«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon علل "دیگر" پیشرفت غرب

پیشرفت

چکیده: نویسنده محترم (آقای سیدحسین زمانی) در این مقاله به بررسی علل «دیگر» پیشرفت غرب پرداخته اند. بدین معنا که معمولاً در بررسی علل پیشرفت غرب عواملی برشمرده می شوند که جنبه ی مثبت دارند مثل تلاش، نظم، برنامه ریزی، ریسک پذیری و ... اما اینبار نویسنده ی این مقاله بدون انکار این عوامل مثبت و نقش وثیق آنها در پیشرفت، عواملی را ذکر می کند که جنبه ای منفی دارند اما نقش بسیار اساسی در پیشرفت جوامع غربی داشته اند. عواملی که شاید ما نتوانیم از آنها سود ببریم و بلکه این عوامل در مسیر مخالف پیشرفت ما باشند. همجنین نویسنده درصدد بیان این مطلب است که اگر ما نیز از این عوامل بخواهیم بهره بریم از آنجا که قاعده ی علت و معلول برای همه یکسان است ما نیز به همان نتیجه ای خواهیم رسید که آنها رسیده اند. نتیجه ای که با معیارهای الهی و انسانی سازگار نیست.

******************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

علل دیگر پیشرفت غرب:

1- غرب  قبل از هر چیز برای این پیشرفت نیاز به انگیزه مادی کافی داشته است . رسیدن به رفاه،لذت بردن در زندگی تا حد ممکن، ارضاء میل قدرت طلبی و همه امیال حیوانی انسان، رهایی از فقر و قحطی و بیماری، ساختن ابزارهایی که هم کارها را آسان کند و هم تولید را بالا ببرد و اینگونه رفاه بیشتر شده و نعمتها فزونی یابد و موارد دیگری از این دست. استاد طاهرزاده در این مورد می فرمایند: «با نگاه فلسفی [فرانسیس] بیکن، معنی زندگی و هدفهای آن در جهان غرب تغییر کرد و تعریف دیگری از زندگی برای آنها پیدا شد و یا به تعبیری دیگر انسانی جدید متولد گشت. انسانی که میلهایی دارد .و باید این میل ها ارضاء شوند و اگر نظام طبیعی عالم نتوانست آنها را ارضاء کند، آنقدر طبیعت را تغییر می دهد تا مطابق میل های او شود» (فرهنگ مدرنیته و توهم ص36)

2- علت دیگر پیشرفت غرب دزدی است ، اگر ما هم اموال دیگران را بدزدیم حتما مثل آنها پیشرفت می کنیم . غرب مدتهاست که منابع مادی و انسانی هر کس را که توانسته غارت کرده .خوب ! این افغانستان و هند و ایران والجزایر وجیبوتی و ... نبوده اند که انگلیس و فرانسه و پرتغال و ... را استعمار و استثمار کرده اند ؛ ما جهان سومی ها که اموال غرب را ندزدیده ایم ، آنها اموال ما را دزدیده اند و آن پولها را در راه رشد علمی و اقتصادی و ... خود صرف کردند . واقعا شما فکر می کنید کریستف کلمب وقتی از کشتی پیاده شد تا قارۀ آمریکا را کشف کند ، اولین انسانی بود که پا به آنجا گذاشته بود ؟! باید عرض کنم که قبل از او و بقیۀ دار و دسته اش مردم بومی آمریکا در آنجا ساکن بودند و آنها مردم بومی را به راحتی کشتند و یا فراری دادند تا تمدن پیشرفته خود را بر خرابۀ خانه های آنها بسازند. امروز هم وضع چندان عوض نشده است. تا به حال فکر کرده اید که این مغزهای فراری کجا می روند؟ این نیروهای انسانی مستعد ، وقتی متقاعدشان می کنند که دارند هدر می روند ، به راحتی برای پیشرفت هر چه بیشتر غرب جذب آنجا می شوند ، غربی ها ما را با پول خودمان و نیروی فکری خودمان عقب نگاه می دارند تا خودشان پیش بروند.

برای اینکه این مسئله جنبه ی شعاری پیدا نکند، خوب است شواهدی نیز ارائه نماییم:

الف)«وزارت خارجه آمریکا بودجه ای یک میلیارد دلاری برای دانشگاه "سیراکوز" تعیین کرد تا برنامه های خاص جذب و آموزش شهروندان خاورمیانه را ادامه دهد.» (ماهنامه خادم پیش شماره اول 1389)

ب) «41 درصد از فارغ التحصیلان رشته های مهندسی را دانشجویان خارجی تشکیل می دهند و همچنین 39 درصد فارغ التحصیلان رشته های علوم ریاضی و کامپوتر. دو سوم دانشجویان خارجی رشته های علمی و مهندسی در آمریکا می مانند و در حوزه های آموزشی، اقتصادی و فکری فعالیت می کنند. یک سوم نامداران «نوبل» آمریکا اصالتاً آمریکایی نبوده اند.» (امی و دیوید گودمن-اکثریت خاموش ص48)

ج) مسئله ی استعمار مسئله ای مال قرن ها پیش نیست. کشورهای زیادی تا همین بیست سی سال پیش مستعمره کشورهای غربی بوده اند. در بسیاری کشورها نیز «استعمار نو» وجود داشته است (مثل ایران قبل از انقلاب و مصر قبل از قیام اخیر) و در بسیاری حتی هنوز هم وجود دارد (مثل عربستان).

3- اینکه غرب تا کنون دشمنی مثل خودش نداشته هم می تواند عامل دیگری برای پیشرفت آنها باشد . ما دشمنی مثل آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی و صهیونیستها و... داشته ایم ، ولی غرب چنین دشمنان خطر ناک و نامردی نداشته است . آنها با پول و منابع ما بر ضد خودمان دسیسه و دشمنی می کنند و اگر ده درصد از بحرانهایی که غرب برای ما درست کرده ، در اروپا و آمریکا می بود آن وقت معلوم می شد که چطور پیشرفت می کنند .

4-علت دیگر نبودن رقیب است . غرب تا آنجا که توانسته با نفوذ در سایر ملل ، با مشغول کردن مردم به مسائل بیهوده و ایجاد تفرقه بین آنها ، دیگران را از میدان رقابت بیرون کرده و آنها را مصرف کنندۀ تولیدات دست چندم خود نگاه داشته . غرب ، ما جهان سومی ها را به جان هم انداخته تا بدون مزاحمت غارت کند و پیشرفت کند و سواری بگیرد و سروری کند. عجیب نیست! که هرکس می خواهد برای خودش و مستقل کار کند حیوان درنده ای را به جان او می اندازند ؟!
به نظر شما بوجود آمدن فرقه های عجیب و غریب مثل وهابیت ، بابیت و بهائیت و ... اتفاقی و یا به خاطر دموکراسی زیاد بوده؟ یا این که قرار بوده ما مشغول دعوا بر سر مهر گذاشتن و نگذاشتن در نماز بشویم و بزنیم بر سر و روی هم و آنها هم بیایند پاره های تن اسلام را یا خودشان مستقیما ببلعند و یا بسپارند دست یک سربازشان که بلد است نماز بخواند و یا عربی حرف بزند .

دیوید کامرون و اجدادش بروند دیدن آل سعود و اجدادش و بگویند این ایران و اجدادش برای شما خیلی خیلی خطر ناک هستند . ایران هر لحظه ممکن است به شما حمله کند شما که هم بی پناه و یاورید ، اگر تمام پولهای حاصل از فروش نفتتان را در بانکهای ما غربیها بگذارید شاید بتوانیم مقداری از سلاحهای تولید خودمان را به شما بفروشیم . شما فقط به ما پول و امتیاز و بازار خرید و... بدهید ماهم در عوض اسلحه می فروشیم تا هر وقت ایران حمله کرد از خودتان دفاع کنید ؛ حالا هم پولهای مسلمین میشود سرمایه و پیشرفت در غرب و اعراب هم نشسته اند که کی ایران حمله را شروع خواهد کرد !
خوب اگر ماهم می خواهیم مثل آنها پیشرفت کنیم باید از این کارها بلد باشیم ، باید دیگران را این طور تیغ بزنیم. به یک نمونه توجه فرمائید:

«سخنگوی کاخ سفید از اجرای یکی از بزرگترین قراردادهای نظامی این کشور با عربستان سعودی خبر داده است. ارزش این قرارداد نظامی، نزدیک به سی میلیارد دلار است... شرکت بوئینگ که تولیدکننده جنگنده‌های اف ۱۵ و بالگرد‌های آپاچی است، پیشتر اعلام کرده بود که قرارداد تسلیحاتی با عربستان از ۷۷ هزار فرصت شغلی در ۴۴ ایالت آمریکا پشتیبانی می‌کند.

... پنتاگون از امضای معاهده فروش سیستم‌های دفاع موشكی آمریكا به ارزش بیش از سه میلیارد دلار به امارات متحده عربی خبر داد.» (tabnak.ir تاریخ انتشار: 11دی90)

5-عامل دیگری که به شدت موجب پیشرفت غرب شده نبودن دموکراسی در آنجا است . احتمالا یا خیلی تعجب کرده اید یا خنده تان گرفته از این حرف ولی قطعا یکی از عوامل پیشرفت در غرب این است که آنجا فقط یک تفکر حاکم است واین همه هجوم به ما به خاطر دموکراسی هم بی دلیل نیست . قرار است ما مشغول دموکراسی ای بشویم که آنها دیکته کرده اند و یعنی هر کس هر چه دلش خواست بگوید و هر طور دلش خواست عمل کند نه عقلش و نتیجه هم می شود اینکه مثلا هر دولتی می آید باید بنشیند از اول همه چیز را طبق میل خود تغییر دهد ، عزل و نصب های نجومی و ... ولی در غرب بر خلاف آنچه به ما می گویند و ما را به جان هم می اندازند اصلا دموکراسی و جود ندارد و تنها یک قدرت البته با قیافه های مختلف و شکلک های جور وا جور حکومت می کند و اصلا حکومتها مهره های دست لابی های مخفی و کمپانیهای اقتصادی هستند .
امیدوارم از کلامم این برداشت نشود که باید نقش مردم در اداره کشور نادیده گرفته شود ؛ منظور بی بندو باری سیاسی در کشور است .

6- نکته دیگر دروغ گویی غرب است . غرب خیلی بیش از آن که هست خود را نشان می دهد و در مورد خودش بیش از حد غلو می کند. ما هم که همیشه بعضی ها مان با دیدن زرق و برق آن جا آب از لب و دهنمان جاری می شود ، در حالی که این زرق و برق ها برای این است که سرمایه گذار ما متقاعد شود آنجا بهترین محل برای رشد و ترقی است .
مشکلات بزرگ زیست محیطی ، بحرانهای انرژی ، وجود فقر و بیکاری ، فاصله طبقاطی بسیار زیاد و ... تنها بخشی از مشکلات غرب ، قبل از رو شدن دست آنها به وسیله جنبش نود ونه در صدی بوده است

*********

حتما عوامل دیگری هم وجود دارند که باعث پیشرفت غرب شده اند ولی هم مجال نیست و هم توان بنده قاصر از بیان آنهاست ولی در هر صورت کسانی که می خواهند «مثل» غرب پیشرفته شوند حتما آنها را بررسی نمایند .

به نظر بنده ما سه راه در پیش رو داریم:

راه اول: بی خیال پیشرفت شویم چرا که ما نه دزدیم نه انگیزه مادی آنچنانی داریم نه  ... اما باید بدانیم که با قبول این گزینه و کوتاه آمدن در مقابل غرب آنها این صلح یک طرفه را نمی پذیرند و با دست خودمان تمام وجودمان را تقدیم غرب کرده ایم .
راه دوم: ما هم مثل غرب عمل نماییم تا بنابه قانون علت و معلولی ما هم «مثل» آنها پیشرفت کنیم .
راه سوم: ما هم پیشرفت کنیم ولی نه به آن «پیش»ی که غرب «رفت» ، بلکه به سوی هدفی برویم که متناسب با عقاید و فرهنگ خودمان باشد ، هدفی که اسلام نشان داده .
حالا چکار باید کنیم ؟ جواب این سؤال از عهده کسی مثل من خارج است ولی به نظر می رسد ما باید تمام تلاش خود را بکنیم تا الگویی بومی و اصیل که با فرهنگ متعالی خودمان سازگار باشد طراحی کنیم به گونه ای که این موارد در آن لحاظ شوند:

-  انگیزۀ ما برای پیشرفت انگیزۀ غرب نباشد .
- الگویی که در آن انسان با همۀ ابعادش در نظر گرفته شود ، اگر لذت مهم است همۀ لذات (مادی و معنوی ) با توجه به عقل و شرع مهم باشند ؛ هدف تربیت انسان باشد نه شهوت او ، و شهوت انسان در خدمت تربیت او باشد .
- پیشرفت بومی بوده و از دل خود ملت بجوشد ، از راه دزدیدن ثروت مادی و انسانی دیگران نباشد .
-  پیشرفت بدون تلاش ممکن نیست همان طور که غربی ها فهمیدند .
-  در پیشرفت باید همۀ انسانها محترم شمرده شوند نه اینکه با زر و زور تزویر، دیگران پله ترقی ما شوند .
-  آنچه که غرب به آن «پیش» می گوید و دارد به سمت آن می رود با اخلاق و دین نمی سازد ولی ما چیزی را که بخواهد دین و معنویت را از انسان بگیرد «پیش» نمی دانیم که حالا بخواهیم به سمت آن برویم . توجه به انسان بدون لحاظ مبدأ و معاد او خیانت به انسانیت است و شاید ظلمی بدتر از این به بشر نشده باشد .
-   پیشرفت در عین حال که با استبداد ممکن نیست با هرج و مرج هم محقق نمی شود آنچه را که غرب دارد با هوچی گری و تبلیغات به ما به عنوان دموکراسی می خوراند خودش هم قبول ندارد . ای کاش برخی می توانستند بفهمند که دموکراسی غربی ، فریبی برای عقب ماندن ما از قافله است  در حالی که مردم سالاری دینی است که می تواند ضامن پیشرفت ما باشد .
-   ما تا خود را نشناسیم ، تا فرهنگ خود را نفهمیم تا ظرفیتهای خود را ندانیم و تا آینده مورد نظرمان را ترسیم نکنیم ، همواره باید ریزه خوار نامردانی باشیم که به ما رحم نمی کنند و تا ما را مطیع خود نکنند ما را رها نمی کنند ؛ (وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ ( بقره 120) . يهودان و مسیحیان از تو خشنود نمى‏شوند، تا به آيينشان گردن نهى. بگو: هدايت، هدايتى است كه از جانب خدا باشد. اگر از آن پس كه خدا تو را آگاه كرده است از خواسته آنها پيروى كنى، هيچ ياور و مددكارى از جانب او نخواهى داشت.

سیدحسین زمانی

(منتظر نظرات شما هستیم)

نظرات (9)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط ستاد حمایت از منتقدین کم تجربۀ و کم دانشِ غرب , 2012-02-18 03:02:32

با سلام خدمت شما
به نظر می رسد منظور نویسنده از این مطالب ، بررسی عالمانه و دقیق عوامل پشت پرده ، در پیشرفت غرب نبوده ، شاهد این سخن ، عدم جامعیت و مانعیت این شبه مقاله نسبت به همه عوامل می باشد ؛ البته مواردی اشاره شده ولی کاملا سطحی و غیر عالمانه تحلیل شده .
به نظر می رسد نویسنده خواسته تا با بیانی که از نوعی طنز تلخ مدد می گیرد ،این نکته را بگوید که پیشرفت غربی اگر چه بر جهان ما بسیار موثر بوده و خدماتی هم به انسان داشته و همچنین درست است که به آن پیشرفت می گویند ، ولی چون برخی مسايل ریشه ای را نادیده گرفته یا اشتباه فهمیده نمی تواند سرمشقی درست برای پیشرفت ما باشد .غرب اگر تکنولوژی تولید کرده ، اگر علم تولید کرده و اگر ابزار ساخته با نگرشی بوده که برای ما قابل قبول نیست .
مثلا همین خودرو یا ماهواره و یا سایر محصولاتی که غرب برای بشر ساخته ، در پرتو نوعی از نگرش نسبت به انسان و جهان بوده که در بسیاری از موارد یا ناقص است یا اشتباه است یا حق و باطل را با هم آمیخته .
خیلی فرق است بین روانشاسی ای که ربوبیت خداوند را قبول ندارد و از اول با این پیش زمینه شروع می کند با روانشناسی ای که خداوند را رب می داند و این تفاوت به شدت در نتیجگیری ها نمود خواهد داشت .
به نظر می رسد که اگر این پیشرفتها با پیش زمینه ها واهداف دیگری انجام می شد ، آنوقت نتیجه خیلی تفاوت می کرد .
مثلا اگر قرار بود اینترنت و ماهواره و خودرو و... را کسانی بسازند که مثل قرآن فکر می کنند حتما خیلی چیزِ متفاوتی می شد .
تصور می شود که نگارنده خواسته بگوید ؛ اینکه تا کنون پیشرفت در غرب جریان داشته دلیل نمی شود که ما هم پیشرفتی را پی بگیریم که آنها معنا کرده اند ؛ زیرا این کار لوازم و نتایجی دارد که ما نمی توانیم و نباید آنها را دنبال کنیم ، بلکه ما باید تعریفی نو از پیشرفت را ارايه دهیم و بر اساس همان الگو پیشرفت کنیم . گویا نویسنده با توان محدود خود خواسته از طریق ذکر برخی حربه ها و ترفندهای منفی غرب برای پیشرفتش ، بگوید که ما نمی توانیم و نباید مثل آنها پیشرفت کنیم ما باید مثل خودمان پیش برویم.
0
...
نوشته شده توسط منصوری , 2012-03-13 22:20:26
باتشکر.بسیارخوب بود
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2012-03-25 16:29:28
اين روزها تعدادمقالات خوب خيلي كم است اما اين مقاله خوب بود
--------
دعاگوئی:از طرف آقای سیدحسین زمانی از شما تشکر می کنم.
0
...
نوشته شده توسط محمد افضلی فرد , 2012-09-29 09:37:23
سلام
.
.
.
مقاله نه تنها سطحی نبود بلکه از عمق چشمگیری بهره مند بود. غرب با دستگاه تبلیغاتی خود علل پیشرفت مادی خود را پشت پا زدن به دین و جلوه گری بعد حیوانی و پاسخ مثبت به امیال نفسانی معرفی میکنند حال آنکه علل پیشرفت آنها که تاریخ هم گواه بر این مدعاست غارت منابع علمی و مالی و فرهنگی دیگر کشورهاست. کسی پرسید چگونه شد زمانی که غرب در اثر جنگ جهانی اول و دوم تبدیل به ویرانه ای شده بود و ملل آفریقایی و اسیایی وضعشان خیلی بهتر بود چگونه شد به سرعت خرابه ها را بازسازی کردند ؟! با کدام پول ؟ با کدام کارگر ؟ ... به نظر می رسد منتقد این مقاله عالی رگه هایی از شیفتگی به غرب وحشی و دزد را در بدن خود دارند و اصلا متوجه مقاله نشدن ... مرسی
0
...
نوشته شده توسط نوید , 2013-09-20 13:21:30
وقتی راجع علل پدیده ی مثل پیشرفت غرب صحبت میشود نباید مسایل اینگونه مغرضانه و تهی از جنبۀ پژوهشی مطرح گردد. اگر دقیق صحبت گردد، عوامل پیشرفت غرب در تغیر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بعد از سقوط نظام فئودالیسم و گسترش تدریجی نظام سرمایه داری، استعمارگرایی وغیره نهفته است نه مزخرفاتی که درین مقالۀ بی معنی تذکر داده شد.
0
...
نوشته شده توسط علیرضا نظمی , 2014-04-12 15:27:25
تا حالا هیچ کس اینجوری راجع به پیشرفت غرب حرف نزده بود
ممنون از نگاه عمیقتون
0
...
نوشته شده توسط فیاض الرحمن "فایق" محصل دانشکده شرعیات , 2014-04-21 12:12:50
جناب محترم سید حسین زمانی ازاینکه معلومات ارائه شده از جانب شما، برای بنده خیلی درجهت بلند رفتن سطح استدلال پیرامون قضیه پیشرفت وترقی غرب مفید واقع شده است، قلباً اظهار امتنان مینمایم و از بارگاه ایزد منان مسئلت دارم تا در راستای تحقیق مسائل اسلامی بیشتر توفیق نصیب تان گردد. لطفا بنده را بنام fayazRahman fayeq saify در جمع دوستان رخنامه خویش قرار داده ممنون سازید.
0
...
نوشته شده توسط حمید , 2014-05-18 10:21:37
بزرگترین علل پیشرفت غرب معتقد نبودن به ارزشهای دینی که باعث استعمار کشورهای بدبخت شدوالان ادعای حقوق بشر می کنند
0
...
نوشته شده توسط دوست , 2015-04-13 16:28:59
سلام . این نوشته ها حاصل تطمیع نمودن شماست . عرضه داشت پیشرفت کرد . امار دزدی ایران از ملت خودش و دشمنی ایران با ملت خودش رو هم بنویسید

--------------------
نویسنده: سلام دوست! تطمیع؟! بابا بی خیال!

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> «علت محروم ماندن از شیرینی ذکر حق تعالی»

«ای عزیز ،این که قلوب بیچارۀ ما از حلاوت ذکر حق تعالی محروم است ولذت مناجات آن ذات مقدس در ذائقۀ روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ،محتجب و از تجلیات جمال و جلال محرومیم ، برای آن است که قلوب ما معلّل و مریض است و توجه به دنیا واخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمۀ طبیعت ،ما را از معرفت کبریای حق وانوار جمال وجلال محجوب نموده .تا نظر ما به موجودات نظر ابلیسی استقلالی است، از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نائل نخواهیم شد .تا در عالم وجود ،عزّت وکبریا وعظمت وجلال برای کسی می بینیم و درحجاب بتهای تعینات خلقیّه هستیم ،سلطان کبریای حق جلّ جلاله در قلب ما تجلی نکند.» امام خمینی (ره)  آداب الصلاه ص 127-128 (با تشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)