«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon شارلی ابدو، مسلمان پرایدساز و نامسلمان بنزساز

بسم الله الرحمن الرحیم

شارلی ابدو

نشریه شارلی ابدو هم در سال 2012 و هم اخیراً باکشیدن کاریکاتورهایی از پیامبر اکرم(ص) به ایشان توهین کردند. این خیلی اتفاق عجیبی نبود و حیوانات و اراذل همیشه بوده اند و خواهند بود. مهمّ حمایت عجیب و غریب و خیلی سفت و سخت دولتهای غربی از این مسئله بود. یعنی به بهانه دفاع از آزادی بیان و مقابله با تروریسم به صورت خیلی جدی و همه جانبه وارد شدند و زمینه را برای اینکه مسلمانان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهند فراهم کردند؛ به گونه ای که می دانید در همین چند وقت اخیر ده ها حمله به مسلمانان و مساجد در اروپا انجام شده است. اما این هم نکته اصلی ماجراهای اخیر نیست.

(برای مشاهده متن کامل مقاله بر روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

 

مطلب اصلی این است که وقتی شما به سخنرانی ها و مصاحبه های تلویزیونی غربی ها گوش می دهید می بینید که لابلای همه این حرفها و حمله ها این را هم می گویند که «ما با اسلام مشکلی نداریم و در جهان لیبرالیزم همه عقاید محترمند و بطور مسالمت آمیز در کنار آنها زندگی می کنیم.» نکته اصلی اینجاست. این چه اسلامی است که جورج بوش هم برای مسلمانانش افطاری می دهد؟ این چه اسلامی است که حتی پیش نتانیاهو هم محترم است؟ و اصلا حقیقت واقعی اسلام کدام است؟ اسلام پادشاهان عرب و خادم الحرمین یا اسلامی که امام خمینی (ره) به ما معرفی نمود؟

خوب است برای روشن شدن پاسخ این پرسشها هم یک نگاهی به تصویری که آنها از اسلام دارند بیاندازیم و هم یک نگاهی به تصویری که بعضی از خود ما از دینمان برای خود ساخته ایم.

امّا نگاه آنها: آنها آن اسلامی را قبول دارند که نه به عنوان یک دین مستقل که به عنوان یک «سبک زندگی محدود و فردی» باشد. دینی که آنها آن را قبول دارند نه اسلام و نه حتی مسیحیت و یهودیت که لیبرالیزم و سکولاریزم است. و اجازه آنها به مسلمانان برای داشتن اسلام نه از باب روشنفکری و حرّیّت که از باب این است که لیبرالیزم با یک سبک زندگی محدود و شخصی مشکلی ندارد، به شرطی که کاملاً در چهارچوب دین و آئین اصلی غرب یعنی لیبرالیزم باشد. اما آنجایی که اسلام (یا هر آیین دیگری) بخواهد اندکی مستقل باشد و از چهارچوبهای خشن سکولاریزم و لیبرالیزم خارج شود دیگر محترم نخواهد بود. لذا در فرانسه زنان مسلمان دانشجو حق حجاب ندارند و نشریه شارلی ابدو حق دارد پیامبرخدا(ص) را مسخره کند. اسلامی که بخواهد حدود الهی را اجرا کند از نظر آنها محترم نیست. اسلامی که بخواهد با همجنس گرایی مقابله کند محترم نیست. و نهایتاً اسلامی که حکومت و ولایت و مالکیت و دین را و قانون را از خداوند بداند محترم نیست. قانونگذاری حق اکثریت است. اینکه همجنسگرایی خوب است یا بد چیزی است که اکثریت مردم در مورد آن تصمیم می گیرند و نه چیزی که خداوند تعیین کند. حکومت و حاکم را اکثریت مردم تعیین می کنند و دین نباید مداخله ای داشته باشد.

آری این اسلام محترم است. اسلامی که شبیه طرفداری از یک تیم فوتبال است، در همین حدود!

ای تف بر همچین احترامی. ما اگر فحشمان دهند و بزنندمان باید برایمان بهتر باشد تا اینکه اینها تأییدمان کنند، آنهم چنین تأییدی.

امّا نگاه بعضی از ماها: بنده این جمله را خیلی می شنونم از برادرانم که اروپایی ها از ما مسلمانترند. مسلمان آنهاییند که بنز درست می کنند یا ما که پراید دست مردم می دهیم؟ مسلمان آنهاییند که اینقدر رانندگیشان منظم است یا ما که اینقدر افتضاح رانندگی می کنیم؟ مسلمان آنهاییند که اینقدر کشورشان رفاه دارد و به مردمشان می رسند یا ما؟

بنده از عزیزانی که این حرفها را می زنند یک سؤال دارم: اسلام از نظر شما چیست؟ آیا اسلام از نظر شما همان نظم است؟ یعنی مثلا ژاپنی ها چون از همه منظم ترند از همه مسلمان ترند؟ اگر واقعاً همچین تفکری دارید دستتان درد نکند! آخرین باری که قرآن خوانده اید کی بوده است؟

مسلمانی که نداند که هدف اصلی اسلام نه آباد کردن دنیا که ساختن آخرت مردم است، مسلمانی که نداند توحید ارزش اول اسلام است، مسلمانی که نداند دنیاپرستی و دنیادوستی ضدّارزش محسوب می شود، مسلمانی که برای دفاع از فلسطین و مظلومین ارزش قائل نباشد و بنز و پورشه چشم او را پر کرده باشند، مسلمانی که نداند قوم لوط بخاطر همجنسگرایی عذاب شدند و ارزش را فقط در نظم ببیند و حجاب و اخلاق و عفت برای او معنی ای نداشته باشد، بویی از اسلام نبرده است. بلکه اسمش مسلمان است و قلبش غرب زده و غرب پرست و دنیاپرست است.

بنده هم قبول دارم که پرایدساز هم همچین مسلمان به درد بخوری نیست ولی آیا این دلیل می شود که غربی ها را چون بنز می سازند مسلمان بدانیم؟ ولو که توحید و احکام الهی و عفت و آخرت محوری و دفاع از مظلوم و سایر ارزشهای اسلامی وضعیت اسف باری در غرب داشته باشد؟ تازه بگذریم از اینکه جهانی که غرب ساخته حتی در همین امور دنیایش هم مشکل دارد. شما فقط چهارتا کشور اروپایی و آمریکا را نبینید. آیا وضعیت سایر مللی که آنها هم زیر سلطه غرب بوده و هستند نیز خوب است؟ آیا ما در همین جهان امروز 800 میلیون گرسنه نداریم؟ آباد بودن خیابانهای منهتن یعنی آباد بودن همه دنیا؟

*********

و در آخر اینکه غربی ها به پیامبر توهین می کنند و افتخار می کنند که این نشانه آزادی بیان است، ما هم با بی تقواییها و بی نظمی هایمان و همچنین با غرب زدگیمان به نوعی داریم معاذالله خودمان و پیامبرمان(ص) را زیر سؤال می بریم. اگر واقعاً دوست داریم از حیثیت پیامبرمان دفاع کنیم، ابتدا باید ایشان را و نظام ارزشی ای که معرفی کردند را درست بشناسیم و پس از آن با آگاهی و اعتقاد از سویی این ارزشها را در جامعه مان پیاده نماییم و از سوی دیگر به مقابله با دشمنان این ارزشها بپردازیم.

*********

راستی یادم رفت بگویم: من شارلی نیستم. الحمدلله.

نظرات (3)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط نادری , 2015-01-24 17:45:39
سلام. مطلب خوبی هستش اما چند جای اون به نظرم نقد بهش وارده.. ببینید اینکه بگوییم چون ژاپنی ها منظم ترن پس مسلمان هستند ، مسلما غلطه.اما من و شما که میگیم مسلمانیم و خودمون رو شیعه میدونیم اگر وصیت امام خودمون یعنی حضرت علی علیه السلام رو بخونیم و ببینیم که ایشون به نظم در امور سفارش کردن،اونوقت چی؟ آیا میشه در این دنیا حقیرانه زندگی کرد اما در آخرت سربلند بود؟ مگر امام صادق نفرمود برای ما زینت باشید، آیا الان هستیم؟ اگر بگیم غربی ها دنیا پرستن ، باشه قبول.اما قرار نیست اگر یک مسلمان خوب زندگی کنه بهش بگیم دنیاطلب شده.اصلا مگه قرار نیست دنیا نردبان ترقی برای بندگی ما باشه؟ آیا دینداری ما که در ارتباط تنگاتنگ با زندگی روز مره ما هست آیا به خاطر بی نظمی، بی تعهدی و ... برخی از ما به اصطلاح مسلمونها تهدید نمیشه؟
ببینید شایدیکی از علتهایی که میگن هنگام ظهور بسیاری از غربی ها خیلی راحت اسلام ناب رو میپذیرن این باشه که میبینن همه ی نکات مثبتی که اونها باهاش بزرگ شدن مثل نظم، مثل تعهد کاری ، مثل کیفیت و ... به شکل اعلای خودش مورد تایید اسلام هستش ضمن اینکه اسلام ناب خلاءهای روحی اونها رو که با همجنس گرایی یا بی عفتی و ... پر نشده است را به بهترین شکل خودش پاسخ میده.
در انتها به نظر من همون قدر که پذیرش بی چون و چرای غربی ها میتونه خطرناک باشه، نادیده گرفتن یک سری از پیشرفتها و برتری های اونها هم میتونه خطر به شمار بیاد.
با انتقاد شما نسبت به آزادی بیان در غرب کاملا موافقم و به نظرم اونها استادانه مردم رو در حبابی به اسم آزادی محبوس کردن.مردم اونجا خیلی چیزها رو خیال میکنن که آزادانه دارن در حالی که اگر به سمتش دست دراز کنن، حباب زندگی شون خواهد ترکید... با تشکر و عرض عذرخواهی. ممنون میشم پاسخ بدین.
التماس دعا و ادای احترام به پیامبر خوبی ها و نسل نورانی ایشان.

------------------------
نویسنده: عرض سلام و ارادت و تشکر بخاطر نظر مفصل وخوبی که درج فرمودید.
عرض اصلی بنده در این مطلب این بود که نباید شخص یا ملتی را بخاطر داشتن نظم و تعهد کاری و ... مسلمان دانست. این نه بدین معناست که نظم و تعهد کاری بد است یا ارزشی اسلامی محسوب نمی شود. خیر اینها به خودی خود بسیار هم خوب است لیکن دو مطلب هست که باید در این زمینه به آن توجه شود:
اولاً غربیها این نظم را در خدمت دنیایشان گرفته اند فلذا نمی تواند یک ارزش معنوی محسوب شود. حکایت نظم داشتن غربیها حکایت بازیگر زن هالیوودی ای است که برای کسب شهرت و درآمد بیشتر رژیم غذایی بسیار سختی گرفته است تا تناسب اندامش حفظ شود. البته او دارد مبارزه با نفس می کند و از لذت بسیاری از غذاها چشم می پوشد، اما برای چی؟ برای خدا؟ نه، برای امر نفسانی دیگر. مبارزه با نفس بخاطر نفس! این که ارزش نیست. تازه معمولاً ضرر چنین آدمی برای جامعه، از کسی که این مبارزه ها را نمی کند بیشتر است.
ثانیاً آنچه حقیقتاً بنده را متأسف می کند این نگرش غلط است که اسلام را منحصر به این مسائل بدانیم. درحالیکه مسلماً در نظام ارزشی اسلام توحید و ولایت و تقوا و عدم حبّ دنیا ارزشهای مهمتری هستند. نظم در اسلام هست وخیلی هم لازم و جدی است لیکن فرع است و وسیله است برای رسیدن به اصولی مثل تقوا و آخرت.
حرف من این نیست که ما مسلمانیم، حرف بنده این است که اگر ما مسلمان نیستیم غربیها و ژاپنیها خیلی بیشتر نامسلمانند.مااگر نظم نداریم لااقل قدری از مظلوم دفاع می کنیم. ما اگر نظم نداریم قدری روحیه استکبارستیزی داریم. قدری توحید و ولایت و عبودیت و تقوا در جامعه ما یافت می شود. قدری آخرت محوری و علاقه به بهشت و ترس از جهنم در جامعه ما هست. اما در غرب کدامیک از اینها وجود دارد؟ بله ، ما هم خیلی با اسلام ناب فاصله داریم اما وضع غربیها خیلی بدتر است و ما نباید به صرف اینکه در زندگیشان نظمی می بینیم آنها را مسلمان بخوانیم. البته بنده می دانم که شما خودتان معتقد به همه این حرفها هستید و منظورتان چیز دیگری بوده است لیکن اگر دقت بفرمایید بنده هم در مطلب «شارلی ابدو، مسلمان ...» لزوم نظم را رد نکرده ام و پیشرفت غربیها را هم نادیده نگرفته ام.
امام خمینی (ره) هم فرمایش زیبا و عجیبی در این زمینه دارند که متاسفانه هرچه گشتم الان پیدایش نکردم اما مضمون آن این است که ادیان الهی فقط برای ساختن آخرت مردم آمده اند و اگر برای دنیا هم احکام و برنامه دارند فقط و فقط از باب این است که مقدمه آخرت سازی باشد.
التماس دعا و عرض ارادت فراوان، یاعلی.
0
...
نوشته شده توسط سیامک , 2015-01-25 06:48:44
بسمه تعالی
تاریخچه اتهام زنی به انبیا و شخص حضرت رسول (ص) به 1400 سال پیشتر می رسد. همان زمانی که در قران به نقل از کافران و مشرکان ایشان را"مجنون" می نامیدند: وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ ﴿التكوير: ٢٢﴾ و یا تهمت ساحر بودن یا موارد دیگری را بدان حضرت نسبت می دانند.در صورتی که قرآن تحدی کرده است و از آنان خواسته که اگر سوره ای یا حتی کمتر نظیر آن بیاورند دست از ادعای رسالت بردارد. اینک از 1400 سال پیش در زمانی که فصاحت و بلاغت عرب زبان زد بوده کسی هماورد قرآن نشده نشانه ضعف در تمامی جوانب نسبت به قرآن است.اینکه در حال حاضر در فرانسه برای ضدیت با اسلام از کاریکاتور و تمسخر استفاده می شود نشانه قوت استدلال اسلام است.اگر حرفی برپایه دلیل و منطق داشتند حتما در محافل علمی و فلسفی مطرح می کردند .کار به جایی رسیده که تنها به توهین و تمسخر می پردازند.
البته اروپایی که در دهه اخیر ناظر اسلام آوردن جمع کثیری از مردم خود بوده است هرگز نمی تواند این واقعیت را که در جهان امروز دوره "ایسم ها" به پایان رسیده و با فروپاشی اردوگاه مارکسیسم اردوگاه سرمایه داری نیز رو به انحطاط می رود را ندارد.حقیقت این است که این زنده و پویا بودن اسلام و آموزه های آن است که جان خسته مردم غرب را به خود دعوت و پاسخگوی نیازهای آنان است و مکاتب مادی جاذبه ای برای آنها ندارد.
من برخلاف افرادی که این توهین ها را خردکننده می دانند بر این باورم که هرچه آنها بر این طبل بکوبند جوانان اروپایی اقبال بیشتری به مطالعه در مورد اسلام و دریافت حقیقت ناب و بی تعصب خواهند رفت. شاهد این مدعا که از زمان توهین نشریه شارلی ابدو به اذعان مقامات فرانسوی خرید قرآن و کتب مذهبی اسلامی افزایش یافته است.نامه مقام معظم رهبری نیز همین مطلب را موید است زیرا از آنان خواسته نه از طریق رسانه های غربی بلکه از منابع ناب وبی طرف خود را از حقایق اسلامی سیراب کنند.

---------------------
نویسنده: بسیار عالی بود آقا سیامک و لذت بردم. انشاءالله که با بیداری هرچه بیشتر مردم چهان زمینه برای ظهور حضرت هم فراهم شود. یاعلی
0
...
نوشته شده توسط سیدسجاد , 2015-05-08 00:01:51
سلام مرتضی جان دمت گرم وبلاگ قشنگی داری خدا قوت

------------------
نویسنده: سلام سیدجان. ارادتمندم و مشتاق دیدار. نه بابا همچین وبلاگ به دردبخوری هم نیست، شما لطف دارید.

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> کارآمدی

روزی روزگاری کسی بود که یک شب در میان مسواک می زد، بعضی شب ها حتی حوصله همین مقدار را هم نداشت. همان وقتهایی هم که مسواک می زد، سرسری و خیلی سطحی بود.

چند سال بعد بعضی از دندانهای این فرد خراب شدند.

او الآن دیگر اصلاً مسواک نمی زند و معتقد است مسواک زدن فایده ای ندارد.

************

حکایت دینداری ماست.