«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon افسوس

افسوس

چکیده : نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از معضلات دنیای امروز یعنی «افسوس و تأسف بر گذشته» پرداخته است. وی ریشه ی افسوس خوردن را «عدم رضایت از گذشته» معرفی کرده و چاره ی رهایی از تأسف را عبور از خودخواهی و راضی بودن به رضای الهی می داند. همچنین در این مقاله به انواع «افسوس» ها و نظر قرآن کریم در مورد آنها اشاره گردیده است.

کلیدواژه ها: افسوس، عذاب وجدان، افسردگی، لذت بردن از «حال»

برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمائید.

************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

افسوس خوردن از جمله مسائلی است که انسان در طول عمرش بارها ممکن است در خود احساس کند و از نرسیدن به خواسته ای یا انجام عمل اشتباهی افسوس بخورد. زیاد پیش می آید که ما مثلا بگوییم ای کاش فلان سرمایه گذاری را انجام میدادم یا فلان کار را نمی کردم و از این قبیل ...

افسوس خوردن ها را به چند اعتبار میتوان تقسیم کرد مثلا افسوس های مفید و افسوس های بی فایده یا مثلا افسوس قابل جبران و افسوس غیر قابل جبران ولی همه ی این انواع در عدم رضایت از گذشته با هم مشترکند یعنی ما چون از گذشته ناراحتیم افسوس میخوریم حالا یک کسی از اینکه به مقامات معنوی و درجات بلند در نزد پروردگار نرسیده ناراحت است و یکی هم از اینکه مثلا عروسیش را چرا در فلان سالن نگرفته یا مثلا چرا دیر به فکر خرید سکه افتاده.

خوب! قرآن و روایات معصومین علیهم السلام چگونه به این مسئله نگاه میکنند؟ آیا ما باید همیشه افسوس گذشته را بخوریم یا اصولا بگوییم «بی خیال گذشته؛ بخند تا دنیا به روت بخنده حالا کاریه که شده»؟

نظر در قرآن و روایات ،مطالب جالبی به انسان می نمایاند:

اولاً که قرآن وجود چنین حالتی را در انسان تأیید میکند و بارها مواردی از افسوس خوردن انسانها را بیان می دارد ولی واکنش قرآن در مقابل این حالت چیست؟

قرآن در برخی موارد، این افسوس خوردن را نابجا میشمارد و آن را ناشی از عدم درک صحیح و کامل از واقعیات و عواقب امور می داند؛ این موارد در جایی است که انسان در اثر عمل به وظیفه شرعی و اخلاقی خود احساس کند که زیانی به او رسیده و با خود فکر کند اگر این کار را نمی کردم بهتر بود؛ اگر جبهه نرفته بودم الآن برای خودم کسی شده بودم ،اگر دست فلانی را نمیگرفتم الآن خودم یا فرزندم محتاج نمی شدیم و از این طور افسوسها .

قرآن در مقابل این گونه تأسف می فرماید «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم برای شما بهتر باشد –بقره 216» و یا «عسی ان تکرهو شیئا ویجعل الله فیه خیراً کثیراً  چه بسا آنچه شما از آن ناراحتید خدا خیر زیادی در آن برای شما قرار دهد.-نساء 19»

از آنجا که خداوند عالم به عواقب امور است و به سر انجامها می نگرد میداند که عمل صالح ولو ظاهرا تلخ به نظر برسد ، عاقبتش نشان خواهد داد که این ناراحتی و تأسف غلط بوده و حتی برکات زیادی خواهد داشت.

در اینجا سوألی مطرح میشود ؛خوب چرا از همان ابتدا خیر بودن مشخص نیست که ما هم اینقدر به زحمت نیفتیم؟ باید عرض کنیم که اولا انسان با تقوا و با ایمان از همان ابتدا هم این تلخی را حس نمیکند کسی که به خدا ایمان دارد، در خیر بودن اوامر او شک نمیکند با کمال میل همه ی سختی ها را میپذیرد ولی برای امثال ما که این طور نیستیم باید عرض کنم که ظاهرا فراموش کرده ایم  در این عالم برای آزمایش و امتحان آمده ایم «ولنبلونکم بشی ء من الخوف والجوع و...بقره -155». قرار است که ما آزموده شویم تا ایمانمان محک زده شود تا  معلوم شود که کداممان عمل بهتری داریم «ایکم احسن عملا... –ملک 2» تمرین برای تقویت ایمان و اعتماد به خداوند یکی از حکمتها میتواند باشد .

برگردیم به بحث :

گاهی تأسف از گذشته مایه ی عبرت شده و ایجاد فرصتی دیگر است (الهزیمت جسر الانتصار ؛شکست پلی برای پیروزی ) اصلا اگر این حس تأسف از گذشتۀ غلط، در انسان نبود ،شاید خیلی از انقلاب های درونی در افراد وجوامع رخ نمی داد .همین افسوسها گاهی، بُشر حافی ها درست کرده اند .ولی لازمۀ تأثیر مثبت این نوع افسوس، آگاهی فرد به راه صحیح وعزم نمودن به علاوۀ امکان اصلاح می باشد.

گاهی افسوس خودش به نوعی عذاب تبدیل میشود که در دنیا به عذاب وجدان معروف است ولی در آخرت یکی از سخت ترین عذاب ها همین حسرت و افسوس بر عمرِ به باطل  گذشته است .قرآن به فراوانی ، این موضوع را متذکر شده و انسان را بارها از آن بیم داده «وَ يَوْمَ يَعَضُ‏ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً –روزی که ظالم دست خود را از شدت افسوس می گزد و می گوید ای کاش همراه رسول خدا بودم-فرقان27» «يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ‏ ای کاش نامۀ عمل و حسابم را نمیدیدم-حاقه 25و26» این نوع از افسوس نشانگر عمق عذاب درونی انسان گنهکار وظالم است وخداوند ما را از اینکه به این حالت گرفتار شویم بر حذر میدارد.

گاهی نیز افسوس هست ولی راهی برای جبران نیست و تنها ثمره آن برای انسان ،آه و زاری است وبس ؛که از جملۀ این نوع همان عذابی است که عرض کردیم .کافران و ظالمان افسوس عمر خود را که در راه غیر خدا صرف کرده اند می خورند و از خدا می خواهند که آنها را به دنیا برگرداند تا جبران کنند ولی با جواب (کلّا )مواجه می شوند «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ‏ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها –مؤمنون 99-100».

باید توجه داشت که از سخت ترین افسوسها ،افسوسی است که قابل جبران نباشد و نتوان آثار سوء آن اعمال را بر طرف کرد در نتیجه میشود عذابی دردناک.

اما آیا میشود از افسوس ها رها شد ؟

باید گفت که انسان همواره بین خوف از آینده و افسوس از گذشته است ؛ترس از آینده ای که نمیداند چه خواهد شد و چه خطراتی او را تهدید می کند و نیز حزن و افسوس از گذشته، دنیایی که از دست داده، مقامی که نداشته، لذاتی که نبرده ، عمری که هدر داده و مؤمنین افسوس کمالات وتوفیقاتی که از دست داده اند. حتی در آخرت هم افسوس در بین مؤمنین هست زیرا کمالاتی وجود داشته که آنها از آن کمالات بهره نبرده اند. ولی آیا می شود از این افسوس رها شد؟

برخی راهکار بی خیالی را تجویز میکنند (فرار از خود)؛سرگرمی ،خنده ،تلویزیون ،ماهواره ،مواد، «موسیقی »و...می گویند «فکر نکن، افسوس نخور؛ غم وقصه رو بیخیال ...» و همان طور که روشن است این روش، چشم بستن بر مشکل است نه حل کردن آن؛ در واقع دروغ گفتن به خود است.

ولی قرآن گروههایی را معرفی میکند که کاملا و واقعا از این گونه افسوسها رهیده اند ؛«متقین» ،«اولیاء»و...«أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏ -یونس/62) اولیاء ودوستان خداوند هیچ خوف وحزنی ندارند، و کسی که دوست خداست از چه بترسد؟! وحسرت وافسوس چه را بخورد؟! دوست خدا همان را  که خدا میخواهد خوش دارد وخود را غرق در خواست خدا کرده پس نه کاستی دارد و نه ترسی .

در پایان می خواهم یک زن و یک مرد را معرفی کنم که ابر انسان های افسوس-نخور بوده اند .حضرت زینب سلام الله علیها که بعد از شهادت همۀ کسانی که هر یک  برای او بیش از تمام دنیا و ما فیها با ارزش بودند فرمود :«ما رأیت الّا جمیلا- جز زیبایی ندیدم» او هرگز آن شهدا را از دست رفته ندید .

و سید الشهدا ،امام حسین علیه السلام ؛وقتی همه یارانش شهید شدند فریاد زد «هل من ناصر ینصرنی؟ هل من ذابّ یذبّ عن حرم رسول الله؟» بعد رفتند به سمت خیمه و فرمودند فرزندم را بدهید تا با او وداع کنم همین که آمد بوسه بر روی علی بزند تیر دشمن زودتر از او گلوی اصغر را درید، امام دست برد واز خون علی اصغر به آسمان پاشید و فرمود : «هون ما نزل بى انه بعين الله تعالى‏ - آنچه از مصیبت ‏بر من نازل شده برای من آسان است چراکه در محضر خداست». کسی که دربحر رضای خدا غرق شده ...

(والسلام)

--------------------------------

باتشکر از آقای سید حسین زمانی که این مطلب را برای سایت «فقط حرفهای مهم» ارسال فرمودند.

نظرات (6)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط علی جوینده , 2011-12-17 10:40:41
موضوع جالبی را مطرح نمودید. ایه ای از قران هم اشاره به این مطلب دارد"لا تاسوا بمافاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم ان الله لا یحب کل مختال فخور"تبیین این سخن الهی این است که ای کسانی که تا چیزی را از دست میدهید افسوس می خورید وتا موفقیتی را به دست می اورید سرمست شادی میشود شما به خود مغرور می شوید همه ی این اندوهگینی و افسردگی و از خود بی خودشدگی در برابر پیروزی ها و کسب مال و جاه و زن و فرزند به این علت است که تنها و تنها خود را عامل موثر در کسب موفقیت میدانید. کامروایی و بلعکس تیره روزی ومشکلات را تنها به خود نسبت می دهید در حالیکه همه نعمات الهی داده شده از خداست واو مالک حقیقی است نه شما و گرفتن نعمت و دادن ان تنها برای امتحان است ونه برای احیانا تبعیض و یا پارتی بازی برای عده ای خاص .
دریا دریا نعمت دریا دریا شکر آن را و مسولیت واجب می کند و دریا دریا نقمت دریا دریا صبر و تحمل و بد گمان نشدن به خدا را می طلبد .بین این دو تفاوتی نیست چون به قدر توانایی تکلیف مقدر شده ودنیا و مافیها اعتباری است و به کسی وفا نکرده که برای از دست دادنش افسوس بخوریم .همه امتحان الهی است و نیز سرخوشی و سرمستی نیز از به خود نسبت دادن کامیابی ها ست .این دو دو روی یک سکه اند.

----------------------------------------
مدیر سایت: تحلیل خیلی خوبی فرموده اید. از دقت و حسن توجهتان ممنونم. البته از طرف آقا سید که نویسنده ی مطلب ایشان هستند. یاعلی
0
...
نوشته شده توسط یاران , 2012-01-04 03:08:24
سلام دوست عزیز
چون پسر خوبی هستی لینکت کردم.
قدیما با هم همکلاس بودیم اما نمیدونم حالا هنوز منو میشناسی یا نه؟!
به ما هم سری بزن . البته ما هنوز تازه واردیم تو فضای مجازی ومثل شما از این کارها بلد نیستیم.
شیخ مرتضی، دعاگوی شما هستیم.
التماس دعا یاعلی
علی ضرابی زاده
سید تقلب کرده ومطلبشو هم به شما داده وهم به من. منم با افسوس آپم.

----------------------
نویسنده: سلام علی آقای گل. ارادت مخصوص داریم. شما لطف داری و بزرگواری. ایشالا حتما سر می زنم و استفاده می کنم. ضمنا در متقلب بودن سید که شکی نبود! یاعلی
0
...
نوشته شده توسط سید , 2012-01-05 00:15:17
اولا خوبه معنی تقلب رو هم یاد گرفتیم ثانیا خوب شما هماهنگی ندارید به من چه ؟! ثالثا دیگه دو تا تصویر مختلف برای یه مطلب پیدا کردن توی اینترنت کاری داشت که دیگه ما متقلب نشیم رابعا ببخشید قبلا اسم این کار فرار به جلو نبود ؟!!!!!
0
...
نوشته شده توسط یاران , 2012-01-06 20:47:05
سلام بنده همینجا از ساحت قدسی سید بزرگوار عذرخواهی میکنم واعلام میدارم که سید ما تقلب نکرده البته یه کاری کرده ولی چون خاطر قدسی و الهیه ی ایشان مکدر گشته، اسم کار ایشان را میگذاریم«...» تا نه کسی ناراحت شود و نه کسی متوجه کار ایشان گردد.
ستاد حمایت از سید بزرگوار
یاعلی
0
...
نوشته شده توسط سیدمحمد موسوی , 2012-01-17 18:17:29
مقاله توصیفی خوبی بود.
خدا خیرتون بده.
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2012-01-19 15:19:36
زيبا و خوب و ماندنيست!البته با تقواها اگر در مرحله رضا باشند بدون تنش رواني تلخي ها را مي پذيرند و مانند جناب عراقي ميگويند:غم بر دل ما تاختن آورد ز عشقش بااين همه غم بين كه چه شاديم دگر بار! و الا درمرحله صبرهمچون بهارميگويند:با اشك روان چون شمع بر بسته لب از شكوه مردانه و پابجا ميسوزم و ميسازم و تفاوت اين دومقام از اين بيت وحدت كرمانشاهي معلوم ميشود:ترك سر و جان گير پس آنگاهبياساي آري سفر عشق همين يك دو سه گام است

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> «علت محروم ماندن از شیرینی ذکر حق تعالی»

«ای عزیز ،این که قلوب بیچارۀ ما از حلاوت ذکر حق تعالی محروم است ولذت مناجات آن ذات مقدس در ذائقۀ روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ،محتجب و از تجلیات جمال و جلال محرومیم ، برای آن است که قلوب ما معلّل و مریض است و توجه به دنیا واخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمۀ طبیعت ،ما را از معرفت کبریای حق وانوار جمال وجلال محجوب نموده .تا نظر ما به موجودات نظر ابلیسی استقلالی است، از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نائل نخواهیم شد .تا در عالم وجود ،عزّت وکبریا وعظمت وجلال برای کسی می بینیم و درحجاب بتهای تعینات خلقیّه هستیم ،سلطان کبریای حق جلّ جلاله در قلب ما تجلی نکند.» امام خمینی (ره)  آداب الصلاه ص 127-128 (با تشکر از آقای زمانی به خاطر نقل این مطلب)