«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا در زمین گردش نکرده اند تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نیرومندتر از ایشان بودند و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند بنابراین خدا بر آن نبود که بر ایشان ستم کند لیکن خودشان بر خود ستم می‏کردند(سوره مبارکه روم-آیه 9)


  

این یک مطلب روشن و مورد اعتراف و حتی مورد افتخار خود غربی هاست که بعد از رنسانس، تمدن غربی با سرعت بسیار زیاد شروع به ساختن ابزارهای پیشرفته کرد. اما ابزار همانطور که از اسمش پیداست «ابزار» است یعنی وسیله است برای رسیدن به هدفی. پس باید دید هدف غرب از این ابزارسازی چه بوده است؟ به هر وسیله ای که نگاه کنید از تلویزیون و ماشین بگیرید تا وسایل پیشرفته ی جراحی همه در خدمت «زندگی راحت تر و لذت بخش تر» هستند. حتی دستگاه چاپ و Google earth و ایمیل هم که جلوه های بهتری دارند و مرتبط با علم و آگاهیند نیز، غرض از ساختشان همان «رفاه بیشتر» بوده است. یعنی درست است که از اینترنت و موبایل و ماشین و ... می شود برای هر هدفی (خوب یا بد) استفاده کرد اما غرض از ساخت آنها در تمدن غربی مسلّماً تأمین بیشتر رفاه بوده است و مرادشان از رفاه هم همان  رنگ و لعاب خورده ی پدیده ی مذمومی است به نام «هوس».  

امیدوارم مرا متهم به بدبینی نکنید چرا که این چیزی است که خود غربی ها با افتخار از آن یاد کرده و اگر به آنها اشکالی هم شود می گویند «چه خدمتی بالاتر از تلاش در جهت رفاه بشریت؟» البته رفاه قطعاً خوب است اما از آنجا که غرب در رفاه متوقف است یعنی رفاه را هدف گرفته و آن را زمینه ای برای رسیدن به هدفی بالاتر قرار نداده ، این رفاه دیگر یک ضد ارزش می شود، ضد ارزشی که در تعالیم اسلامی از آن به عنوان «دنیا» یا «هوس» یاد شده است.

خلاصه اینکه بعد از رنسانس تمدن نوظهور غرب با این نظریه که «سعادت انسان در گرو رسیدن هرچه بیشتر به هوس هایش است» ظهور کرد و به همین خاطر تلاش نمود جهانی را که مطابق هوسهای انسان هاست بیافریند. جهانی پراز ماشین های سریع و راحت، خوراکی های خوشمزه، بازی های کامپیوتری فوق العاده، لذت پرواز، تختخواب های راحت، تلویزیون های با کیفیت، موبایل های سبک و پر از سرگرمی و البته فیلمهای مستهجن و پارتی های پر از موسیقی، مشروب و رقص.

تمدن غربی «تغییر جهان» را برای رسیدن ما به خواسته ها و آرزوهایمان (بخوانید هوس هایمان) یک ارزش معرفی کرد. یعنی هرچقدر بیشتر بتوانیم جهان اطرافمان را مطابق خواسته هایمان کنیم بهتر است و نشانه ی سعادت بیشتر. ژاپنی که خیابان هایش صاف تر است و هواپیماهایش راحت تر و امن تر و ماشین هایش سریع تر و نرم تر «حتماً» بهتر از کشوری است که این ها را ندارد.

آری «تغییر جهان» در قالب ساختن ساختمان های بلند و ماشین های دقیق آنقدر سریع و باشکوه انجام شد که اصلاً انسان فراموش کرد که راه دیگری هم برای رسیدن به سعادت وجود دارد : «تغییر خویشتن». غرب سعادت را در مطابق کردن جهان با خواسته های ما تعریف کرد و ما را از تعریفی دیگر برای سعادت (یعنی «مطابق کردن خویشتن با خواسته های خداوند») غافل نمود.

و اینگونه «خودسازی» فراموش و حتی بی معنی شد و مردم به گونه ای فریفته ی زرق و برق نیویورک و پاریس شدند که یادشان رفت روزی خواهند مرد و در قبر هیچ چیز جهان اطراف مطابق خواست و هوسشان نخواهد بود و دیگر قدرتی هم برای «تغییر جهان» نخواهند داشت. فراموش کردند که انسان بعد از مرگ با «خویشتن» خود روبروست و اگر خود را نساخته باشد (و تنها مشغول تغییر طبیعت بوده باشد) زندگی ابدی سختی خواهد داشت. اسلام هم به کار و تلاش و ساختن ابزار تشویق می کند لیکن صد برابر آن به «تزکیه و خودسازی» دعوت می نماید و همان کار و پیشه را هم در خدمت این هدف می داند.

بگذریم، ارتباط این حرفها با فیلم «تلقین» چیست؟

فیلم «تلقین» همانطور که مصداق دیگری است از اصالت «تغییر جهان به جای تغییر خود»، می تواند نشانه ی یک نوع گرایش جدید هم برای این نگرش باشد و آن عبارت است از «تغییر خیالی جهان خارج به جای تغییر خود». یعنی بعد از اینکه بشر دید نمی تواند جهان خارج را تماماً آنگونه که دوست دارد بسازد (نمونه اش هم همین حوادث اخیر ژاپن)، ممکن است روی بیاورد به زیستن در جهانی خیالی برای رسیدن به آرامش. «لئوناردو دی کاپریو» و همسرش در خیال خودشان جهانی ساخته بودند و پنجاه سال هم در آن زندگی کرده بودند. جهانی کاملاً مطابق خواسته هایشان. یعنی به جای این که با تزکیه ی نفس، خودشان را آنگونه کنند که سزاوار بهشت حقیقی در آخرت شوند، زیستن در یک بهشت موهوم و کاملاً خیالی را ترجیح داده بودند چرا که غرب اینگونه برای آنها ارزش گذاری کرده است و اصلاً چیزی جز این برای آنها معنی نداشته و شاید نام «خودسازی» به گوششان هم نخورده باشد.

البته بنده مدعی این نیستم که سازندگان این فیلم درصدد القای این اندیشه ی نادرست به مخاطب بوده اند بلکه برعکس تصورم این است که آنها خودشان اسیر همین طرز تفکرند و از آنجا که «از کوزه همان برون تراود که در اوست» در فیلم «تلقین» هم (بدون غرض) این اندیشه ی نادرست را ترویج کرده اند.

چیزی که اهمیت دارد توجه به این مطلب است که این گرایش حقیقتاً در تمدن غربی وجود دارد و طبعاً در ساخته های آنها بروز می یابد. همه ی فیلمهایی که در آن زندگی اشخاص پولدار و لذتهای آن ها نمایش داده می شود برای این است که ما را یکی دو ساعتی از «خود» جدا کند و به جهانی خیالی فرو برد و آرامشی دروغین را به ما هدیه دهد. بسیاری از بازی های کامپیوتری نیز به همین صورت انسان را از واقعیات جدا می کند و زمینه را برای تجربه ی زندگی ای خوشایند ولو در فضای مجازی فراهم می آورد. وقتی در بازی ای مثل Sim city (که اتفاقاً یکی از پرفروش ترین بازی های جهان هم بوده) می توانیم جامعه ای مجازی را همانگونه که دوست داریم درست کنیم، این زمینه برای ما فراهم می شود که «خود» و ضعفها و نیازهایمان را فراموش کرده و با زیستن در جهانی خیالی، از اینکه «همه چیز مطابق میلمان است» لذت ببریم و ولو بطور مجازی سعادتمند شویم!

اکنون که این تفکر توسط رسانه های غربی و داخلی و حتی بسیاری از اطرافیان خودمان ترویج می شود (و اتفاقاً در غالب موارد قصدشان هم قصد خیر است) لازم است متذکر بطلان این اندیشه بوده تا مبادا سعادت را به جای «خودسازی» در «تغییر جهان» ببینیم و به قول جناب حافظ «ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی» ، از این کارگاه، خودنساخته خارج شویم.

نظرات (2)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2011-10-25 22:55:28
لطفا از شواهد قرآنی وروائی هم استفاده کنید تا ریشه های این تفکرات وواکنش دین به آنها هم روشن شود
0
...
نوشته شده توسط امیر , 2014-08-16 16:30:21
واقعا ممنون

درگیرمون کردن

بیدارسازی خیلی خوبی

با اینکه از اینجور مسائل خوندم

ولی الان میبینم که واقعا درگیر شدم

هر چند کمتر از افراد دیگه

ولی درگیرم و بخواب رفتم

فکر میکنم که خیلی خوب بیدارم میکنی!؟:)

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> تجهیز برای سفر آخرت

«ای عزیز، همت کن و پرده جهل و نادانی را پاره کن واز این ورطه هولناک خود را نجات بده.
حضرت مولای متقیان ویگانه سالک راه و راهنمای حقیقی در مسجد فریاد می زد به طوری که همسایه های مسجد می شنیدند : «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» [مهیا برای آخرت شوید ، خدا شما را مورد لطف خود قرار دهد، به درستی که بانگ کوچ در میان شما سرداده شده است] هیچ تجهیزی در سفر آخرت برای شما مفید نیفتد الا کمالات نفسانیه وتقوای قلب واعمال صالحه وصفای باطن بی عیب بودن وبی غش بودن.» 
امام خمینی (ره) شرح چهل حدیث ص 98 (باتشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)