«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon خطر مرگ - بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

مَا یأْتِیهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یلْعَبُون (سوره انبیاء/آیه 1و2)

حساب مردم به آنان نزدیک شده، در حالی که در غفلتند و روی گردانند. هیچ یادآوری تازه‌ای از طرف پروردگارشان برای آنها نمی‌آید، مگر آنکه با بازی (و شوخی) به آن گوش می‌دهند.

**********

وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ (سوره مریم/39)

آنان را از روز حسرت بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می‌یابد. و آنها در غفلتند و ایمان نمی‌آورند.

**********

پیامبر اکرم (ص): النَّاسُ‏ نِيَامٌ‏ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا.[1]

مردم خوابند، پس هنگامی که بمیرند، بیدار می شوند.

**********

"ما همه خوابیم و گرفتار حجابها. «الناس نیام و اذا ماتوا انتبهوا». گوئی جهنم محیط به ما است و خدر طبیعت مانع از شهود و احساس است. «و انّ جهنّم لمحیطة بالکافرین». ... غرورها و امیدهای کاذب شیطانی را کنار گذار و کوشش در عمل و تهذیب و تربیت خود کن که رحیل بسیار نزدیک است و هر روز که بگذرد و غافل باشی دیر است."[2]

**********

 "انسان غافل هرگز به فکر استغفار نمی افتد، اصلاً به یادش نمی آید که گناه می کند، غرق در گناه است، مست و خواب است؛ واقعاً مثل آدمی است که در خواب حرکتی انجام می دهد. لذا اهل سلوک اخلاقی، در بیان منازل سالکان در مسلک اخلاق و تهذیب نفس، این منزل را که انسان می خواهد از غفلت خارج شود، می گویند منزل یقظه، بیداری."[3]


 


[1] بحارالأنوار ج6 ص277 (این روایت در کتب مختلف و مکرّراً نقل شده است)

[2] امام خمینی (ره) – ره عشق ص 27 و 31

[3] رهبر معظم انقلاب – در سایه سار رمضان ص134

نظرات (3)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سید , 2013-01-01 10:19:30
سلام.
لازم نیست غافل حتما تنبل و بیخیال باشه! خیلی مواقع ما از شدت در گیری و توجه به غیر خدا ، فراموشی میگیریم! نمیدونم دلیلش چیه ولی بعضیا رو دیدم که از شدت تقیّد و احساس وظیفه ، از همه چیز ( یا مهمترین چیزها)غافل میشن!

-----------------------------
نویسنده: اشکالی دارد من در پاسخ فقط همین را بگویم؟: سلام سید عزیز، خیلی دلمون برات تنگ شده ها.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2013-05-30 17:56:35
..............آره!
0
...
نوشته شده توسط سیدمحمد موسوی , 2013-06-28 17:00:13
سلام عسلم.
خسته نباشید و خدا قوت.
خدا خیرت بده.

این آدرس وبلاگ ما هم عوض شده دستت رو می بوسه.

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> کارآمدی

روزی روزگاری کسی بود که یک شب در میان مسواک می زد، بعضی شب ها حتی حوصله همین مقدار را هم نداشت. همان وقتهایی هم که مسواک می زد، سرسری و خیلی سطحی بود.

چند سال بعد بعضی از دندانهای این فرد خراب شدند.

او الآن دیگر اصلاً مسواک نمی زند و معتقد است مسواک زدن فایده ای ندارد.

************

حکایت دینداری ماست.