«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon میشد اینها نباشند

«می شد اینها نباشد». این همه ی حرف من است. میشد حزب الله لبنان و حماس شکست خورده و نابود شده باشند، نمی شد؟ میشد اسرائیل علاوه بر فلسطین بر لبنان و مصر هم حاکم شده بود، نمی شد؟ میشد الآن پسر حسنی مبارک بر مصر حاکم باشد و روز به روز وضع مردم مسلمان مصر بدتر و بدتر شود، نمی شد؟ میشد به جای انقلابهای تونس و مصر ولیبی و ... معاهده ای بین این کشورها با غرب امضا می شد که آنها را رسماً جزء ایالات آمریکا و انگلیس می کرد، نمی شد؟ میشد بعد از پیروزی انقلاب مصر مردم این کشور به جای تسخیر سفارت اسرائیل شعار صلح با اسرائیل سر می دادند، نمی شد؟ میشد به جای بحران اقتصادی غرب، شاهد جهش اقتصادی آنها بودیم و زرق و برق دنیای آنها بیش از پیش ایمان مسلمانان دور از قرآن را می دزدید(سوره ی قصص آیه 79: «فخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِی قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.  (روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد»)، نمی شد؟

آری میشد این اتفاقها نباشند و بلکه رویدادهایی عکس این اتفاقها رخ دهد. میشد نباشند، حالا که هستند آیا نباید تفاوتی در ما ایجاد کند؟ آیا در تحلیلها و امیدها و انتخاب های ما نباید تغییری ایجاد شود؟

برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.

 

**************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این چند سال اخیر اتفاقات زیادی افتاده است. هزار تحلیل و توجیه می شود برای این اتفاقات داشت و در هر یک از این تحلیلها هزار جور مناقشه می توان نمود. اما من نمی خواهم تحلیلی ارائه دهم یا پیش بینی ای کنم یا نتیجه گیری ای بنمایم، فقط می خواهم این اتفاقات را تا آنجایی که خاطرم هست مرور کرده و خدارا بر آنها شکر گویم و شادیم را با آنهایی که این رویدادها ایشان را نیز شاد می کند، تقسیم نمایم :

1) جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل.

اسرائیل در این جنگ می خواست حزب الله را خلع سلاح کند (بخوانید قلع و قمع نماید) ولی به لطف خدا نتوانست. قشنگیش به این است که اولاً قدرت نظامی طرفین قابل قیاس نبود ثانیاً این اولین شکست ارتش اسرائیل بود و نقطه ی پایانی بود بر روزهای در بوق  و کرنا کردن شکست ناپذیری اسرائیل.

2) جنگ 22 روزه غزه با اسرائیل.

فکرش را بکن، اسرائیل با این همه ادعا و پشتیبان حمله کند به یک «باریکه» ، هزار جور بمب هم بریزد روی سر کودک و بزرگ، آخرش هم حماس همچنان سرپا بایستد، خوشحالی ندارد؟

3) انقلاب در کشورهای عربی

دروغ است اگر بگویم پیش بینی می کردم چنین روزی را، برعکس، هروقت اخبار مصر را می شنیدم و آن پیر نامبارک را می دیدم تصور می کردم دولت او تا سالها ادامه پیدا خواهد کرد (همان تصوری که شاید الآن با دیدن پادشاه عربستان دارم) ولی ناگهان ورق برگشت؛ نه این ورق نبود، این یک کتاب قطور بود که از این رو به آن رو شد. پشت سرهم انقلاب. انقلاب های جدی. تونس و مصر و لیبی و انشاءالله جاهای دیگر هم. خدایا تو می دانی که تصور نمی کردم مردم بیایند، همه بیایند و این همه بمانند. خیلی عجیب بود. خیلی خوشحال شدم. این خوشحالی اینقدر زیاد هست که حتی اگر بگویی انقلاب ها اسلامی هم نبوده باز خوشحالم، حتی اگر پیروزی انقلاب لیبی در شب قدر و انقلاب مصر در 22 بهمن را اتفاقی هم بدانی باز فرقی برایم نمی کند.

4) اشغال سفارت اسرائیل در مصر توسط مردم

شاید اشتباه می کنم اما به نظرم یک جورهایی تسخیر سفارت آمریکا در ایران ارزشش از کنار زدن حکومت شاه بالاتر بود. حالا هم به نظرم می آید که تسخیر سفارت اسرائیل از کنار زدن حسنی مبارک خیلی کار بزرگتر و شگرف تری است؛ چنانچه اگر سفارت آمریکا را هم اشغال کنند باز از اشغال سفارت اسرائیل مهم تر و هوشمندانه تر است.

5) تبادل اسرا میان اسرائیل و حماس

فکرش را بکن میان این همه شادی هستی و یک دفعه می شنوی اسرائیل خودش برای اینکه تو را خوشحال تر کند تصمیمی تأمل برانگیز گرفته. اسرائیلی که برای آزادی یکی از سربازانش به غزه حمله کرده بود و گفته بود در این زمینه حاضر به مذاکره نیست و خیلی زورش بیشتر از این حرفهاست که بخواهد با یک «باریکه» گفتگو کند، اقدام به تبادل اسرای فلسطینی با همان سربازش کرده است. بابا اسرائیل! با مرام! باور کن ما راضی نبودیم اینقدر احمق شوی و میان این همه شادی ای که ما داشتیم این یکی را هم اضافه کنی، می گذاشتی برای بعد. ولی خب، اسرائیل هم خواست در این بهجت ما سهم بیشتری داشته باشد.

6) رکود اقتصادی در غرب

این رویداد برای ما شاید خیلی بزرگ نباشد ولی برای غرب خیلی بزرگ است. آنها همه ی فخرشان همین اقتصادشان است. همین تأمین رفاه و اسباب لذت مردم. اصلاً معنای وجود حکومتهایشان و بالاتر از آن مبنای تئوریک تمدنشان همین است. حالا فکر کن این خدشه دار شود، خیلی سخت است، خیلی. چه می کشند امروز نظریه پردازان تمدن غرب!

7) اعتراض مردم به نظام سرمایه داری یا حداقل به وضع فعلی

رکود اقتصادی مدتی است که در غرب شروع شده اما خب از آنجا که بناست ما هر روز خوشحال تر بشویم اخیراً موج هماهنگ اعتراضات مردم به این وضع نیز به آن اضافه شده است. سه چیز بود در این اعتراضات که خیلی شیرین بود : الف) اعتراضات شدید در انگلیس تا حدی که به درگیری های اساسی میان مردم و پلیس منجر شد. این اعتراضات در همان انگلیسی اتفاق افتاد که با دمش گردو می شکست وقتی در ایران شلوغی و درگیری شده بود. ب) تجمع های چندصدهزار نفری در اسرائیل. الحمدلله. ج) و بالاخره اینکه برخی از مردم نه تنها به وضع موجود بلکه به «اصل» وضع موجود اعتراض کرده اند. یعنی فقط همین الآن را ندیده اند، بلکه توانسته اند در این فضای مسموم تبلیغات و لذات، قدری گذشته و آینده یشان را هم ببینند، و این عجیب و بسیار خوشحال کننده است.

شاید مواردی را از قلم انداخته باشم، شما تذکر دهید. اما بعد از ذکر این موارد نمی خواهم نتیجه گیری ای بکنم. می خواهم به خودم و شما عرض کنم که : «این ها را باید دید». نکند به خاطر عواملی (مثل غفلت یا یأس) اینها را نبینیم و شکر نکنیم. این دیدن یا ندیدن در آینده ی فردی و اجتماعی ما مؤثر است. در تصمیم گیری هایمان، در حرکت هایمان.

«می شد اینها نباشد». این همه ی حرف من است. میشد حزب الله لبنان و حماس شکست خورده و نابود شده باشند، نمی شد؟ میشد اسرائیل علاوه بر فلسطین بر لبنان و مصر هم حاکم شده بود، نمی شد؟ میشد الآن پسر حسنی مبارک بر مصر حاکم باشد و روز به روز وضع مردم مسلمان مصر بدتر و بدتر شود، نمی شد؟ میشد به جای انقلابهای تونس و مصر ولیبی و ... معاهده ای بین این کشورها با غرب امضا می شد که آنها را رسماً جزء ایالات آمریکا و انگلیس می کرد، نمی شد؟ میشد بعد از پیروزی انقلاب مصر مردم این کشور به جای تسخیر سفارت اسرائیل شعار صلح با اسرائیل سر می دادند، نمی شد؟ میشد به جای بحران اقتصادی غرب، شاهد جهش اقتصادی آنها بودیم و زرق و برق دنیای آنها بیش از پیش ایمان مسلمانان دور از قرآن را می دزدید(سوره ی قصص آیه 79: «فخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یرِیدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِی قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.  (روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد»)، نمی شد؟

آری می شد این اتفاقها نباشند و بلکه رویدادهایی عکس این اتفاقها رخ دهد. میشد نباشند، حالا که هستند آیا نباید تفاوتی در ما ایجاد کند؟ آیا در تحلیلها و امیدها و انتخاب های ما نباید تغییری ایجاد شود؟

همین!

نظرات (2)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-17 01:38:48
سلام. بله میشد اینها نباشد به شرطی که خداوند هم نفرموده باشد( قد تبین الرشد من الغی)
ولی حالا که این رو فرموده،دیگه نمیشه راه هدایت رو نشون نده ،دیگه نمیشه باطل همینطور کف روی آب باشه ،بالاخره باید سید حسنی رو خدا بفرسته که بعد از شاخ غول شکستن دست آقا رو ببوسه و با این کار راه رشد رو نشون بده . بالاخره باید یه جوری خدا ما بندگان کور رو هم هدایت کنه دیگه!!!

------------------------
نویسنده: سلام. تحلیلی جالبی بود. موفق باشی سیدجان. یا علی
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2012-01-19 15:32:13
احسنت!اي كاش همه پيگيران اخبارميتوانستند ازحادثه ها به قاعده ها برسند

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> بهترین پاسخ

حضرت علی علیه السلام:

رب کلام جوابه السکوت

چه بسیار کلامی که پاسخش سکوت است.

غررالحکم حکمت4228