«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من آدم کوچک و بسیار معمولی هستم

آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسئولیت، بر دوش بنده ی کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد؛ برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته ی زندگی، متوقع و منتظر نبود. اگر کسی تصور کند که در طول دوران مبارزه و بعداً در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوه ی اجرایی، حتی یک لحظه در ذهن خودم خطور می دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه کرده است. من، همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلکه حتی از مناصبی که به مراتب پایین تر از این منصب بوده است – مثل ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیت هایی که در طول انقلاب داشتم – کوچکتر می دانستم.

یک وقتی خدمت امام (قدس سره) این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود؛ در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک و بسیار معمولی هستم. نه این که بخواهم تعارف کنم. الان هم همان اعتقاد را دارم. بنابراین، چنین معنایی اصلا متصور نبود.

سخنرانی رهبر معظم انقلاب در 12/4/68 – تداوم آفتاب ص 16

 

 

قبل از انتخاب به رهبری :  واقعا از ته دل می خواستم نشود

بعد از انتخاب : با قوت خواهم گرفت

...در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشكيل مجلس خبرگان با تضرع و توجه و التماس، به خداي متعال عرض كردم: پروردگارا! تو كه مدبّر و مقدر امور هستي؛ چون ممكن است به عنوان عضوي از مجموعه شوراي رهبري، اين مسئوليت متوجه من شود؛ خواهش مي كنم اگر اين كار ممكن است اندكي براي دين و آخرت من زيان داشته باشد، طوري ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتي پيش نيايد. واقعاً از ته دل مي خواستم كه اين مسئوليت متوجه من نشود.
بالاخره در مجلس خبرگان، بحث هايي پيش آمد و حرف هايي زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهي شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد؛ ولي انجام گرفت و اين مرحله گذشت.
من، همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي دانم؛ نه فقط براي اين شغل با عظمت و مسئوليت بزرگ، بلكه - همان طور كه صادقانه گفتم - براي مسئوليت هاي به مراتب كوچك تر از آن، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم؛ امّا حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آنچنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خذها بقوه »

سخنرانی رهبر معظم انقلاب در 12/4/68 – تداوم آفتاب ص 17

 

 

شاد کردن یک خانواده ی مسیحی

در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه‏ای، روزی ایشان برای دیدار خانواده‏های شهدا به منطقه مجیدیه تهران تشریف بردند . پس از دیدار با چند خانواده شهید، پرسیدند: آیا باز خانواده شهیدی در این محله وجود دارد؟ دوستان گفتند: تنها یک خانواده مسیحی باقی مانده است که فرزندشان در جنگ ایران و عراق شهید شده است . آیا به خانه آنها هم تشریف می‏برید؟ مقام عظیم الشان ولایت جواب مثبت دادند . هنگامی که خبر را به اهل خانه دادند، از فرط خوشحالی در پوست‏خود نمی‏گنجیدند . خانمها نیز سراسیمه برای حفظ حجاب به دنبال پوششی رفتند . حضرت آیت الله خامنه‏ای به منزل آن خانواده مسیحی وارد شدند و به گرمی با آنان برخورد کردند . در زمان پذیرایی نیز - طبق فتوای اجتهادی خود که مسیحیان و اهل کتاب را پاک می‏دانند - از میوه‏هایی که برای ایشان آورده بودند تناول کردند و به دیگران نیز با اشاره فرمودند: شما نیز میل کنید تا آنان بدانند که ما آنها را از خودمان می‏دانیم . حجة الاسلام والمسلمین موسوی کاشانی (از اعضای بیت آقا) – تداوم آفتاب ص 18

 

آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟!

چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيت الله خامنه اي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: آقاي دكتر!  اگر خدا بخواهد با هم خويشاوند مي شويم . عرض كردم چطور؟ فرمودند: آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديده اند و در گفتگو به نتيجه رسيده اند. حالا نظر شما چيست؟ عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتاب هايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندروني دارد و يك اتاق بيروني كه مسئولان مي آيند و با من ديدار مي كنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانه اي اجاره كرده ايم كه قرار است، در يك طبقه آن آقا مصطفي و در طبقه ديگر آقا مجتبي زندگي كنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد، مثل ما زندگي نكرده ايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟! زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روي باز استقبال كرد

 غلامعلي حداد عادل – تداوم آفتاب ص 23

 

هوشیاری و عزتمندی

در لیبی، خیمه‏ای برپا کرده بودند که ارتفاع در ورودی آن خیمه کوتاه بود و به ناچار هر کس می‏خواست وارد بشود، باید خم می‏شد . از طرفی داخل خیمه، روبروی در، عکس قذافی بود; یعنی هر کس وارد می‏شد ناخواسته در مقابل عکس قذافی سر خم می‏کرد . حضرت آیت الله خامنه‏ای وقتی می‏خواستند وارد خیمه شوند، به پشت وارد می‏شوند تا در مقابل عکس قذافی سر خم نکنند .

آیت الله خزعلی – تداوم آفتاب ص 26 با تلخیص

 

زابل، مرکز دنیا

چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان الله علیه)، مرتب از من می‌پرسیدند که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری، می‌خواهید چه کار کنید، من خودم به مشاغل فرهنگی زیاد علاقه دارم، فکر می‌کردم که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری، به گوشه‌ایی بروم و کار فرهنگی بکنم.

 وقتی از من چنین سوالی کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره ریاست جمهوری امام به من بگویند که بروم رییس عقیدتی، سیاسی گروهان ژاندارمری زابل بشوم - حتی اگر به جای گروهان، پاسگاه بود - من دست زن و بچه‌ام را می‌گیرم و میروم ، والله این را راست می‌گفتم و از ته دل بیان می‌کردم، یعنی برای من زابل مرکز دنیا می‌شد و من در آنجا مشغول کار عقیدتی، سیاسی میشدم. 

به‌نظر من، بایستی با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید، در این صورت خدای متعال به کارمان برکت خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای 5/12/70 – تداوم آفتاب ص 52

نظرات (8)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2011-10-26 22:05:54
ولایت یه چیزیه که با وجود اون محبت شدیدی توی دل انسان ایجاد میشه که نه تنها نیازی به دیدن این بزرگواری ها از طرف اون ولی نداره حتی با وجود سختی های ظاهری هم این محبت کم نمیشه مثل پدری که حتی اگه ما رو کتک بزنه بازم با تمام وجود عاشقشیم چرا ؟ چون ولایت داره ولو خفیفتر .حالا ما هم که آقا رو دوست داریم بخاطر ولایتشه البته ذکر این جور فضائل هم موثره کما لا یخفی علی فطن ولی اینا همش بهونه برای ابراز عشقه .اونیهم که ولایت رو نمیخواد این حرفا(لا یزید الظالمین الا خسارا)خلاصه اصل کاریه همون ولایتس .درسته که بنده بیسوادم ولی ظاهرا این جریان ریشه قرانی روایی هم داره تو این مایه ها که یا علی مومن بغض تورا ندارد ولو بینیش رو ببری ومنافق تورو دوست نداره ولو خیلی تحویلش بگیری علی روهم که معلومه نماد ولایته.اصل حدیث یادم نبود ببخشید
---------------------------
نویسنده : با تشکر از شما که اینقدر با حوصله مطالعه می فرمایید و نظرات زیبا و عالمانه ای که می نویسین.
اگر منظورتون اینه که هرکس ولایت داره، داره، هرکس نداره، نداره، کاریش نمیشه کرد، قدری در این مورد تردید دارم. لطفا بیشتر توضیح بدین. یعنی آیا نمیشه با گفتن اوصاف یک ولی خدا، دیگرانی رو که نمیشناسن یا بد می شناسند رو علاقه مند کرد؟
------------------------------
سید : اولا عرض کردم که بیسوادم دلیلش هم این ایرادیه که بهم گرفتین .
ولی درسته قرار نیست هر کی ولایت نداره تا ابد بی ولایت بمونه وراهی هم نداشته با شه .این خلاف لطف وعدالت خداست منتها مگه می شه تا ولایت رو درک نکنی عاشق ولایت بشی .مزد رسالت که همون مودت هستش رو خدا ازکی می خواد؟ از اونی که رسالت رو می پذیره خلاصه منظور اینه که خود ولایت فی نفسه باعث میشه ادم عاشقش بشه واین صحبت ها آدرس ونشونه هستن برای معرفت به (ولی) والا خیلی ها ریاکاری می کنن غلیظ تر از اینا ولی توی دل جاپیدا نمی کنن اصلا بالاتر، ما این همه عالم وعارف داریم وداشتیم همه رو هم دوست داریم ولی (ولی ) یه چیز دیگس .
بنده خودم قطعا موافق ذکر کرامات و معرفی شخصیت (ولی )هستم ومنظورم رد این مطالب نبود اتفاقا خیلی حظ بردم ومعتقدم که حتما این قسمت رو باید همیشه ادامه بدین حتی اگه بقیه کارهاتون رو تعطیل کنین . ما هرچی معرفت نسبت به ولایت پیدا کنیم بیشتر عاشق ولایت می شیم شما دارین معرفت می دین تا همه ولایت رو بشناسند ولی مردم عاشق خود ولایت میشن حالا ولایت بهشون شهریه وهدیه وچفیه و...بده یا حکم جهاد بده وبگه باید جونت رو فدای دین کنید
نکته.الان که نظر هام رو نگاه کردم دیدم چقدر غلط املائی توش بو شما که میدونین چرا آقای دعاگویی؟
البته هیجانزده هم بودم
--------------------------------
نویسنده : خیلی خیلی ارادت داریم. ممنون از پیگیری و نظرات مفصل و زیبایی که می نویسید. شما هم به این نظرات ادامه بدین، خیلی استفاده می کنیم.
0
...
نوشته شده توسط رهگذر , 2011-12-09 04:01:30
پناه می برم به پروردگار یکتا. کاش از این خواب غفلت بیدار می شدید. بخدا قسم روز قیامت پاسخ رسول خدا و امیرالمومنین و بانوی دو عالم را نمی توانید بدهید. ولایتی که مختص پیامبر و اهل بیت است را حراج کردید و برای همه قائلید. کمی "اصول کافی" را مطالعه کنید و ببینید چه قدر ملامت شدند کسانیکه ولایت را برای غیر از انبیا و ائمه قائل شدند. آقای محترم امام عصر فرمودند در زمان غیبت به راویان حدیث ما مراجعه کنید که عملا همان مراجع تقلید هستند. چرا از لفظ ولی برای آقای خامنه ای استفاده میکنید. در طول دوران غیبت کبری در این دوران اخیر بقدری به تشیع آسیب زده اید که سابقه آن در هیچ کجای تاریخ یافت نمی شود.آقای خامنه ای که برتر از آیت ا.. بروجردی که نیست. آیا برای آقای بروجردی هم از لقب "ولی" استفاده می کنید.شما را بخدا از امام زمان خجالت بکشید که در زمان امامت ایشان اینگونه دیگران را ولی خدا می دانید.
یا رب الحسین. بحق الحسین. اشف صدر الحسین بظهور الحجه.

---------------------------
نویسنده :
باتشکر از شما که حوصله به خرج داده و انتقاد فرموده اید.
راستش لفظ ولی در تشیع خیلی عام تر از این حرفهاست که فقط برای معصومین (علیهم السلام) استفاده شود. مثلاً ولی ایتام.(امام كاظم عليه السلام : إِنْ كَانَ لَهُمْ وَلِيٌّ يَقُومُ بِأَمْرِهِمْ‏... (الكافي ج : 5 ص : 208))
و یا مثلاً هر مؤمنی ولی الله است (امام صادق عليه السلام : إِنَّ الْمُؤْمِنَ وَلِيُّ اللَّه (الكافي ج : 2 ص : 17))
پس استعمال لفظ ولی مختص به معصومین علیهم السلام نیست.
اما ولی در اصطلاح خاصش یعنی کسی که نسبت به دیگری دارای حق اولویت است. مثل پدر که نسبت به فرزندانش ولایت دارد. در مورد جامعه هم سرپرستی امور مردم در زمان پیامبر (ص) با ایشان بود و در زمان اهل بیت با اهل بیت علیهم السلام. اما در زمان غیبت این سرپرستی به فقها واگذار شده است. که اصطلاحاً به ولایت فقیه از آن یاد می شود. این مسئله هم دلائل عقلی دارد (که انشاءالله در آینده آن را در سایت می آورم) و هم با استناد به روایات آن را ثابت کرده اند (مثلا مقبوله عمربن حنظله یا صحیحه قداح). بسیاری از مراجع تقلید هم ولایت فقیه را تأیید فرموده اند.
خلاصه اینکه ولایت حکومتی اهل بیت (ع) در زمان غیبت بر عهده ی فقیه است. اما این به هیچ وجه بدین معنا نیست که مقام معنوی اهل بیت را هم معاذالله برای فقیه قائل باشیم. آن ولایتی که مختص ایشان است، ولایت تکوینی است که هیچ کس مدعی اثبات آن برای فقیه نیست.
<<<<<<<<رهبر معظم انقلاب از لحاظ مقام معنوی، خاک پای اهل بیت علیهم السلام هم نیستند>>>>>>>> ولی این دلیل بر آن نیست که خود معصومین فقها را ولی حکومتی مردم قرار ندانده باشند.
در آخر عرض کنم که تشیع را و بلکه اسلام را امام خمینی (ره) بودند که در عصر حاضر زنده کردند.اسلامی که روز به روز داشت زیر دست و پای مدرنیته و تحجر له می شد. امام (ره) بود که با تفسیر صحیح از اسلام و با ایستادگی، به اذن خداوند توانست تشیع را زنده کند. آیا تشیع در زمان رضاخان و محمدرضا عزت داشت؟ آیا پیش از انقلاب اسلامی، اسلام به انزوا نرفته بود؟
مجددا از نظر شما تشکر می کنم و آماده تبادل نظر بیشتر هستم.یا علی.
0
...
نوشته شده توسط رهگذر , 2011-12-13 21:26:29
- نویسنده محترم و عزیز. در نظر داشتهه باشید اغلب کلمات، مفهومی را حمل می کنند که بسیار کاملتر از معنای لغوی آنهاست. مثلا صوم به معنای کار سخت و پر زحمت است حال آنکه از دیدگاه اسلام یک عمل عبادی با اعمال خاص خود است. برادر عزیز، شیعه بیش از 1300 سال ،داد می زند که منظور از ولی در حادثه غدیر بسیار بالاتر از مفهوم "دوست" است و دقیقا همان مفهوم انما ولیکم الله و ... را دارد. زمانیکه جنابعالی و دیگران(که متاسفانه در این 30 سال اخیر بشدت شاهد این قضیه هستم) از این لفظ استفاده می کنید در عمل حقیقت نام ولی را کمرنگ کرده و معنای لغوی عام آن راجلوه می دهید( ان شائ الله که سهوا). نتیجه رفته رفته حقیقت نام ولی از بین می رود. زمانیکه بنرها را در خیابانها نصب می کنند که "یا خامنه ای ولایتت ولایت حیدر است" آیا منظورشان این است که آقای خامنه ای: یک کمی از آن ولایت تشریعی را که حضرت صاحب برای فقها قائل شده اند را تو داری! شما را بخدا منصف باشید.
در مورد زنده شدن تشیع در عصر حاضر، عزیز برادر زمانی برای بعضی از جوانان در مورد ظهور امام عصر صحبت می کردم. زمانیکه می گفتم امام می آیند، یا مثلا امام به شیخ مفید فرمودندو... بعضی از بچه گفتند ینی امام خمینی دوباره زنده می شوند. آنجا بود که فهمیدم اولین ظلمی که به امام عصر کردیم همین امام نامیدن دیگران بود.
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.(نمی دانم جنابعالی ارزش تشیع زمان قبل از انقلاب را بیاد دارید یا خیر. در غیر اینصورت می توانید از بزرگان خود بپرسید زمانی که مرحوم میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را داد حتی همسر شاه قلیان ها را شکستند و آتش زدند. اینها بخاطر حرمتی بود که بیش از 1300 سال برای تشیع حفظ شده بود)اکنون اسلام گریزی را در بین جوانان ایرانی بنگرید که فقط نتیجه غلط جلوه دادن تشیع (که اسلام حقیقی است) می باشد(خواهشا در رویا سیر نکنید و حقیقت جامعه را بنگرید). بخدا قسم که ترس از شیوع گناه دارم و گرنه حقایقی را اینجا می گفتم تا ببینید فاصله تشیع واقعی با چیزی که حاکمان نظام جلوه میدهند فاصله زمین تا آسمان است.
و در آخر به امید ظهور کسی که هنگامی می آید احکام تعطیل شده را احیا می کند. دین و سنن نبی وارونه شده رابجای خود بر می گرداند. بدانید که حقیقت تشیع امام عصر است که متاسفانه در این عصر به اندازه آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای هم برایش تبلیغ نکردیم.(می توانید امتحان کنید به 100 نفر بگوئید حضرت امام فرمودند ... 99 درصد فکر می کنند منظور شما آیت الله خمینی است) پس نگوئید که در عصر حاضر تشیع زنده شد(من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه)
وبلاگ خوبی داری. خدا بهت توفیق بده جز از ائمه اطهار خصوصا امام زمان از کس دیگه دم نزنی.

- نوشته های سید را بخوانید دلیل خوبی است بر اینکه دیدگاه مردم در مورد ولایت آقای خامنه ای همان ولایت ائمه است

---------------------------------
نویسنده:

قبل از هرچیز تشکر می کنم از اینکه با حوصله نظرتان را مرقوم فرموده اید.
راستش علت اینکه بنده استعمالات لغوی واژه ی «ولی» را آوردم این بود که عرض کنم می شود این واژه را برای غیر انسان کامل هم بکار برد. اما حق با شماست، در زمان ما منظور از ولایت فقیه همان ولایت ائمه است. شاهدتان هم کاملاً بجا بود که «ولایتش ولایت حیدر است». اما این مطلب نیاز به توضیح دارد :
ائمه دارای دو نوع ولایت می باشند : ولایت حکومتی، ولایت تکوینی.
ولایت تکوینی مقام بسیار بسیار بالا و منیعی است که همانطور که عرض کردم خود امام (ره) و رهبر عزیز انقلاب هم وقتی به بحث مقام معنوی معصومین علیهم السلام می رسند خود را خاک نعلین آنها هم نمی دانند. «ولی» به این معنا به هیچ وجه بر امام و رهبری اطلاق نمی شود و اگر هم از حرفهای بنده چنین چیزی برداشت شده، حتماً نتوانسته ام مطلب را درست بیان کنم.
اما ولایت حکومتی حسابش کاملاً جداست. ولایت بدین معنی یعنی اولی به تصرف بودن در امور مردم نسبت به خودشان. این ولایت چیزی نیست که منحصر به معصومین علیهم السلام باشد و به همان دلایلی که در پاسخ نظر قبلی عرض شد برای فقیه هم قابل اثبات است. اصلاً خود همین فتوای تحریم تنباکو شاهد حرف ماست. مرحوم میرزای شیرازی (اعلی الله مقامه الشریف) چه حقی داشتند که بگویند مردم تنباکو نکشند؟ تنباکو کشیدن که حرام نیست. ایشان از همین حق ولایت فقیه استفاده کردند و مردم ما هم همه اطاعت نمودند.
اینکه فرموده اید از حرفهای سید برداشت می شود که ایشان برای ولی فقیه همان ولایت اهل بیت را قائلند عرض کنم که بله قائلند، بنده هم قائلم ولی ولایت حکومتی را نه تکوینی . البته قبول دارم که ایشان برای ولی فقیه شأنی بالاتر هم قائلند و ولایت را صرف یک ارتباط حقوقی نمی دانند بلکه برای آن جنبه ی حقیقی هم قائل هستند که البته بعید هم نیست درست باشد (امیدوارم خودشان بیایند نظرشان را بگویند) ولی به هرحال قطعاً ولایت تکوینی و آن مقام اصلی معنوی را به هیچ وجه نه تنها ایشان که هیچ شیعه ای برای رهبری عزیز و امام (ره) قائل نبوده و نیست.
در مورد مسائل سیاسی دیگر اینجا بیش از این اقتضای اطاله ی کلام را ندارد اما همینقدر بگویم بنده و امثال بنده و قبل از ما شهدای گرانقدر دفاع مقدس و انقلاب، از روی تحقیق و مقایسه و مطالعه ی تاریخ به حقانیت راه امام خمینی (ره) ایمان آورده ایم. نبوده ایم ولی می دانیم چه خبر بوده است. از ذلت شیعه و مسلمانان در قرون اخیر با خبریم. از اینکه شاه (که مظهر طاغوت) است بر ما حاکم بوده است باخبریم. از اینکه این شاه را کفار تعیین و حمایت می کرده اند و در واقع ما زیر فرمان فراعنه ی آمریکا و انگلیس می زیسته ایم باخبریم. تقاضامندم شما هم به جای اینکه محور استدلالتان این باشد که واژه ی «امام» و واژه ی «ولی» را چرا به کار می برید یا مثلاً چرا برای امام خمینی(ره) سه صلوات می فرستید و برای پیامبر (ص) یک صلوات، به مسائل اساسی تری توجه فرمائید که در جهان دیروز و امروز ما جریان داشته و دارد.
در مورد اینکه انقلاب، اسلام و تشیع را زنده کرد یا باعث زده شدن مردم از اسلام شد هم سخن زیاد است که بگذار تا وقتی دگر.
مجددا از نظرات شما تشکر می کنم و انشاءالله که همیشه از اهل بیت دم خواهم زد و می دانم که یکی از فرامین اهل بیت همین ولایت فقیه است. یاعلی.
0
...
نوشته شده توسط رهگذر , 2011-12-16 09:21:36
با تشکر. برادر ارجمندم با توجه به اینکه گفتید جوان هستید لازم است ابتدا مطالبی را به عرض برسانم:
بنظر می رسد شما دو مسئله را با هم اشتباه گرفتید. من بیش از شما بیزار از شاه و طاغوت های آن زمان هستم ولی هرگز این دوران [یعنی جمهوری اسلامی] را تائیدنمیکنم.بحث در مورد ولایت حکومتی فقها بحث مفصلی است و ...

-----------------------------------
نویسنده: خیلی تشکر می کنم از شما که با حوصله نظرتان را می فرمائید و منابع حرفتان را هم مستند ذکر فرموده اید. اما از آنجا که این بحث خیلی مفصل شده و بنده هم فعلاً فرصت کافی برای ادامه ی تفصیلی آن ندارم ادامه ی نظرتان را نقل نکردم. البته نزد بنده محفوظ است و اگر انشاءالله فرصتی دست داد هم آن را نقل می نمایم و هم نظر خود را عرض می کنم. همانطور که قبلا گفته شد قصد دارم انشاءالله مطلبی در مورد دلیل عقلی ولایت فقیه بنویسم. یعنی آن را به عنوان یک مسئله ی کلامی مطرح کنم. اگر انشاءالله آن مطلب طرح شود دیگر نیاز به بررسی اقوال مختلف نیست چون مسائل کلامی فوق فقهند و اینکه مقلد چه کسی باشیم و یا اینکه آیا مرجع تقلید ما با ولایت فقیه موافق است یا خیر تأثیری نخواهد داشت. لطفاً یکی دو ماه دیگر سری به سایت بنده بزنید و اگر فرصت داشتید نظرتان را در مورد آن مقاله بفرمائید. البته به شرط اینکه بنده تنبلی نکرده باشم و نوشته باشمش!
از پیگیری و وقتی که مبذول داشتید مجدداً تشکر می کنم. اللهم عجل لولیک الفرج و بلغ سلامنا الیه. یاعلی.
0
...
نوشته شده توسط رهگذر , 2011-12-17 02:04:17
بسیار برام جالب بود که کامنت من را بطور کامل نذاشتید.
یکبار دیگه دو مسئله را باهم اشتباه گرفتید. من جمهوری اسلامی را قبول دارم و اعتقاد دارم در زمان غیبت منتفع شدن از نعمت قوانین اسلام از این راه ممکن است. ولیکن این نظام را بعنوان جمهوری اسلامی قبول ندارم و همان طور که گفتم این دوران را تائید نمی کنم. چون نه جمهوری است و نه اسلامی.
در گذشته هم خیلی از حاکمان خود را مسلمان نامیدند و حکومت خود را اسلام، و به همین وسیله مردم را به جنگ ائمه فرستادند. کمی جستجو کنید موارد فراوان می یابید.

-----------------------------
نویسنده: ضمن تشکر مجدد از پیگیری شما، علت کامل منعکس نکردن آن را همانجا ذکر کرده ام، انشاءالله جسارتی نشده باشد.
اما عرض کنم که جمهوری اسلامی را قبول داشتن منهای اعتقاد به ولایت فقیه ارزش چندانی ندارد. البته خدای نکرده منظورم این نیست که من با ارزشم و شما بی ارزش، بلکه مراد این است که اعتقاد به "ولایت" است که مهم است و ولایت است که از مهمترین و سخت ترین تکالیف اسلامی است.
البته گمان می کنم ادامه ی این بحث بدین صورت فایده ی چندانی ندارد. بحث از "نظر من" و "نظر شما" دردی را دوا نمی کند. لازم است طرفین استدلال خود را بگویند و منصفانه به قضاوت بنشینند. شما اگر مایل بودید "دلیل" منطقی و علمی خود را بر رد ولایت فقیه بنویسید، بنده هم انشاءالله دلیل عقلی بر اثبات آن را در سایت قرار خواهم داد. اگر حق با شما بود، بی هیچ تأملی انشاءالله خواهم پذیرفت.
موفق باشید. یاعلی
0
...
نوشته شده توسط محسن , 2011-12-22 13:53:51
ای کاش همانطور که از رهبری تعریف و تمجید می کنید می شد انتقاد هم کرد . بدون ترس ازتشکیل پرونده اطلاعات وسپاه وتبعات متعدد ان

-----------------------------------
نویسنده:ضمن تشکر از نظر شما، البته اینهایی که بنده نوشته ام تعریف و تمجید نیست. بیان خاطراتی است برای شناخت بیشتر ایشان. منظورم این است که مدح و ثنای صرف نیست، رنگ و بوی استدلال دارد.
فرمایش شما متین است. متأسفانه فضای کشور ما آنگونه که باید نیست و بعضی کاسه ی از آش داغ ترها مانع از طرح درست مباحث می شوند. بنده مطمئنم (هرچند شما احتمالاً می گویید اینها حرف است) که خود رهبر عزیز انقلاب موافق اینطور برخوردها نیستند و می پسندند که فضای نقد منصفانه در جامعه حاکم باشد. دو طرف نظرشان را بگویند و مردم بتوانند حق را تشخیص دهند.
ولی خب شما هم انصاف بدهید که اولاً همچنانکه بنده الآن در این وبلاگ کوچک حرفی می زنم بالاخره صدها و هزارها وبلاگ و سایت هم علیه رهبری مطلب می نویسند. شبکه های ماهواره ای هم که به کنار. از آن طرف این را هم انصاف بدهید که خیلی ها واقعاً دنبال حقیقت یابی نیستند. می خواهند همینجوری حرفی زده باشند و دلشان خنک شود و دنبال ملتهب کردن فضای جامعه اند. خلاصه به نظر بنده هر دو طرف مقصرند و هر دو طرف دارند به نوعی به جمهوری اسلامی ضربه می زنند.
راستی! یادم رفت بگویم برخی هم هستند که می خواهند کم کاری و حتی جرم های خودشان را پشت عنوان دفاع از ولایت فقیه پنهان کنند. یعنی تا کسی انتقادی به ایشان می کند می گویند "نظام را تضعیف نکن!" یا می گویند "این حرف تو تضعیف رهبری و اهانت به ایشان است" خلاصه دست پیش را می گیرند که پس نیفتند. اینها هم خائنند.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-24 03:01:57
با سلام خدمت همه:در ابتدا باید عرض کنم که جناب رهگذر به مطلب خیلی مهمی اشاره فرموده اند و آن عدم وجود درکی صحیح و جامع از مقوله ی ولایت در جامعه است. در این مورد کاملا با ایشان موافقم و همین طور هم که هر دو طرف معترفند بحث در مورد ولایت نیاز به فضا و وقت مناسب ودقت نظر دارد وصرف جوابی عجله ای و از روی رفع تکلیف فایده ندارد لذا به نظر میرسد که مدیریت سایت باید به عنوان یکی از مهمترین حرفها همین موضوع ولایت را تحلیل کنند.اگر اجازه دهید چند مطلب را عرض کنم :
اولا باید جهت بحث کاملا روشن شود و دقیقا معلوم شود که انتقاد به کجا میخورد؟ ،یعنی جناب رهگذر ایرادشان به چیست ؟ به معنا ومفهوم ولایتی که ما عرض کردیم؟انتقادشان به نظام حاکم است ؟ انتقاد به مدیران و مسئولین است؟ به استعمال لفظ امام و ولایت در مورد رهبر انقلاب و امام خمینی ایراد دارند ؟ از مهجوریت امام زمان ناراحتند؟ از اینکه در نظام اسلامی گناه و فساد زیاد است دلخور هستند؟ معتقدند قبل از انقلاب شیعه در جهان عزیز تر بوده؟ یا مشکل سن و سال ماست؟ خلاصه معلوم شود دقیقا مشکل کجاست ؟
اگر معتقدید که مفهوم ولایت در جامعه تبین نشده ،که به شدت موافقم
اگر منظورتان این است که ما معانی حقیقی و معارف بلند وعرفانی ولایت را درک نکرده ایم؛ باید بگویم که کاملا درست حدس زده اید .
اگر منظورتان این است که هیچ کس غیر از ائمه ولایت ندارد باید بگویم که کاملا اشتباه حدس زده اید چون برای مثال خود شما اگر پدر هستید بر فرزندانتان ولایت دارید و نیز بین فقهای شیعه از زمان غیبت امام(ع) تا کنون اختلاف سر این است که آیا فقیه ولایت مطلق دارد یا مقید .ولایت مسلم است اما بحث در این است که این ولایت مطلق است یا نه. .چه طور طاغوت (ولی )جهنمیان میتواند باشد(آیه الکرسی)، اما مؤمن نمی تواند ولی باشد؟ بنده نمیدانم نظرات شما برداشتهای شخصی و اجتهادی است یا آن را به سیره علماءو آراء آنها منسوب میدانید . ولی یقینا آیت الله بروجردی ولی فقیه بوده ،آیت الله مدرس ولی فقیه بوده شیخ طوسی ولی فقیه بوده وهمه ی این فقها تصرفاتی کرده اند که برای دیگران حرام بوده و طبق نظر بسیاری از علما کسی که در هر دوره علم(پرچم) دین را در دست دارد ولی فقیه است .(نمیدونم شما چقدر فقیه هستید ولی امام خمینی میفرماید ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است حالا یا شما بیشتر اصول کافی خوندید یا آقای خمینی !!!)
اگر میفرمایید منظور تان این است که رهبری اولویت در تصرف نسبت به دیگران دارد اما ولایت تکوینی ندارد ،باید عرض کنم که ولایت تکوینی به معنای دخل وتصرف در عالم تکوین موهبتی الهی است که با توجه به لیاقت ومقام معنوی افراد به آنها داده میشود که البته اهل بیت مصداق اتم و اکمل آن میباشند، ولی در دیگران باید به طریقی شرعی ثابت شود والا نمیتوان به راحتی رد یا تأیید کرد .مثلا انبیاء و صالحانی در طول تاریخ برنظام تکوین با اذن الهی تصرف کرده اند،مثل شفای کور مادر زاد وزنده کردن مرده و... والبته کسی نمیتواند به مقام معنوی اهل بیت برسد .
اگر منظورتان این است که ایشان ولایت تشریعی ندارد ، بنده هم کاملا با شما موافقم .
اگر میفرمایید ما دلیل شرعی وعقلی داریم که نباید نسبت به غیر از اهل بیت تعبیر ولایت را به کار برد واین تعبدی است !.شما با اوردن این دلایل واحیانا روایات میتوانید بخش بزرگی از فقه شیعه را رد کنید .
اگر معتقدید که تعبیر ولی برای رهبری موجب آبرو ریزی اسلام وشیعه است و خصوص این مسئله شیعه را ذلیل کرده باید عرض کنم که واقعا متأسفم که این همه عزت وبیداری اسلامی را ما بعد از انقلاب نبینیم ، تا قبل از انقلاب ،ایران شیعه، بزرگترین حامی اسرائیل در منطقه بوده و حالا تنها دشمن واقعی و عمده ی آن .تنها جایی که دشمنان اسلام نمیداند با آن چه کنند ایران بعد از انقلاب است .
اگر منظوراین است که به دلیل وجود فساد ،تبعیض ،گناه وناهنجاری در جامعه ،نباید به خودمان نسبت اسلامی و به رهبری نسبت ولایت داد باید عرض کنم که وجود فساد و ناهنجاری در جامعه را قبول دارم ونیز قبول میکنم که شما از بنده بیشتر مطلعید ولی باید دقت کرد که ایراد کجاست؟ باید دندان فاسد را کند یا ترمیم کرد نه اینکه کلا دندان را از گردن قطع کنیم . آنچه مسلم است این که قانون اساسی و جهت گیری کلی نظام به سمت اسلام و زمینه سازی ظهور است حال اینکه مأمور رشوه میگیرد یا برخی زنان بی عفت شده اند وخلاف پنهانی زیاد شده ومثلا انتخابات به نظر شما خیلی سالم نیست به قانون ومحتوای نظام مربوط نیست .بله اگر قانون میگفت : رشوه مجاز ! ... مجاز! جهت فعالیتهای کشور به سمت فقر زایی برود! و ...قبول میکردم که نظام اسلامی نیست .اگر رهبری سیاست های کلی نظام را به سمت خلاف دین رهنمون میشد قبول میکردم ولی من یقین دارم که اشکال از رهبری نیست وولایت او را به معنای ولایت فقیه (نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم )به هیچ وجه موجب آبرو ریزی نمیدانم وکسی را نمیشناسم که از او خجالت بکشم که بگویم ولایت فقیه را قبول دارم
این که بفرمایید من این نظام را اسلامی نمیدانم باید عرض کنم که (علاوه بر اینکه دقت بفرمایید ایرادتان به کجا میخورد و انتقادتان دقیقا به کیست؟)متاسفانه تشخیص اسلامی یا غیر اسلامی بودن یک نظام به فقهای امت اسلامی سپرده شده والبته نظر شما و بنده در عین حال که محترم و قابل شنیدن است ،صرفا تحلیل ما را از این نظام نشان میدهد و موجب اسلامی یا غیر اسلامی شدن آن نمیشود این تحلیل (یعنی اسلامی یا غیر اسلامی بودن چیزی )حتی برای خودمان هم حجت نیست چه رسد به دیگران. البته شاید شما مجتهد باشید که در آن صورت برای خودتان حجت و دلیل میباشد .
اگر هم مشکل ما که نمیفهمیم چرا نمیشود آقا را ولی فقیه نامید حدث السن بودن است ، که مشکل دیگر حل میشود .
این که فرمودید( شاگردانتان گفته اند آیاامام خمینی دوباره زنده میشود؟!!! ) پس نباید به آیت الله خمینی گفت امام زیرا این کار میشود تضعیف امامت و اهل بیت؛ یک اشکال به شما وارد است و آن این است که تصور فرموده اید اگر لفظی مطلق وبدون دنباله برای کسی آورده شود یعنی او بالاتر است اگر به خمینی بگوییم امام خالی مردم فکر میکنند یا خمینی بالاتر از ائمه است یا اهل بیت را دیگر امام نمیدانند لابد اگر کسی بگوید امام جماعت هم برای شیعه خطر ناک میشود. امام یعنی کسی که جلو افتاده و بقیه به دنبال او حرکت کرده اند و به قول وفعل او اقتدا میکنند و هیچ فرد ی که کمی از اولیات اسلام بداند امام خمینی را از جمله14 معصوم قلمداد نمیکند من فکر میکنم غیر منتظره بودن این سخن باعث شده آن را همگانی بدانید و راهش هم این نیست که بگویید خمینی جلودار مردم نبوده راهش این است که قبلا به این فرد آموزش دهند که ائمه چند نفرند و نامشان چه بوده شما هم اگر در تعبیرتان بفرمایید «امام معصوم» هم شاگردان اشتباه نمیکنند وهم اشاره به معصوم بودن ائمه است وهم فواید دیگری دارد . همچنین استفاده ازقرائن لفظی و مقامی برای این جور مواقع میباشد .و صد البته این حادثه وظیفه بنده وشما را در معرفی فرهنگ اهل بیت دو چندان میکند. (در ضمن اگر کسی میداند که تعبیر به امام فقط برای اهل بیت از کی شروع شده برای من هم بگوید واقعا نمیدانم)
آخر برادر مسلمان از قدیم گفته اند« دروغ هرچه بزرگتر ،باورش راحتتر »عظمت ،جلال و عزت شیعه قبل ازحرکت امام خمینی کجا و بعد از او کجا! امام خمینی با آن روح بلندوخداییش طوری در ارواح خفتهء مردم با تأیید الهی تصرف کرد که آنها نه تنها قلیان ها را شکستند که جگر گوشه هاشان را در راه عزت اسلام و حفظ مکتب اهل بیت هدیه کردند. میترسم کافرم کنید والا چند مورد از کراماتش را میگفتم .
به نظر بنده اگر شما واقعا مفهموم ولایت و جریان داشتن آن را در اسلام و فقه شیعه نمیدانید که باید بگویم کمی به قرآن و روایات ورساله ها مراجعه کنید(از همان ولایت تشریعی گفتنتان معلوم است )
اگر هم منکر شیعه و ولایت فقیهید ومیخواهید از زبان یک هم کیش به بنیان های تشیع خدشه کنید باید عرض کنم که ناشیانه عمل کرده اید .بهتر است از مسائل اختلافی تر و مبهم تر استفاده کنید .البته من فکر میکنم شما اعتماد به نفس زیادی دارید وهمین باعث شده کمتر به نظرات علما توجه کنید
اگر هم میگویید ولایت فقیه درست ،شیعه درست ، ولی این رژیم نه ولایت دارد نه اسلامی است که باید بگویم به نظر من نظام اسلامی است و آیت الله خامنه ای ولی فقیه است اما در کشور در اثر کمکاری ،خیانت ، هوا وهوس و... ناهنجاری هایی وجود دارد که وظیفه همه تلاش برای رفع آنها است نه نفی حکومت جمهوری اسلامی.

------------------------------------
مدیر سایت: تشکر می کنم از آقا سید بخاطر توضیح مفصل و زیبایشان. بنده که استفاده کردم.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-26 23:26:59
راستی اینکه در قرآن تعبیر به (ائمة الکفر-توبه 12 )شده هم آیا موجب تضعیف تشیع است؟ یعنی هرجا واژه ی امام برای غیر معصوم بکار برود عیب محسوب می شود؟ البته اینگونه نیست.
به هر صورت اگر احیانا این طور به نظر رسیده که بنده بی ادبی کرده و تند صحبت کرده ام باید عرض کنم که خیلی عذر خواهی میکنم ؛ولی مطالبی که جناب رهگذر فرمودند هم توهین به نظام اسلامی بود هم به ولایت فقیه آن هم با لحنی خیر خواهانه و ظاهرا اسلامی.ایشان با «پناه بر خدا» گفتن و حواله دادن به آخرت میخواهند ضروری دین و فخر اسلام را که همان ولایت فقیه است نفی کنند وهمین امر باعث شد که کمی تند تر و بی تعارفتر بنویسم انشاء الله که بتوانیم بر نفس خود غالب شده و فقط برای خدا عمل کنیم .در هر صورت خیلی ببخشید

----------------------------------
مدیر سایت: ویراستاری مختصری کردم، بی اجازه شما!

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> کارآمدی

روزی روزگاری کسی بود که یک شب در میان مسواک می زد، بعضی شب ها حتی حوصله همین مقدار را هم نداشت. همان وقتهایی هم که مسواک می زد، سرسری و خیلی سطحی بود.

چند سال بعد بعضی از دندانهای این فرد خراب شدند.

او الآن دیگر اصلاً مسواک نمی زند و معتقد است مسواک زدن فایده ای ندارد.

************

حکایت دینداری ماست.