«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon کدام سیاست عین دیانت ماست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید مدرس

آیا تا وقتی که اصل مسئله ی تقوا و معاد برای مخاطب ما حلّ نشده، صحیح است که ما در مقابل او از فلان رفتار ولیّ فقیه دفاع کنیم؟ مثل این است که شروع کنی از صفحه ی 100 کتاب ریاضی تدریس نمایی، سودی دارد یا بدتر باعث گیجی می شود؟ ما که ولایت فقیه و ولیّ فقیه را روی حساب آشنایی و در و همسایگی و فامیلی که قبول نکرده ایم، روی حساب اعتقادمان به ولایت الهی و تکلیف است، خب برای مخاطبمان هم اول باید این مسئله را حل کنیم نه اینکه بیاییم علیرغم وجود هزار اختلاف نظر در این موارد، بنشینیم و در مورد وزاری پیشنهادی کابینه ی آقای روحانی به بحث بپردازیم! آخر چه سودی دارد؟! (برای مشاهده متن کامل مقاله بر روی لینک ادامه مطلب کلیک بفرمایید)

 

 

 الحمدلله به برکت زحمات امام خمینی (ره) و یارانشان این مطلب تا حدّ زیادی جا افتاده است که پرداختن به مسائل سیاسی یکی از وظایف مؤمنین بوده و مورد تأکید قرآن کریم و سیره ی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می باشد. دخالت در امور کشور، آگاهی از وضعیت جامعه، آگاهی از سیاست خارجی و اقتصاد، شناخت رجال سیاسی و ... همه و همه از بزرگترین وظایف یک مسلمان است.

امّا به نظر بنده در این مسئله دارد یک افراط هایی رخ می دهد. به نظر می رسد که برای برخی مؤمنین اینکه «سیاسی بودن یک وظیفه است» جای خود را دارد به «سیاسی بودن تنها وظیفه ی ماست» و حتی «سیاست همه ی دین است» می دهد! شاید به نظرتان بیاید بنده دارم مبالغه می کنم اما وقتی مصادیق را بیان کنم انشاءالله تصدیق می فرمایید.

شخص مؤمنی که در روز با موبایل و کامپیوتر چندین بار اخبار را چک کرده و یکی دو ساعت با دیگران بحث سیاسی می کند و دو سه ساعتی هم از تلویزیون و حتی ماهواره برنامه های سیاسی را تماشا می نماید آیا دچار افراط نشده است؟ روی سخن بنده با کسی که دغدغه ی دین و آخرت و تقوی ندارد و اصلاً این مسائل جای مهمی را در ذهنش اشغال نکرده نیست. برای چنین شخصی مهم سرگرمی و لذت نفس است. فوتبال تماشا کردن و اخبار نگاه کردن فرقی در این آئین ندارند. روی سخن بنده با کسی است که دوست دارد به سعادت ابدی برسد، جهنم نرود، بهشت برود. دوست دارد سرمایه های انسانیش فعلیت یابند و از مزرعه ی دنیا خرمنی ایمان و کمال برای آخرت خویش فراهم سازد.

آیا صحیح است چنین شخص مؤمنی چندین ساعت از شبانه روزش را به مسائل سیاسی بپردازد؟ آیا صحیح است که در جمع های مختلف دوست و فامیل، به قصد هدایت یا به قصد دفاع، دقایق زیادی را صرف بحثهای سیاسی نماید؟ آیا لازم است و عبادت محسوب می شود که انسان هر روز اخبار را تعقیب کرده و از موضوعات مختلف روز باخبر باشد؟ به چه میزان لازم است؟ ملاک تعادل و عدم افراط و تفریط چیست؟

به نظر می رسد ملاک تعادل در میزان پرداختن به سیاست را می توان از اصل انگیزه ی ما برای این امر فهمید. ما به مسائل سیاسی می پردازیم زیرا این را یک وظیفه می دانیم پس باید به حدّی هم وارد این مسائل شویم که وظیفه یمان است. این مسئله همه ی هویت دینی ما نیست، «یکی» از تکالیف ماست. وظایف بسیار دیگر هم داریم. اگر اهل وظیفه ایم، آیا وظیفه یمان نیست نماز اول وقت باحضور قلب بخوانیم؟ آیا وظیفه یمان نیست روزانه در قرآن تدبّر کنیم؟ اگر وظیفه یمان است که آگاهی سیاسی اطرافیانمان را بالا ببریم و از انقلاب دفاع کنیم، آیا وظیفه یمان نیست که آگاهی قرآنی ایشان را ارتقا داده و معارف عمیق قرآن و اهل بیت (ع) را در جلسات خانوادگی مطرح کنیم؟

سیاست ورزی را وقتی به عنوان یک وظیفه بررسی کنیم خیلی باید به ضوابط دینی دقت نماییم. مثلاً نباید وارد بحث سیاسی شویم الّا وقتی که توانایی داشته باشیم، بحثمان مفید و اثرگذار باشد، به مراء و جدال نکشد. یا مثلاً اگر ده دقیقه به بحث سیاسی می پردازیم لااقل دو دقیقه هم بحث قرآنی کنیم. همچنین برای کسی که در اصل زندگی دینی و لزوم تقوی تردید دارد، یا برای کسی که حتی ولایت ائمه (ع) را قبول ندارد و بطور کلی منکر ولایت فقیه است، چه سودی دارد که بیاییم با او در مورد فلان رفتار رئیس جمهور یا رهبری حرف بزنیم؟

شما به قرآن کریم نگاه بفرمایید ببینید کجای آن این شیوه ی بحثهای سیاسی ما تأیید شده است؟ قرآن کریم نگاه توحیدی به امور زندگی را دستور می فرماید در حالیکه این بحثها کاملاً خالی از این نگاههاست. بگذارید مثالی بزنم: فرض بفرمایید در اخبار مسئله ی افزایش نرخ دلار مطرح می شود. خب ما به عنوان یک حزب اللهی و مؤمن در این مورد با دیگران صحبت می کنیم، چه می گوییم؟ مثلاً می گوییم بله تحریمها اثر گذاشته، فشار استکبار است، تدبیر ضعیف مسئولین است و از این مسائل. این تحلیلها باید گفته شود و صحیح و لازم هم هست امّا آیا در کنار اینها این حرف صحیح تر و لازم تر را هم می گوییم که «رزّاق خداوند است و کم و زیاد روزی انسان دست اوست و نه دست نرخ دلار و آمریکا و مسئولین»؟

آیا تا وقتی که اصل مسئله ی تقوا و معاد برای مخاطب ما حلّ نشده، صحیح است که ما در مقابل او از فلان رفتار ولیّ فقیه دفاع کنیم؟ مثل این است که شروع کنی از صفحه ی 100 کتاب ریاضی تدریس نمایی، سودی دارد یا بدتر باعث گیجی می شود؟ ما که ولایت فقیه و ولیّ فقیه را روی حساب آشنایی و در و همسایگی و فامیلی که قبول نکرده ایم، روی حساب اعتقادمان به ولایت الهی و تکلیف است، خب برای مخاطبمان هم اول باید این مسئله را حل کنیم نه اینکه بیاییم علیرغم هزار اختلاف نظر در این موارد، بنشینیم و در مورد وزاری پیشنهادی کابینه ی آقای روحانی به بحث بپردازیم! آخر چه سودی دارد؟!

من واقعاً فکر نمی کنم و بلکه مطمئنّم که اهل بیت (ع) اینگونه به سیاست نمی پرداخته اند. حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام در اوج درگیری ها و فتنه ها و تنشها، صحبتشان را با مدح و ستایش خداوند آغاز می کرده اند. نباید سیاست ورزی به سیاست زدگی بیانجامد. نباید یادمان برود که به سیاست می پردازیم که نورانیت پیدا کنیم، قرب به خداوند بیابیم و وظیفه ی شرعیمان را انجام دهیم. آیا می شود کسی که در روز نیم ساعت قرآن نمی خواند، چهار ساعت به سیاست بپردازد و بعد هم بگوید دارم وظیفه ام را انجام می دهم؟ اخبار گوش دادن جزء دین است، تدبر در قرآن جزء دین نیست؟ در سخنرانی های سیاسی حضور یافتن وظیفه است، در درس اخلاق حضور یافتن وظیفه نیست؟ شخصیت های سیاسی و احزاب را شناختن تکلیف است، خودشناسی و امام شناسی تکلیف نیست؟

و به راستی کدامیک بر دیگری مقدّم است؟ آیا تا انسان خود را نشناخته باشد و ارتباطش را با خداوند اصلاح نکرده باشد، آگاهی از اخبار سیاسی برای او سودی خواهد داشت؟

البته منکر لزوم و ارزش فعالیتهای سیاسی نیستم ولی به شرطی که در یک چهارچوب منطقی و روی حساب و کتاب باشد. واقعاً از روی وظیفه باشد. و نکته اینجاست که اگر این دقت صورت نپذیرد آرام آرام درون ما تهی می شود و هیجانات بیرون تمام زندگی انسان را می گیرد و چندی نمی گذرد که وظیفه و آخرت و خودسازی و ... همه بی معنی می شوند و ما می مانیم و یک ذهن آشفته ی پر از اخبار!

متأسفانه آدمهایی داریم که اینقدر دنبال خدمت به جامعه و مردمند که دیگر خودشان را فراموش کرده اند! باید به ایشان گفت : «برادر! هدف خلقت ما و خواسته ی خداوند از ما خدمت به جامعه نیست، خودسازی است.» خدمت به جامعه هم اگر ارزش دارد به عنوان یکی از مصادیق این خودسازی است که ارزش دارد. اگر ارتباط با خداوند ضعیف شد، اگر به خود و آخرت خود نپرداختیم دیگر خدمت به جامعه چه سودی دارد؟ ما که از خداوند نمی خواهیم بیشتر دلسوز مردم و جامعه شویم، خداوند می فرماید: «علیکم أنفسکم»[1]. خداوند می فرماید: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً»[2]. اول می فرماید وظیفه یتان است خودتان را نجات دهید.

سیاست ورزی و خدمت به جامعه فقط و فقط وقتی ارزش دارد که با نیت قربة الی الله و با اخلاص باشد. و فقط وقتی قربة الی الله خواهد بود که در چهارچوب خودسازی باشد.

اینطور نیست که ما مخیّر باشیم بین خودسازی یا اصلاح جامعه و هرکدام را انجام دهیم به سعادت می رسیم و بلکه دومی ثوابش هم بیشتر است! خیر، اصلاح جامعه یکی از مصادیق خودسازی است، یک وظیفه است و نه یک هدف مستقل.

و در پایان باید عرض کنم اتفاقاً آنهایی که از راه صحیحش به این مسائل نمی پردازند چه بسا باعث افساد جامعه نیز می شوند. آدمی که خودسازی نکند بنده ی شیطان و هوای نفس می شود و حتی اگر ابتدائاً نیّت خیر داشته آرام آرام به مهره ی ابلیس تبدیل خواهد شد و اگر نفوذ اجتماعی و مقبولیت هم داشته باشد که بسیار خطرناک تر و مضرّتر خواهد بود.

آری، «سیاست ما عین دیانت ماست» ولی نه بدین معنا که همه ی دیانت ما سیاست ورزی باشد بلکه بدین معنا که اگر کار سیاسی هم می کنیم بخاطر دین مداری است و به همان میزان و به همان کیفیتی که دین فرموده.


 

  

 


 

 

 

[1] مراقب خود باشید! (آیه 105 سوره مائده)

[2] خود و خانواده یتان را از آتش نجات دهید (سوره ی تحریم/آیه 6)

 

 

 

 

نظرات (2)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط sayed , 2013-08-10 15:25:58
سلام.
احسنت! ما وظیفه داریم دیندار باشیم در هر عرصه ای ! در سیاست در اقتصاد در خانواده در حرف زدن
در توبه کردن در وبلاگ نوشتن در مردن ...
البته دین به ما گفته در سیاست دخالت کن ولی دیندار در سیاست دخالت کن نه فقط به این یک
دستور دین عمل کن!
طاعات و عبادات قبول!

-------------
نویسنده: سلام، ممنون از نظرتون، طاعات و عبادات شما هم انشاءالله قبول باشه.
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2013-08-18 15:50:38
سلام خسته نباشي بسيار مطلب مهمي است خدايا گوش ما را شنوا بفرما آمين!

------------------------------
نویسنده: سلام، سلامت باشید، ممنون.

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> کارآمدی

روزی روزگاری کسی بود که یک شب در میان مسواک می زد، بعضی شب ها حتی حوصله همین مقدار را هم نداشت. همان وقتهایی هم که مسواک می زد، سرسری و خیلی سطحی بود.

چند سال بعد بعضی از دندانهای این فرد خراب شدند.

او الآن دیگر اصلاً مسواک نمی زند و معتقد است مسواک زدن فایده ای ندارد.

************

حکایت دینداری ماست.