قرآنی، درست تفسیر کرد و دچار حیرت و اشتباه نشد.

قرآن و اهل بیت به ما می آموزند که «بعضی ها،خیلی بدند، خیلی». اگرچه باورش سخت است اما متأسفانه واقعیت دارد و عدم توجه به این نکته سبب می شود که حتی جنایتهای بدان را درست نفهمیم و توجیه های دروغ آنها را باور کنیم. مثلاً اگر بگویند که الآن دارند در بحرین می کشند و شکنجه و تجاوز می کنند و قرآن و مسجد را می سوزانند و خراب می کنند، نتوانیم این مسئله را هضم کنیم و با مقایسه ی مسلمانان سعودی با خودمان بگوییم «محال است یک مسلمان همچین کاری کند». آری از مسلمانی مثل شما محال است، از کسی که ذره ای انسانیت داشته باشد محال است چنین کارهایی صادر شود، اما حواسمان باشد که قرآن به ما یاد داد بعضی انسان ها ذره ای انسانیت نداشته و حیوان و بلکه بدترند.

پس همه چیز ممکن است. ممکن است بدان «هر» بدی ای بکنند. ممکن است کسانی که ما آنها را مسلمان و  خوب تصور می کنیم، قلبی سیاه داشته باشند و به اسم اسلام، دفاع از حق، دفاع از آزادی، هر جنایتی بکنند. قرآن به مؤمنین می آموزد که قلب هر کسی را با قلب خودتان مقایسه نکنید. از باطن بعضی ها خیلی کارها ممکن است پدید آید، باور کنیم.

عرض اصلی بنده به پایان رسید. تنها لازم است یادآوری کنم که مسلماً بحث فوق منافاتی با لزوم حسن ظن به مؤمنین نداشته و اشاره به لزوم هوشیاری ای دارد که در کنار حسن ظن، لازم بوده و عدم توجه به آن خطرات بزرگی را به دنبال دارد. با نظرات ارزشمندتان، اشکالات این مطلب را تذکر دهید، یاعلی.

نظرات (3)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط مسئول سابق صبحانه , 2011-05-18 08:29:07
سلام.خسته نباشی.با وجود اینکه اصرار بر این داری که مطالب وبگاهت هیچ ربطی به رویدادهای جاری کشور نداره اما نمیدونم چرا همش حرف های بوناک میزنی.
موفق باشی
---------------
نویسنده : سلامت باشین. ولی جدا من قصدم ارائه ی مفاهیم کلیه. واقعا دنبال تطبیق بر مصادیق نیستم.لااقل فعلا.
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2011-08-24 13:40:31
فعلا اين كه اكثر مردم نميتوانند يا نميخواهند اين هوشياري را با حسن ظن همراه كنند وانجا هم كه حسن ظن دارند هوشيار نيستند لذاشايد «مسلماً» شما را، خيلي يااصلا مسلم ندانند.
0
...
نوشته شده توسط علی , 2013-08-19 10:43:15
مطالب چکیده بهتر است

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> مدیریت غم و شادی

از جمله نکاتی که فوق العاده در اصلاح نفس مؤثر می باشد تعادل و مدیریت شادی هاست، تا از یک طرف روان انسان گرفتار افسردگی و غمزدگی نگردد و از طرف دیگر روحیه خوشگذارنی و بذله گویی در جانب افراط نیفتد تا انسان از وقار و حکمت خارج گردد.

انسانی که نتواند غمزدگی خود را کنترل کتد، غم های وهمی آرام آرام تمام روح و روان او را به تصرف خود در می آورد. چنین انسانی در زندگی خود از اراده های نفش آفرین محروم می گردد و به انسانی ناامید مبدل می شود. (استاد اصغر طاهرزاده- فزندم اینچنین باید بود ج2 ص519)