«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon رهزن دل، سارق اشک

گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟

به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد.

(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

*****************************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

با اندکی تأمل و تحقیق مشخص می شود که بعضی از این شیوه های عزاداری اشتباه است. بنده هم نمی خواهم در مورد این مسئله ی روشن حرفی بزنم. عرض بنده در مورد «میزان» این اشتباه است. آیا این شیوه ها یک اشتباه کوچک است یا یک اشتباه بزرگ و حتی یک خیانت؟

قیام امام حسین علیه السلام و مقاومت حضرت زهرا سلام الله علیها برای حفظ حقیقت دین بود. حفظ حقیقت دین در مقابل تحریفات، انحرافات و دروغها. شدت فجایعی که در کربلا و همچنین فجایعی که در مقابل در خانه ی حضرت علی علیه السلام اتفاق می افتد آخرین تیر در ترکش خدا و اهل بیت است برای حفظ حقیقت دین. آنقدر مصیبت در کربلا سنگین می شود تا دل های سنگ شده را نیز نرم کند و ما مردم خفته ی مست را بیدار نماید. آنقدر ناله ی حضرت زهرا سلام الله علیها جگرسوز می شود تا به همه ی بی خیالها و روزمره زیست ها استرس وارد شود که «قضیه چیست»؟

حالا شما تصور کنید که یک نفر بعد از عاشورا شروع کند روضه ی وقایع کربلا را خواندن و روضه ی راست هم بخواند و دل ها بسوزاند و چشم ها را به گریه وادارد اما دانسته یا ندانسته مسئله ی عاشورا را در حدّ یک واقعه ی جانسوز عاطفی متوقف سازد. یعنی هی بگرید و بگریاند و بر سر وسینه بزند که چه؟ «حسین را سربریده اند». چرا سر بریده اند؟ «مهم نیست، اینقدر فاجعه بزرگ است که دیگر جای به این چیزها فکر کردن نیست، فقط باید گریست!»

امام حسین علیه السلام کاری کردند که دنیا را رسوا کرد[1]، ظالم و مشرک را رسوا کرد. آنقدر هم این نهال را با خون خود و علی اکبر و علی اصغر و همه ی عزیزانشان آبیاری کردند که  دستگاه تبلیغات اموی که هیچ حتی بی بی سی هم نتواند آن را تحریف کند یا توجه مردم را از آن بازدارد. یعنی اینقدر فاجعه بزرگ است که محال است مردم برای آن عزاداری نکنند. رد خون سینه ی حضرت زهرا (س) بر روی در خانه ی اسدالله و غیرت الله هم آنقدر عجیب و اشک آور است که محال است کسی دلش نلرزد و اشک از چشمانش جاری نشود.

اما، اما، اما... اما اگر این عزاداری به جای توجه به پیامی که این مادر و فرزند (علیهما السلام) به دنبال انتقال آن بودند تبدیل شد به محلی برای عواطف صرف، آیا این اشتباهی کوچک است؟ اگر اینقدر حاشیه های عزادرای (از قبیل آهنگ های مختلف صدا و مداحی، پرچم های رنگارنگ، سیستم های صوتی با صدای بلند، لخت شدن، بالا و پایین پریدن و ...) زیاد شد که به خاطر مشغول شدن توجه مردم به آنها، دیگر جایی در ذهن و قلب برای توجه به اصل پیام باقی نماند، آیا این اشتباهی کوچک است؟ امام حسین کشته شدند که ما گریه کنیم؟ خب بیعت می کردند تا کشته نشوند تا هم وجود مقدس ایشان محفوظ بماند و هم ما اینقدر غصه نخوریم. امام علی علیه السلام یک بیعت صوری می کردند تا این جسارت ها به همسرشان نشود و ما هم اینجور در فاطمیه غرق ماتم و اشک نگردیم. راستی چرا؟ راستی این همه خون و درد و غم وصبر، چرا؟

مداح اهل بیت اگر یک بیت شعر روضه می خواند باید ده بیت شعر حماسه بخواند، باید ده بیت شعر از عبودیت و توحید بخواند. از عرفان، از معاد، از برزخ. دل حضرت زهرا برای از بین رفتن حقیقت دین می سوخت که ناله می زدند و حقیقت دین عبودیت است، زندگی ابدی در معاد است، مسئله ی قرب خداست. اینها چند درصد عزاداری ها را تشکیل می دهد؟

نمی دانم، شاید من زیادی گیر می دهم ولی وقتی می بینم اینقدر عزادرای ها پر از حاشیه شده، می ترسم مردم خیال کنند اینکه من از صبح تا عصر در خیابان زنجیر زدم پس دینم به حسین و زهرا (علیهماالسلام) ادا شد. پیش خودم می گویم کاش مردم یک جا می نشستند و نه سینه می زدند و نه زنجیر و نه حتی اشک می ریختند تا بفهمند ما برای راه اهل بیت هیچ کاری نکرده ایم. می ترسم قانع شویم با همین به سر زدنها و خیال کنیم که وظیفه یمان را نسبت به مادرمان انجام داده ایم. هرچقدر هم حواشی این عزاداریها زیادتر می شود بیشتر نگران می شوم. مثلا چطور به کسی که با هزار زحمت علم به آن سنگینی را بر می دارد و خیس عرق می شود و کمرش زیر سنگینی آن می شکند می توان گفت : «هنوز هیچ کاری برای امام حسین نکرده ای.» چطور می شود به کسی که ده شب در خانه اش خرج می دهد و میلیون ها تومان خرج می کند می شود گفت : «شیعه ی علی نیستی». می شود گفت؟ بگویی فحشت نمی دهند؟ چه شد که این توهم برای چنین شخصی ایجاد شده که خیال می کند وظیفه اش را انجام داده؟ آیا جز پرداختن به همین حواشی؟ حضرت زهرا از نامحرم سیلی خوردند که من غذای نذری پخش کنم و خیال کنم آدم خوبی هستم؟ نه والله. حضرت زهرا برای توحید شهید شدند، برای مقابله با دنیاپرستی، برای احیای تفکر معادمحوری. این مسائل چند درصد عزاداری ها را تشکیل می دهند؟

شاید بگویید «این همه مشکل در جهان هست، این همه گناه و فحشاء، گیر داده ای به مجلس عزای اهل بیت ولو که در آن چهار تا اشتباه هم بشود. بالاخره مجموعا کار مثبتی است. این جوانها اگر این مجالس را نیایند کجا می روند خیال می کنی؟»

راستش اگر قضیه همین بود چیزی نمی گفتم، حق با شماست، اینقدر ظلم بزرگتر در جهان هست که نوبت به مقابله با این اشتباهات کوچک نمی رسد. اما واقعاً قضیه همین گونه است که شما می گویید؟ واقعاً این مجالس مجموعاً یک کار مثبت حساب می شود؟ شاید اینطور نباشد. کربلا شوری ایجاد کرده است که هرکس از آن خبر داشته باشد نمی تواند بی تفاوت بنشیند و باخود خواهد گفت که «کاری باید کرد» مگراینکه آن «کار» را جور دیگری تفسیر کنیم و با یک بدل دروغین، خیال کنیم که وظیفه یمان را انجام داده ایم.

گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟

به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد. اگر مداحی آمد و دو ساعت مردم را گریاند و به عزاداری پرشوری واداشت اما حضار مجلس خیال کردند به خاطر جای کبودی ای که روی صورت و سینه یشان مانده، دینشان را به سیدالشهدا ادا کرده اند، این مداح دانسته یا ندانسته خیانت کرده است. آخر آن مصیبیتی که در کربلا رخ داد، کوچک نبوده است که بشود گفت اشتباهی که در تفسیر و یا تبلیغ آن می شود کوچک و بی اهمیت است.

چه بگویم؟ چطور بگویم که حضرت زهرا برای هدفی بزرگ این لطمات را متحمل شدند، ذره ای انحراف در تفسیر حرکت ایشان و حتی در نحوه ی عزاداری برای ایشان، ضایع کردن اجر ایشان است و عامل ابتر ماندن آنهمه تلاش و رنج. این خیانت نیست؟

*****

در پایان این مقاله لازم است تأکید کنم که بنده از عمق جان به ارزش والای عزاداری برای سیدالشهدا و بی بدیل بودن این مهم در هدایت مردم اعتقاد دارم و بزرگترین افتخارم را نوکری امام حسین و بزرگترین عملم را گریه ی برای ایشان می دانم.

مسئله ای که مهم است این است که دو دسته مجلس عزای اهل بیت داریم. یکی آن دسته ای است که در چهارچوب دین برگزار می شود و در عین پرشور بودن پیام مدنظر اهل بیت را نیز از طریق همین روضه ها و با نمک همین اشکها به مخاطبین خود انتقال می دهد (که بهترین و عمیق ترین شیوه ی انتقال مفاهیم دینی است). در حسن بلکه در احسن بودن این مجالس (که الحمدلله کم هم نیستند) هیچ حرفی نیست و آرزوی ما زیادی روزافزون آنهاست. دسته ی دیگر مجالسی است که پیام اصلی نهضتهای حسینی و فاطمی در آنها ترویج نمی شود اگرچه در آنها هم اشک و ماتم و توسل و ارتباط قلبی با اهل بیت هست. در حسن این اشک و این ارتباط قلبی هم شکی نیست لیکن به نظر بنده می رسد که اگر این اشک و عزا (به اضافه ی سیستم های صوتی عجیب و غریب و علم و قمه زنی و ...) باعث شود که آن محبت و شور حسینی ابتر بماند و در حداقلها واگذاشته شود، شاید نبودن اینچنین مجالسی بهتر از بودن آنها باشد. اینگونه لااقل امید این هست که محبت حسینی (که در قلب همه ی شیعیان هست) باعث جلب قلوب به سوی مجالس عمیق تر و مجالسی که در آنها پیام این نهضت ها توسط علما (و نه مداحان جوان) انجام می شود گردد و وقتی رهزن نبود، راهنما بتواند قافله را به مقصد برساند.

خلاصه اینکه نباید به صرف وجود اشکها و حالها مهر تأیید (ولو تأیید نسبی) روی این مجالس بزنیم و باید ببنیم که تا چه اندازه تأمین کننده ی هدف گوهرهای معصومی است که برای حفظ دین خدا جان خود و عزیزانشان را فدا کرده اند. به جای تأیید و دفاع از این مجالس تلاش کنیم مجالس اصیل را توسعه دهیم و خدمتی واقعی به اهل بیت نماییم.

در انتها کلماتی از امام خمینی(ره) و رهبر حسینی انقلاب را هم به عنوان حسن ختام نق می نمایم؛ لطفا روی آنها و روی عرایض بنده فکر کنید و اگر عرایض بنده را صحیح نمی دانید، مستدلاً تذکر دهید تا بنده هم از اشتباه بیرون آیم.

-" مجلس عزا نه براى اين است كه گريه كنند براى سيد الشهدا و اجر ببرند- البته اين هم هست و ديگران را اجر اخروى نصيب كند- بلكه مهم، آن جنبه سياسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه‏اش را كشيده‏اند كه تا آخر باشد و آن، اين [كه‏] اجتماع تحت يك بيرق، اجتماع تحت يك ايده و هيچ چيز نمى‏تواند اين كار را به مقدارى كه عزاى حضرت سيد الشهدا در او تأثير دارد، تأثير بكند."[2]

(نویسنده عرض می کند که مسلم است همان جنبه ی سیاسی هم اصالت نداشته و مقدمه ی استقرار کامل دین می باشد و استقرار کامل دین نیز برای هدایت انسان ها به سمت توحید و عبودیت و معادمحوری است)

- "مسأله‌ى ديگر، مسأله‌ى روضه‌هاست. روضه‌خوانى و سينه‌زنى بايد باشد؛ اما نه در هر عزايى. اين را بدانيد كه روضه خواندن و گريه كردن - آن سنت سنيه - مربوط به همه‌ى ائمه نيست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا يك وقت در جمع و مجلسى كسى روضه‌يى مى‌خواند، عده‌يى دلشان نرم مى‌شود و گريه مى‌كنند؛ اين عيبى ندارد. اصلاً عزادارى كردن يك حرف است، روضه‌خوانى و سينه‌زنى راه انداختن يك حرف ديگر است. روضه‌خوانى و سينه‌زنى راه انداختن، مخصوص امام حسين است؛ حداكثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بيست‌ويكم ماه رمضان، سينه‌زنى و عزادارى و برپايى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‌بن‌جعفر (عليه‌السّلام) - با اين‌كه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‌خوانى است - من لزومى نمى‌بينم كه سينه‌زنى بشود؛ يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) مناسبتى ندارد كه ما بياييم نوحه‌خوانى و سينه‌زنى كنيم؛ بهتر اين است كه در آن موارد، شرح مصايبشان گفته بشود. شرح مصايب، گريه‌آور است."[3]

- "محتواها را محتوائى قرار بدهيد كه مخاطب شما استفاده كند؛ يا يك منقبت قابل فهمى، يا يك فضيلت برانگيزاننده‌اى از اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) باشد كه اعتقاد و ايمان انسان را محكم كند...مسئله فقط تحريك احساسات نيست؛ هدايت ذهنهاست."[4]



[1] رجوع کنید به مطلب حسین آبروی دنیا را برد

[2] صحيفه امام ج‏16  ص 346

[3] بیانات رهبر معظم انقلاب-70/12/13

[4] بیانات رهبر معظم انقلاب-87/4/4

نظرات (3)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سيد , 2012-04-26 16:23:50
باتشکر ازشما به خاطر مطلب زیبا و قابل استفاده ای که ارائه نمودید .بنده انتقادی ندارم فقط می خواهم کمی حرف بزنم:
آنچه را که اهل علم معتقدند قطعا همین است که هدف اصلی از هر حرکتی مثل عزا داری در وفیات یا ابراز شادی در اعیاد اهل بیت ،ایجاد زمینه ای لطیف و جذاب برای آشنائی مردم با آرمانهای اهل بیت و همچنین وسیله ای برای آگاهی مردم نسبت به راه و رسم بندگی و زندگی درست است . آنچه را که نمی شود انکار کرد تأثیر شگرف هنر در روح و جان آدمی است . با هنر می توان بدترین و بهترین عقائد و تفکرات را در انسان ایجاد کرد . اگر غرب توانسته تا این حد کفر و بی هویتی خود را زیبا و جذاب نشان دهد و کثیری از انسانها را فریفته خود کند ، به لطف اهتمام ویژه اش به هنر در ابعاد مختلفش بوده است .
ما هم نمی توانیم بدون توجه به هنر و نقش شگرف آن در این دنیای پر از جذابیتهای تقلبی ، زیبایی حکمتهای اهل بیت و حقانیت و لزوم دین را اشاعه دهیم و چه راهی برای انتقال این معارف بهتر از برانگیختن احساسات انسانی و لطیف کردن روح است. همان طور که فرمودید گریه بر سید جوانان اهل بهشت و ایجاد ارتباط احساسی با او می تواند روح خفته و فراموشکار ما را بیدار کند و او را به یاد ملکوت و اوج کمال خود و منتهای غایش بیندازد و همین که فیلش یاد هندوستان کند می تواند موتور محرکی برای سیر او به سمت کمالش باشد ولی حیف و صد حیف که ما از درون نفس اماره و جهالت و غفلت داریم و از بیرون شیاطین جن و انس و اندکی غفلت کافیست تا فرصتی بسیار مغتنم تبدیل به سرسرۀ سقوط و هلاکت شود اولش خوش می گذرد و فکر می کنی سرعت سیرت زیاد شده و بعدها می فهمی که نمی فهمیده ای .
اما چه شد که به ناگاه دیدیم آنچیزی که اسلام را زنده نگاه داشته (محرم و صفر ) بعضی جاها دارد ریشه اسلام را می زند و رهزنان دل و سارقان اشک بدجور دارند علی اللهی و زینب اللهی می شوند و می کنند .
علل مختلفی قطعا داشته و من نمی توانم خودم را قانع کنم که استکبار و غرب در این ماجرا بی تقصیر بوده ولی آنچه مهتر بوده به نظر بنده غفلت و به من چه گفتن های افراد آگاه بوده می گویید نه؟!
بنده خودم به یاد دارم که یک روز با عده ای از دوستان از در دارو خانه ای رد می شدیم که نامش پاستور (نام کاشفی معروف )بود و به شوخی به فردی از جمع گفتیم: ببین نام این داروخانه پاستور (وسیله قمار)است و او گفت در فرصتی این تابلو را خواهم شکست و بعد از مدتی یک بار که به زادگاهم رفته بودم دیدم همان شخص با همان بهره هوشی ، هیئت درست کرده و برای گرم شدن جلسه با سرش استکان خرد می کند و خیلی از کسانی که با ما در آن جریان حضور داشتند ،در هیئتش شرکت می کردند .خوب وقتی وضع اینچنین است شما می خواهید با استخاره بفرمایید وضع خراب است و نکته جالب توجه ، توجه ویژه برخی به خیال خودشان علماء به این گونه هیئات بوده چرا ؟ چون از این حکومت و یا رهبر خوششان نمی آید و می خواهند مرید پروری کنند .
التبه به ساحت مرجعیت معظم بی احترامی نشود ، ما لال بشویم اگر منظورمان علماء و مراجع معظم باشد .
و برای نمونه من که لا اقل اینقدر می فهمیدم که این کارها عاقبت ندارد ،هیچ کار قابل توجهی در مقابل آنها نکردم . وقتی نشر دین منحصر شده در هیئت و اکثرا یا روحانی ندارند و یا روحانیشان حقوق بگیر مستقیم یا غیر مستقیم ابلهان و نفس پرستان است ، می خواهید وضع بهتر از این شود .البته مبارزه با این تفکرات جگری مثل جگر علی می خواهد ، همان جگری که شاخ نهروان را شکست ،باید حسابی از خودت خاطر جمع باشی .
وقتی عقلای علماء رویشان نشود هیئت درست کنند و روضه بخوانند ، می افتد دست چهار تا بچه ای که کله شان حسابی باد دارد و تادیروز شادمهرو بنیامین گوش می دادند و امروز ابزارشان تغییر کرده .

-----------------------------------------
نویسنده:
خیلی قضیه جالبی را نقل کردید، واقعا متأثر کننده بود. خداوند توفیق بدهد مثل شهید مطهری حق را بگوییم و نترسیم و در عین حال بصیرت و ادب را هم رعایت کنیم. از طرف دیگر بتوانیم خودمان هم الگویی درست معرفی کنیم و فقط جنبه ی سلبی نداشته باشیم.
0
...
نوشته شده توسط امین کریمی , 2012-04-27 08:35:47
سلام علیکم
با تشکر از اینکه در راه دین قلم میزنید...
مطلب خوب و زیبایی بود تشکر میکنم...
به نظر من هم اگه محبت مردم به اقا رسول الله وخاندانشان بیشتر از اینکه صرف گریه شود
در مسیر نزدیک کردن رفتار مردم به خداوند متعال و ان عزیزان قرار بگیرد صحیح است.
.این یک انحراف است که محبت مردم به اهل بیت فقط خلاصه در گریه ومجالس احساسی شود...
برادر کوچکتان امین........

-----------------------------
نویسنده: شما سرور ما هستید و برادر بزرگ ما. لطف کردید سر زدید.
0
...
نوشته شده توسط تلخابی , 2012-05-11 12:13:34
سلام دوستان ادرس دادند گفتتد حرفهای مهم داری استفاده کردم انشالله همیشه موفق باشید

---------------------------
شاگرد شما:
سلام استاد. منت گذاشتید تشریف آوردید، درس پس میدیم. مارو از دعای خودتون فراموش نکنید.

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> بهترین پاسخ

حضرت علی علیه السلام:

رب کلام جوابه السکوت

چه بسیار کلامی که پاسخش سکوت است.

غررالحکم حکمت4228