«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon چرا رهبرم را دوست دارم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

ذخیره

من وقتی رفتم عیادت، ایشان هنوز کسالتشان زیاد بود و ضعف هم داشتند. وقتی مرا دیدند محبتی کردند و لبخندی زدند و من حال ایشان را پرسیدم، فرمودند : "آقای ناطق این حادثه علی القاعده باید مرا برده باشد." علتش هم این است که که سخنران در یک مکان ثابت نمی ایستد و حرکت مختصری دارد و اگر خدای ناکرده ضبط هنگام انفجار در تراز سینه ی ایشان قرار می گرفت قلب ایشان را برده و ایشان قطعاً شهید شده بود. با یک حرکت که چند سانت فاصله ایجاد شد و دست راست ایشان را برد، سمتی که قلب نیست. البته رگهایی را قطع کرده و آقای دکتر فاضل می گفت اگر پنج دقیقه دیرتر ایشان را رسانده بودند و عمل دیرانجام می شد باز کار تمام بود چون خونریزی از شاهرگها فوق العاده بود.آقا فرمودند: "من باید می رفتم لکن نمی دانم خدا با من چه کار دارد که مرا نگه داشته است.نمی دانم چه کار دارد" این گفته ی ایشان در سال شصت است که نمی دانم خدا با من چه کار دارد. این گذشت تا اینکه ایشان رهبر شدند و در خدمتشان هستیم. پنج شش سال قبل به ایشان گفتم : "حاج آقا یادتان هست شما در بیمارستان فرمودید که علی القاعده باید شهید شده و رفته باشم، نمی دانم خدا با من چه کار دارد؟ خدا با شما این کار را داشت و شما را نگه داشت تا امام که از دنیا رفت رهبری مثل شما بیاید و قلب تپنده ی امت اسلامی بشود. خدا با شما این کار را داشت"

حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری در برنامه ی فوق العاده – منبع : تداوم آفتاب ص 53 (با تصرف)

 

ساده زیستی

فرمودند من نگرانم که بر اثر انقلاب و امکانات و موقعیت هایی که هست و می شود به یک جاهایی دست اندازی کرد، یک طبقه ی جدید از مترفین را ما روحانیون بوجود بیاوریم. من نگران این هستم. بعد فرمودند خانواده ی ما گاهی می روند منزل بعضی از آقایان و می آیند و تعریف می کنند که مثلاً دورتادور اتاق پشتی قالیچه ای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب می کنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچه ای باشد؟ نمی شود یک پشتی معمولی باشد؟ چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگی ها،خانه ها، و وضعیتمان اینجوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ی ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیریه ی خانمم بوده است که که الان هم دیگر نخ شما شده است ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والّا همه خانه ی ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ی ما نیست و کلّاً خانه ی ما با موکت فرش شده است.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 105 (با تلخیص)

 

مردم او

در مورد نامه هایی که به آقا می رسد ایشان عنایت دارند که این نامه ها حتماً جواب داده بشود، مخصوصاً نامه هایی که به دست خودشان می رسد، ولو اقدامی ندارد. می فرمایند بررسی کنید اگر واقعاً راهی دارد که به او کمک بشود، انجام بدهید، اگرنه، با او تماس بگیرید یا برایش بنویسید این چیزی که شما می خواهید، درخواستی که شما دارید، در حدّ مقدورات و امکانات ما نیست. او بداند نامه اش به دفتر رهبری آمده، خوانده شده و پاسخی ولو پاسخ نه به او داده شده باشد.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 111 (با تلخیص)

 

ساده زیستی خانواده

این را هم خودشان فرمودند که من برای اینکه بیشتر در داخل خانه حضور داشته و کنار بچه ها باشم که بچه های خیلی خلأ نبود پدر را احساس نکنند به دفتر گفتم که یک مبل دو نفره –نه یک سرویس- برای ما تهیه کنند که وقتی داخل خانه و زندگی شخصی می روم، روی مبل باشم که کمر و پایم درد می گیرد، راحت باشم، ضمناً بتوانم در آن فرصت به کارها هم برسم، نامه ها و گزارش ها را مطالعه کنم.در ضمن در خانه هم حضور داشته باشم تا بچه ها وجود پدر را احساس کنند.بعد فرمودند یک روز آمدم دیدم این مبل را که آورده اند، خانواده ی ما آن را بیرون گذاشته اند. به ایشان گفتم که چرا بیرون گذاشتید؟ خانواده گفتند آقا! تا حالا در خانه ی ما مبل نبوده، تا الآن زندگی ما طلبگی بوده، الآن هم مبل در خانه نیاورید. آقا فرمودند گفتم این را از پول شخصیم تهیه کردند نه از پول دفتر، که حضورم در خانه بیشتر باشد، بعد از این ایشان پذیرفتند.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 105 (با تصرف و تلخیص)

 

ساده زیستی

... به آقای حاج ناصر عرض کردیم که این چه افطاری بود؟ اگر ما دفتر بودیم یک غذای حسابی به ما می دادند. ایشان گفت که خانواده ی آقا مشهد مشرف شده اند و قبل از رفتن یک قابلمه ی بزرگ از این حلواها درست کرده اند به اندازه ی این سه چهار شب. افطارمان هرشب حلواست و با آقا نان و پنیر و حلوا می خوریم. گفتم سحر چه می کنید؟ ایشان گفت برای سحر هم آبگوشت درست می کنیم و به اندازه ی یک پیاله برای آقا آبگوشت می دهیم و بقیه اش را هم خودمان می خوریم.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 105 (با تلخیص)

 

دل در گرو خدا قرار داده ایم

آقای حکیم – خدا رحمتش کند ایشان هم مسلمان شجاعی بود- گفت : من از این اطمینان خاطر، از این اعتماد به نفس، از این نفس آرام شما تعجب می کنم. آمریکا الآن در همسایگی شماست و مرتب شاخ و شانه می کشد، مرتب چنگ و دندان نشان می دهد و شما این جور آرام هستید و به ما هم توصیه می کنید که مرعوب آمریکا نباشید. این برای من خیلی جالب است. آقا فرمودند می دانی این حالت برای چیست؟ ما روی خدا حساب باز کرده ایم. ما به خدا اطمینان و اعتماد داریم. اینجور نیست که ما ندانیم آمریکا کیست و چیست. چنگ و دندان آمریکا را هم هر روز داریم می بینیم. وحشی بودن اینها را می فهمیم. اما ما به خدا اعتماد کردیم، روی خدا حساب باز کردیم و دل در گرو خدا قرار داده ایم.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 111 (با تلخیص)

 

ساده زیستی خانواده

آقا زمان ریاست جمهوری به خارج که سفر می کردند هدایایی که می گرفتند همه ی را به موزه می دادند اما در یک سفر یک سرویس ظرف به اصطلاح چینی به ایشان هدیه می دهند. ایشان این را به خانه آورده بودند اما خانم آقا آن را بیرون گذاشته بودند. آقا فرموده بودند این هدیه است. طلا و نقره هم نیست، یک ظرف چینی معمولی است و آنچنان گرانقیمت هم نیست. خانم آقا باز می گویند ما این غذاهایی که می خوریم با این ظرفها جور در نمی آید همان ظرفهایی که خودمان داریم خوب است. این را می خواهم عرض کنم که خانواده ی آقا هم خیلی به این مسائل مقیدند و این خیلی مهم است. من یک وقتی در مورد آقازاده های آقا فکر می کردم که اینها چرا این قدر به تعبیر بنده بچه های خوبی هستند. واقعاً آقازاده های آقای خیلی خوبند، از هرجهت خیلی خوب تربیت شده اند.یک علت آن این است که هم خود آقا و هم خانم ایشان هردو خود خوبند.یعنی این پدر و مادر، دو بال هستند برای رشد و پرورش و تربیت فرزند. هم پدر، هم مادر، هر دو نقش دارند. اگر یک بال شکسته باشد، آن رشد و آن پرواز را ما شاهد نیستیم، باید هر دو بال باشد و این را ما در زندگی حضرت آقا کاملاً احساس می کنیم.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 105 و 106 (با تصرف و تلخیص)

 

ساده زیستی خانواده

آقا مصطفی فرزند بزرگ آقا همان سال اول ازدواجشان که طلبه ی قم بودند – الآن هم قم هستند- خانه ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند-الان هم مستأجرند- ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یکسال از ازدواج ایشان نگذشته بود.من واقعاً تعجب کردم آیا این خانه ی یک تازه داماد است؟ حالا نه خانه ی فرزند انقلاب و مقام اول کشور، حتی خانه ی یک تازه داماد هم نیست.بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، دور خانه هم موکت بود و دو سه تا پشتی ابری معمولی نه مبلمانی، نه زرق و برقی!

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 106 (با تصرف و تلخیص)

 

در پی مقام نبودن

همانطور که آقا در مورد رهبری هیچ رغبتی نداشتند بلکه استنکاف می کردند و قبول نمی کردند و بر ایشان تحمیل شد، در مرجعیت هم واقعاً اینجور است من هیچ رغبتی و هیچ استقبالی از ناحیه ی آقا نسبت به مرجعیت ندیده ام. هروقت هم ما در این مورد و در مورد دادن رساله با ایشان صحبت کردیم، جوابی از ایشان نگرفتیم و استقبالی نکردند. خیلی راه نداند که ما با ایشان صحب کنیم.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 107 (با تصرف و تلخیص)

 

انتقادپذیری

سال 70 آقا به قم مشرف شده بودند و در فیضیه مستقر بودند. در کتابخانه دیداری با جمعی از طلبه های جانباز داشتند. بعد آمدند بالا و نماز و ناهار و در اتاق استراحت کردند. مرا صدا زدند. رفتم خدمتشان. دیدم یک نامه ی هفت هشت صفحه ای از این کاغذهای بزرگ، با خط ریز نوشته شده بود. ایشان آن نامه را می خواندند. فرمودند این نامه را یکی از این جانبازانی که پایین بودند به من دادند و نامه اش هم مفصل اما شیرین است. می خواهم همه اش را بخوانم. بعد به شما می دهم به آن رسیدگی کنید. بعد فرمودند در این نامه از دفتر ما گرفته تا بقیه، همه را زیر سؤال برده، هیچ کسی را مصون نگذاشته و خیلی چیزها گفته است!

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 109 (با تلخیص)

 

علاقه نداشتن به ظواهر و تبلیغات

مشهد خدمتشان بودیم. سر ناهار بود.موقع اخبار تلوزیون. اخبار ساعت 2 بعد از ظهر، این مراسم غبارروبی ضریح مطهر حضرت رضا علیه السلام را نشان می داد. ظاهراً شب قبلش هم نشان داده بود. باز فردا ظهر هم نشان داد. من آنجا خدمتشان نشسته بودم. چند بار یک برنامه را نشان می دهند؟ چقدر افراط می کنند در نشان دادن برنامه های مربوط به ما. من دیدم خود  ایشان هیچ اقبالی به این چیزها اصلاً ندارند.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 110 (با تلخیص)

 

اگر با اخلاق و « زبان خوش » به سراغ روح و دل جوانان بروید

مسجدی که بنده نماز می‏خواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراکم بود؛ هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند؛ برای خاطر اینکه با جوان تماس می گرفتیم. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را می‏پوشیدند. یک روز دیدم جوانی که از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ یک حاجی محترم بازاری هم که مرد خیلی فهمیده ای بود و من خیلی خوشم می‏آمد که او در صف اول می‏نشست، در کنار این جوان نشسته بود. دیدم رویش را به این جوان کرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یکباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم که این آقا به او گفته که مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همین‏جا بنشینید و تکان نخورید! گفتم حاجی! چرا می‏گویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند که جوان با لباسی از جنس پوستین وارونه هم می‏تواند بیاید به ما اقتدا کند و نماز جماعت بخواند. برادران! اگر پول و امکانات هنری نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدی زمانه را نداریم، «اخلاق» که می‏توانیم داشته باشیم؛ «فی صفة المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه». با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید؛ آن وقت تبلیغ انجام خواهد شد.

(نقل شده در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی در تاریخ 26/3/1376) -منبع : تداوم آفتاب ص ۴۳

 

جامعیت

یک از نکاتی که لازم است بگویم، اشراف آقا به مسائل مختلف است. ایشان در ملاقاتهای تخصصی که با قشرهای مختلف دارند، کلیات بیان نکرده اند. یعنی نصیحت کلی نکردند بلکه مثل یک کارشناس و عالم آگاه در آن حوزه وارد شده اند و نظر داده اند. چند سال پیش کارگردانان و اصحاب هنر و سینما آمدند؛ آقا صحبت زیبا و کارشناسانه کردند. ما در همه ی حوزه ها این را از آقا دیده ایم. یک روز جمعی از گروه فضلای رشته ی فلسفه ی حوزه خدمت ایشان آمدند.  آنان برجستگان رشته ی علوم عقلی در حوزه بودند. آنجا حضرت آقا در مباحث فلسفه و تاریخ و زندگی بعضی از فلاسفه، آنچنان مسلط و آگاهانه و زیبا صحبت کردند که این آقایانی که رشته یشان همین است، بعداً به من فرموند ما اسم بعضی از این آقایان را که جزو علمای فلسفه هستند نشنیده بودیم. خلاصه اینکه در هردیداری که با ایشان انجام می شود ایشان به عنوان یک کارشناس خبره و آگاه در این حوزه، حرف می زنند و نظر می دهند که برای آنان هم قابل استفاده است.

حجت السلام احمد مروی از اعضای دفتر رهبر انقلاب - تداوم آفتاب ص 110 (با تلخیص)

نظرات (4)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2011-10-30 23:05:55
ضمن تشکر به خاطر مطالب بسیار شیرینی که آورده بودید
نکته ای که به ذهن بنده میرسد در مورد شخصیت همسر آقا است به نظر من ایشان شخصیت بسیار بزرگی باید باشند این مطلب از نتیجه و ثمره این زندگی مشخص میشود ودر عین حال میبینیم که این معنویت وبزرگی در اوج کتمان قرار دارد .واقعا باعث تعجب است که همسر شخص اول جهان اسلام (در حال حاضر) که این همه برکات از او سر چشمه گرفته ایقدر گمنام وکتوم باشد والبته به نظر من به اراده ی خودشان این فضا ایجاد شده .
یقینا آقا بدون همکاری کامل همسرشان نمی توانستند این قدر از هر نظر رشد کنند ولی این همه صبر واستقامت وجهاد در خانه هیچگاه معرفی وتبلیغ نشده.
اصولا خانواده آقا جای هیچ شبهه ای را برای دشمن قرار نداده اند و همه قبول دارند که این خانواده از مدار دین خارج نشده است. من فکر میکنم این گمنامی هم از عنایات خدا به این خانواده است تا اجر بیشتری داشته باشند .
از شما میخواهم همین طور که در این مطلبتان از بزرگواریهای همسر آقا چند نمونه ذکر کردین باز هم در بین مطالب نمونه ها ی دیگری بیاورید تا الگویی مناسب برای خانواده ها باشد.

---------------
نویسنده : بله واقعاً همینطور به نظر می رسد و این هم لطف خداست به آقا و هم به ما.
انشاءالله اگر به نکته ای برخورد کردم، چشم. شما هم اگر نکته ای در این باره دیدید بفرمائید.
0
...
نوشته شده توسط حامد ابوترابی , 2012-06-28 20:20:55
ممنوم از مطلبت

-----------------
نویسنده: قدوم شما را به این کلبه ی درویشی تهنیت عرض می کنیم، خیلی خوش آمدید!منتظر مطالب شما هم هستیم. یاعلی
0
...
نوشته شده توسط احمد , 2013-03-10 18:22:50
خدا را هزار مرتبه شاکریم از داشتن رهبر دوست داشتنیم
0
...
نوشته شده توسط زهرا , 2013-09-05 11:28:22
آقا واقعا دوست دارم خيليييييييييييييييييييييييي

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> «علت محروم ماندن از شیرینی ذکر حق تعالی»

«ای عزیز ،این که قلوب بیچارۀ ما از حلاوت ذکر حق تعالی محروم است ولذت مناجات آن ذات مقدس در ذائقۀ روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ،محتجب و از تجلیات جمال و جلال محرومیم ، برای آن است که قلوب ما معلّل و مریض است و توجه به دنیا واخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمۀ طبیعت ،ما را از معرفت کبریای حق وانوار جمال وجلال محجوب نموده .تا نظر ما به موجودات نظر ابلیسی استقلالی است، از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نائل نخواهیم شد .تا در عالم وجود ،عزّت وکبریا وعظمت وجلال برای کسی می بینیم و درحجاب بتهای تعینات خلقیّه هستیم ،سلطان کبریای حق جلّ جلاله در قلب ما تجلی نکند.» امام خمینی (ره)  آداب الصلاه ص 127-128 (با تشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)