«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon درسی از حوادث ژاپن

 

دیدن اتفاقاتی که این روزها در کشور ژاپن می افتد، اولین چیزی که به ذهن بنده می رسد حرف های استاد طاهرزاده است. کلامی از ایشان را بنده چند ماه پیش خوانده بودم و این روزها با دیدن حوادث ناگواری که در ژاپن اتفاق می افتد مدام یاد آن می افتم : "جنس دنیا این است که هرکس خواست در آن بماند، از او انتقام می کشد...این زندگی سراسر بحران، تازیانه ی انتقام خداست" (فرزندم اینچنین باید بود ج2 ص 161)

آری، مدام این جمله به ذهن بنده می آید و از خود این سؤال را می پرسم که «آیا این حوادث تازیانه ی انتقام خدا نیست؟».

البته در این باره خیلی سؤال و نقطه ی ابهام برای خودم نیز وجود دارد اما یک نقطه ی روشن هست که در این نوشتار می خواهم بر آن تکیه کنم.

تصویری که این روزها از ژاپن با اخبار زلزله و سونامی و خطر تشعشعات هسته ای در ذهنتان هست را مقایسه کنید با تصویری که یک ماه پیش داشتید. پیش از این حوادث تصویر بسیاری از ما از ژاپن، تصویر یک نظام از هرلحاظ موفق بود. مجموعه ای که به این راحتی ها آسیبی به آن می رسد. نظامی که فکر همه چیز را کرده و حتی در مقابل شدیدترین فجایع طبیعی آسیب خاصی نخواهد دید. اما امروز چه؟ آیا قبول ندارید که آن تصویر ایده آلی که در ذهنمان بود، خیلی مخدوش شده است؟ آیا این نکته به ذهن شما نیامد که «خیلی سست تر از آن بود که فکر می کردیم.»

تمدن غرب تصویری از خود ارائه می دهد که خیلی با واقعیت فاصله دارد. به عنوان مثال می شود تبلیغات رسانه ای این تمدن از خود را به تبلیغات مرد قوی هیکلی تشبیه کرد که زنجیر پاره می کند و اندامش را نشان می دهد و عربده کشان نفس کش طلب می کند و خود را در نهایت قدرت می داند. اما وقتی که بیماری کوچکی او را فرا می گیرد می بینیم که همان مرد متظاهر، اکنون در بستر بیماری افتاده و رویش زرد شده و تب سراسر وجودش را گرفته و اگر کسی به دادش نرسد ای بسا زیر همین بیماری جان دهد!

آری تصویر تمدن غرب با حقیقت آن خیلی فاصله دارد. حکایت خانه ی به ظاهر زیبا و منظم اما در باطن سست و پوشالی عنکبوت است. اتکای به «خود» و نه به «خدا»، تکیه به ضعیف ترین بنیان ممکن است و این پشتوانه ی دروغین روزی فرو خواهد ریخت و آبروی این تمدن را خواهد برد. راستش با این حوادثی که در ژاپن رخ داد، ابهت غرب در نظر من شدیداً از بین رفت. تمدنی که با یک زلزله ی یکی دو دقیقه ای یا اصلاً یکی دو ساعتی از بین برود چه فایده ای دارد؟ آیا اگر شدت این زلزله و زمانش مثلاً پنج برابر وضع فعلی بود آیا هیچ نشانه ای از این تمدن باقی می ماند؟ این چه تمدن مقتدری است که آثار حقارت و ضعف و اضطرار را در چهره ی مسئولین و مردم آن به این سرعت و به این راحتی می توان مشاهده کرد؟ نگویید «به این راحتی نبود، 9 ریشتر بود، سونامی بود!». فرقی نمی کند، غرب خود را خیلی مقتدرتر از این نشان می دهد، غرب جای خدا نشسته است و ادعادی الوهیت و بی نیازی از خداوند را دارد حتی اگر روی دلارهایش به قول یکی از نویسندگان فهیم نوشته باشد «توکلت علی الله!». کسی و تمدنی که بمیرد، چه با یک سرماخوردگی باشد و چه با زلزله ی صد ریشتری، چه افتخار و هیاهویی می تواند داشته باشد؟

من اگر جای مردم ژاپن بودم، به جای اینکه اولین فکری که به ذهنم برسد این باشد که چطور از این به بعد نیروگاه های هسته ای و خانه های مقاوم تری بسازم، این بود که با خود می گفتم «راستی شاید خدایی هم وجود داشته باشد؛ راستی شاید این انتقام خدا از ماست که چهار نعل به سوی «منیّت» می تازیم.»

این حوادث هرچه باشد، عذاب خاص الهی باشد یا حادثه ای طبیعی، این پیام و نقطه ی روشن را به همراه دارد که «زیاد مغرور نشوید». غرب هرچقدر هم پیش بینی و چاره اندیشی کند در حیطه ی آگاهی خودش قادر است این کار را انجام دهد و خبر ندارد که در برابر قدرت ماورای مادّه چقدر آسیب پذیر و مقهور است. حوادث ژاپن به ژاپنی ها و سایر پیروان فرهنگ و تمدن غرب ثابت کرد که برای نابودی این همه سیمان و سرمایه و غرور، فقط به دو دقیقه زمان نیاز است.

(تذکر: لازم است عرض کنم بنده به هیچ وجه مدعی این نیستم که حتماً این حوادث عذاب الهی است و لذا خود نیز بر حال مردم بیچاره ای که این بلا برسرشان آمده متأثرم. همچنین استقبال می کنم از هر کمکی که دولت کشورم به مردم مصیبت زده انجام دهد و آن را وظیفه ی انسانی و الهی هر انسانی می دانم لیکن در کنار این نگاه معتقدم که باید این احتمال را هم کاملاً درنظر داشت که شاید این حوادث «عذاب خاص الهی» باشد و مصداق آیه ی 41 سوره روم که خداوند می فرماید : «به سبب آنچه دستهای مردم فراهم آورده فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا [سزای] بعضی از آنچه را که کرده‏اند به آنان بچشاند شاید که بازگردند.» و یا حتی شدیدتر و مصداق این آیه ی سخت گیرانه تر : «و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتی از آسمان و زمین برایشان می‏گشودیم ولی تکذیب کردند پس به [کیفر] دستاوردشان آنان را گرفتیم» (اعراف/96) )

نظرات (0)Add Comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> بهترین پاسخ

حضرت علی علیه السلام:

رب کلام جوابه السکوت

چه بسیار کلامی که پاسخش سکوت است.

غررالحکم حکمت4228