«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

السلام علیک یا کاشف الکرب عن وجه الحسین

سلام بر تو ای زداینده ی غم از چهره ی امام حسین، ای اباالفضل العباس

همه جا کوفه است

شما خیال می کنید که اگر امروز عاشورا بود و امام حسین علیه السلام به سمت توکیو حرکت می کردند، مردم ژاپن ایشان را نمی کشتند؟ آیا همان روح دنیاپرستی، بی بصیرتی، ترس و طمعی که در کوفیان بود در مردم امروز ژاپن نیست؟ شاید بگویید مگر ژاپنی ها مریضند که بیایند همچو انسان پاکی را بکشند؟ عرض می کنم که مگر کوفی ها مریض بودند؟ به هیچ عنوان. کوفی ها وقتی نامه می نوشتند واقعاً می خواستند امام را یاری کنند. دروغ نمی گفتند. اما بعد که تهدید شدند، بعد که تطمیع شدند، بعد که فریب خوردند، زدند زیر قولشان. ریشه ی تطمیع پذیری و تهدیدپذیری و بی بصیرتی کجاست؟ دنیادوستی، غفلت. آیا امروز دنیادوستی که چه عرض کنم، دنیاپرستی در ژاپن و دبی موج نمی زند؟

برای مشاهده متن کامل این مقاله روی ادامه مطلب کلیلک کنید

**************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

شعار «ما اهل کوفه نیستیم» یا «حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد؛ کوفی بی مروت، شرم و حیا ندارد» را بسیار شنیده و گفته ایم. این بار اما بنده می خواهم از کوفی ها دفاع کنم و برخلاف همیشه که آنها را می کوبیم، قدری به نفع آنها قلم بزنم.

وقتی اشعار فوق را می خوانیم یعنی مردم را به سه دسته تقسیم کرده ایم: حسینیان، کوفیان و خودمان. این یعنی اگر ما خود را حسینی هم ندانیم لااقل کوفی هم نمی پنداریم و لذاست که به خودمان اجازه می دهیم بیرون گود بایستیم و ایشان را مذمت کنیم. اصلاً انگار مردم کوفه یک وصله ی ناجور و یک لکه ی ننگ بوده اند برای تاریخ. مردمی که هم به حضرت علی علیه السلام و هم به امام حسین علیه السلام و هم بعدترها به جناب مختار خیانت کردند و اصلاً خیانت توی خونشان است. چیزی شبیه به بنی اسرائیل که طبق آیات قرآن، خیانت و عهدشکنی رویه یشان بود.

اما راستی آیا مردم کوفه اینگونه بوده اند؟ آیا ذاتاً خائن و نامردند؟ نکند این جفایی باشد که من و شمای ایرانی یا آلمانی یا لبنانی و خلاصه غیرکوفی داریم به ایشان روا می داریم. خوب است در این باره قدری تأمل کنیم.

ابتدا لازم است ببینیم مردم کوفه چه کردند و چگونه بودند که اینچنین مورد مذمت تاریخ واقع شده اند. ایشان به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و حضرت را برای تشکیل حکومت حق وعده ی یاری چندین هزارنفری دادند اما بعد بواسطه ی تهدیدها و تطمیع ها و فریبهای عبیدالله ملعون، نه تنها امام را یاری نکردند بلکه نهایت قساوت را در به شهادت رساندن ایشان و بعد در به اسارت بردن اهل بیت ایشان انجام دادند. پس خلاصه ی کارنامه ی سیاه ایشان این شد : وعده ی دروغ، تهدیدپذیری، تطمیع پذیری، بی بصیرتی، به قتل رساندن اولیای خداوند. اموری که ریشه ی همه ی آنها «دنیادوستی» و «دنیامحوری» است.

در مرحله ی دوم باید بقیه ی مردم را بررسی کنیم و ببینیم آیا در آنها هم این خصوصیات هست یا اینکه خیر، اینها رذائل انحصاری مردم کوفه است. من به عنوان نمونه مردم چند شهر را (در زمانهایی خاص) مثال می زنم تا این مطلب روشن شود:

 

الف) مردم مدینه، در صدر اسلام

یعنی همان السابقون السابقون. یعنی همانهایی که پای منبر پیامبر (ص) دین را آموختند و در رکاب ایشان جهادها کردند. یعنی همان اصحاب بدر و احد و خندق و حنین و ... .

اینها پس از رحلت پیامبر (ص) چه کردند؟ آیا همین ها نبودند که مسیر حکومت اسلامی را از عدالت مجسم، علی (ع)، منحرف ساختند؟ آیا همین ها نبودند که طناب انداختند به گردن حضرت علی (ع) و به زور ایشان را به مسجد بردند تا بیعت بگیرند؟ آیا همینها نبودند که حضرت زهرا (س) را زدند و به شهادت رساندند؟ می گویی همه نبودند، عده ای از مردم این کار را کردند. خواص بودند نه عموم مردم. می گویم اگر نظاره گری و سکوت عوام نبود آیا خواص هرغلطی که دلشان خواست می توانستند بکنند؟ می گویم مگر ده ها هزار نفر از مردم ندیدند دست بالارفته ی علی (ع) را در غدیر؟ پیامبر (ص) نعوذبالله در غدیر برای مردم قصه گفتند که بعد اینچنین همه خوابشان برد و رفتند دنبال زندگی خودشان؟

پس می بینی که در مردم مدینه هم همان خصائص کوفی ها هست : شکستن بیعتی که در غدیر بسته بودند، بی بصیرتی، سکوت ناشی از غفلت و ترس و پشتیبانی از نتیجه ی سقیفه ای که از بطلان آن آگاهی کامل داشتند.

 

ب) مردم شام، مدینه و مکه در زمان امام حسین علیه السلام

باز هم معرفت مردم کوفه! لااقل یک نامه ای به حضرت نوشتند و وعده ای به ایشان دادند، اگرچه بعدش به خاطر ترس و طمع نتوانستند آن را عمل کنند. مردم مدینه و مکه را چرا مذمت نمی کنیم؟ مگر امام حسین علیه السلام حجشان را در مکه نیمه تمام نگذاشتند؟ مگر از مدینه فرار نکردند؟ اگر مردم مکه و مدینه بصیرت و تقوا و مردانگی داشتند آیا حج امام نیمه تمام می ماند؟ آیا لازم بود وطن خویش را به عزم بیابان های بین بین مدینه و کوفه ترک گویند تا در یکی از این بیابان های شوم به شهادت برسند؟

مردم شام را چرا مذمت نمی کنی؟ گیریم که تبلیغات معاویه ای مانع از رسیدن فریاد حق به ایشان شده بود. آیا فطرت و وجدانشان را هم معاویه گرفته بود؟ آیا قرآن هم در اختیارشان نبود؟ اصلاً اینها به کنار، آیا عقل نداشتند که لااقل یک سؤال از خود بپرسند که آخر ما چرا باید هرکه را معاویه گفت بکشیم؟ اصلاً معاویه چرا باید بر ما حاکم باشد؟ و هزاران سؤالی که حتماً برایشان بوده اما همان ترس و طمع و روزمرگی و بی بصیرتی، بی پاسخشان گذاشته.

 

ج) مردم ایران، در زمان اشغال فلسطین

مسئله ی اشغال فلسطین چیزی شبیه به قضیه ی کربلاست. عده ای ظالم به عده ای مظلوم بی پناه حمله می کنند و می کشند و می سوزانند و به اسارت می برند. خب پدربزرگ منِ نوعی، ای شمایی که آن روزها بودید و روز عاشورا «حسین میا به کوفه» می خواندید، چرا نرفتید کمک فلسطینی ها؟ از شاه ترسیدید؟ حال نداشتید؟ گرفتار بودید؟ خبر نداشتید؟ اینکه شد همان ترس و روزمرگی و بی بصیرتی؛ پس چه فرقی دارید شما با کوفیان ؟

 

د) مردم آمریکا، قرن معاصر

سال 1332 که کودتا شد و آمریکا شاه را برای 25 سال بر ما مسلط کرد، مردم آمریکا کجا بودند، می دانید؟ من می دانم، بگذارید بگویم. سر کار بودند. داشتند برای زن و بچه یک لقمه نان در می آوردند. البته سهم وزارت دفاع و CIA هم محفوظ بود. مالیات را هم به موقع می پرداختند. آخر هفته ها هم می رفتند سینما، ورزشگاه.

موقع کشتار ویتنامی ها، موقع اشغال فلسطین، موقع انداختن بمب اتم روی سر مردم ژاپن، بازهم وضع به همین منوال بود. البته بی انصافی نباید کرد، همه اش هم این نبوده است. بسیاری از ایشان هم «مستقیماً» آدم می کشته اند، همه غیرمستقیم نبوده است. ارتشیان آمریکا از فضا نمی آیند، همین مردم آمریکا هستند که اسلحه دست می گیرند و می شوند ارتش آمریکا. همین دانشجویان و دانشمندان آمریکایی هستند که بمب اتم می سازند.

 

هـ) مردم ژاپن، سوییس و دبی ، امروز

همین الآنی که در اقصی نقاط جهان دارد ظلم می شود، همین امروزی که فلسطین هنوز اشغال است، همین الآنی که حاج احمد متوسلیان و امام موسی صدر همچنان مفقودند و افغانستان همچنان اشغال،همین حالایی که در عربستان و بحرین و یمن و هزار جای دیگر حکومتهای دیکتاتوری حاکمند، همین لحظه لحظه ای که فقرای آفریقایی دارند از گرسنگی می میرند، آری همین امروز مگر مسلمانان دبی اینها را نمی بینند؟ مگر مردم سوییس و ژاپن اخبار نگاه نمی کنند؟ پس چرا ذره ای عدالت طلبی از خود نشان نمی دهند؟ واقعاً چه فرقی است بین مردم کوفه با ژاپن؟ شما خیال می کنید که اگر امروز عاشورا بود و امام حسین علیه السلام به سمت توکیو حرکت می کردند، مردم ژاپن ایشان را نمی کشتند؟ آیا همان روح دنیاپرستی، بی بصیرتی، ترس و طمعی که در کوفیان بود در مردم امروز ژاپن نیست؟ شاید بگویید مگر ژاپنی ها مریضند که بیایند همچو انسان پاکی را بکشند؟ عرض می کنم که مگر کوفی ها مریض بودند؟ به هیچ عنوان. کوفی ها وقتی نامه می نوشتند واقعاً می خواستند امام را یاری کنند. دروغ نمی گفتند. اما بعد که تهدید شدند، بعد که تطمیع شدند، بعد که فریب خوردند، زدند زیر قولشان. ریشه ی تطمیع پذیری و تهدیدپذیری و بی بصیرتی کجاست؟ دنیادوستی، غفلت. آیا امروز دنیادوستی که چه عرض کنم، دنیاپرستی در ژاپن و دبی موج نمی زند؟ خدایا مرا ببخش که اینچنین بی ادبی می کنم، حضرت عباس، صاحب امروز، مرا ببخش که اینقدر بی حیائم ولی باید بگویم که اگر امروز امام حسین علیه السلام بودند، سرشان را باچاقوی چند کاره ی سوییسی می بریدند، با جرثقیل های مدرن ژاپنی بالا می برند و بر برج هشتصد متری دبی می آویختند.

مشکل از کوفیان نبود، مشکل از «مردم» است. مردم یعنی من، یعنی شما. اصلاً امام زمان چرا غائبند؟ آیا اگر ده درصد از مردم واقعاً مرد بودند و تا آخر پای حقیقت می ایستادند، این همه امام در پرده ی غیبت و غربت باقی می ماندند؟

همه ی مردم کوفی هستند. شاید جالب باشد بدانید که اگر ما برای امام حسین علیه السلام عزاداری می کنیم، کوفیان هم عزاداری می کردند! آنهم بلافاصله بعد از واقعه ی کربلا! امام سجاد علیه السلام وقتی که می بیند کوفیان برای مصائب امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحابشان گریه می کنند می فرمایند : تنوحون و تبكون من أجلنا! فمن ذا الذي قتلنا؟ «آیا به خاطر ما نوحه می خوانید و گریه می کنید! پس چه کسی بود که ما را کشت؟» (اللهوف ص : 146) عزاداری و گریه ی تنها دردی را دوا نمی کند. کوفی بودن هم خصوصیتی ندارد. دنیاپرستی و دنیادوستی است که اصل قضیه می باشد. البته مراتب دارد. همه یک اندازه بد نیستند. همان زمان هم سر امام حسین علیه السلام را یک نفر برید. همه اینقدر شقی نبودند. بعضی تیر زدند، بعضی نیزه زدند، بعضی سنگ زدند. بعضی فقط سیاه لشکر بودند. بعضی کمکی به سپاه دشمن نکردند اما به امام هم کمکی نکردند و در خانه ماندند. امروز هم وضع همین است. «مردم» هستند که باید بیدار شوند و دست امام را بگیرند. «مردم» هستند که در سایه ی سکوت و روزمرگیشان ظالمان فرصت جور می یابند.

شعارمان را باید تغییر دهیم، باید زین پس بگوییم «مهدی نیا به عالم، «مردم» وفا ندارند». انداختن توپ در زمین کوفه، دیگر بس است.

درپایان لازم است این مطلب را هم اضافه کنم که مردم ایران امروز اگر چه هنوز خیلی با آنچه باید باشند فاصله دارند اما اگر مقایسه ای بسنجیم، شاید بهترین مردم تاریخند. مردم ما امامشان را تنها نگذاشتند، مردم ما هشت سال جنگ را تحمل کردند، مردم ما پشت مردم فلسطین و حزب الله لبنان ایستاده اند. انشاءالله اگر وفاداریمان را بازهم ثابت کنیم، اگر حب دنیا را کم کنیم و بصیرت و آخرت محوری را در خود نهادینه نمائیم، امام زمان خواهند آمد. به خصوص که در سایر نقاط جهان (و به خصوص در جهان اسلام) هم «مردم» دارند قدری بیدار می شوند و زمینه برای ظهور فراهم می شود. انشاءالله که روزی بتوانیم از سر صداقت کامل ظهور امام زمانمان را از خداوند طلب نماییم و خداوند هم در قلب ما وفا و پایمردی ببیند و حبیب خود را با اطمینان به ما بسپارد.

اگر انتقادی به مطلب فوق دارید و یا با بخشها یا کل آن موافق نیستید لطفا نظر خود را بفرمایید تا سبب اصلاح و پختگی مطلب شود. با تشکر

 

--------------------------------------------------------------------

بعد التحریر:

1- آیت الله مجتبی تهرانی از مراجع معظم تقلید و از اساتید اخلاق تهران، در محرم امسال سخنرانی ای داشته اند که بنده بخشی از مطالب ایشان را به عنوان شاهدی بر این مدعا که «کوفیها افرادی مثل خود ما بودند» می آورم:
"کوفیها امام حسین را خوب می­شناختند و معاویه را هم خوب می­شناختند، اکثریّت آنها در این تأمل نداشتند که امام حسین بر حق است و معاویه بر باطل است، این را همه را می­دانستند. همه آنها حق و باطل را می­شناختند…[وقتی] مسأله تهدیدها و تحميق­ها و تطميع­ها شروع شد، موجب شد که اینها عافیت‌طلبی را پیش بگیرند. عقیده آنها عوض نشده بود، یقین هم داشتند ولی عملاً این کار را نکردند و نسبت به آن اعتقاد حقّي که داشتند پایداری نكردند. می­خواستند وضع موجود دنیایی خودشان را حفظ کنند. یک عده به خاطر ترس و یک عده به خاطر به جایی رسیدن و پول و امثال اینها كنار كشيدند."

(برای مشاهده متن کامل سخنرانی ایشان روی مطلب فوق کلیک کنید-با تشکر از آقای کریمی پور به خاطر توجهی که در این مورد دادند)

2- مؤید دومی که به ذهنم رسیده است از آلمانی هاست. همانطور که عرض کردم تا وقتی دنیامحوری در جهان حاکم است «امام کشی» و «حق کشی» هم خواهد بود. شاید بگویید مگر به این آلمانی های آرام و منظم و مهربان، به این اروپایی های متمدن،  می آید همچین جنایتی بکنند؟ عرض می شود بله. پدران همین مردم به ظاهر متمدن روزی که هیتلر آنها را فریفت و یا تهدید و تطمیعشان کرد حاضر شدند جهان را به آتش بکشند. نژاد هیتلر را که بگیری حتماً به عبیدالله می رسد. عبیدالله همواره فرزندانی دارد که آماده ی تکرار واقعه ی کربلا هستند. مهم این است که مردم «کوفی صفت» نباشند، که متأسفانه هنوز هستند و هستیم ولی انشاءالله صبح نزدیک است.

3- مؤیّد سوم از کلمات آیت الله خسروشاهی (ره) است: "ما انسانیت پیدا نکرده‌ایم و لذا ما باید در سرمان بزنیم و بگوییم: ما اهل کوفه هستیم! ما دروغ می‌گوییم!" (بیانات ایشان در تاریخ 7دی88) - منبع: https://t.me/seyedololama

نظرات (9)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط سیدمحمد موسوی , 2011-12-07 18:03:12
بسم الله.
سلام.
خدا خیرت بده.
واقعا زیبا بود.
اگر مو شکافی بیشتری بشه و دقیق تر به این مسئله پرداخته بشه خیلی عالیه.
اعظم الله اجورکم.

-----------------------------
سلام.لطف دارین. بنده هم این ایام رو تسلیت عرض می کنم.
0
...
نوشته شده توسط خوش نظر , 2011-12-09 03:39:45
سلام. خسته نباشید. در کل خوب بود. ممنون. فقط چند نکته را می خواستم بگم:
اول اینکه به هر حال هیچ مردمی به اندازه مردم کوفه شقاوت به خرج ندادند و این ننگ بنام آنها در تاریخ ثبت شد. بعقیده من مردم ژاپن و سوئیس و حتی آمریکا سگشان می ارزد به آن نامردهای کوفی امام کش.
دوم اینکه زمانی که حضرت صاحب (عج) ظهور می کنند اغلب مردم دنیا به حضرت ایمان می آورند و تنها عده ای در مقابل حضرت می ایستند.(طبق احادیث، چشم آبی ها زودتر دور حضرت گرد می آیند)بنابراین اینطور درست نیست قضاوت کنیم. چه بسا همان ژاپنی ها زمانی که علم امام عصر (عج) را ببینند زودتر به حضرت ایمان بیاورند و دیگران نیز هر کدام بدلائل دیگر.
سوم اینکه در این زمان بی امامی، هر کسی خودش را با بصیرت میداند و تفسیر خودش را از دین و دنیا وزندگی درست می داند در حالیکه ممکن است دقیقا عکس این مطلب باشد. فکر میکنم باید قدری بیشتر تامل کرد.

----------------------
نویسنده:
سلام. تشکر می کنم از اینکه با حوصله نظر داده اید و بیشتر تشکر می کنم از اینکه انتقاد کرده اید. اصولاً یکی از خوبی های طرح این بحثها همین است که افکارمان را در معرض عقول هم می گذاریم تا اگر اشتباه بود، تصحیح شود و اگر درست بود فایده ای دهد.
اما در مورد اینکه مردم کوفه بوده اند که این شقاوت را به خرج داده اند و ننگش برای آنها ماند، حرفی در این باره نیست. مثل شمر کم در تاریخ پیدا می شود. عرض بنده بیشتر ناظر به آنهایی بود که تیری انداختند و سنگی پراندند و سیاه لشکر شدند، آیا ما مثل اینها هم ممکن نیست باشیم؟ و اگر باشیم آیا شقاوت کوچکی است؟ همین الآن در فلسطین بدترین جنایتها رخ می دهد، حالا چه فرقی است بین منی که هیچ کمکی به آنها نمی کنم یا آن آمریکایی ای که با مالیاتش اسلحه برای اسرائیل خریداری می شود با آن کوفی ای که هیچ کاری برای امام حسین نکرد؟

در مورد ژاپنی ها، آنچه الآن می بینیم، بی خدایی و مرگ ایمان و غیب باوریست و همچنین اصالت شدید دنیا در بین ایشان. آیا اینها همان فاکتورهایی نیست که در کوفی ها بود؟ برای ملموس تر شدن قضیه شما اینطور فکر کنید که اگر الآن سال 61 هجری بود و بطور تصادفی صد تا از ژاپنی های امروز را با کوفی های آن روز جابجا می کردند آیا اینها یاور امام حسین (ع) می شدند یا دشمنش؟
نکته ی اساسی این است که کمتر کسی است که با انسان پاک و عزیزی چون امام حسین (ع) دشمنی داشته باشد، کوفی ها هم با امام حسین علیه السلام دشمنی نداشتند. آنچه کوفی ها را به کشتن ایشان واداشت «دنیادوستی» بود که نتیجه ی آن می شود تطمیع پذیری و تهدید پذیری و بی بصیرتی. حالا من هم اگر این خصوصیات را داشته باشم نمی توانم مطمئن باشم آن روزها در جبهه ی عمرسعد نمی بودم. کوفی بودن خصوصیتی ندارد. تفکر و گرایشهای قلب است که نقش اصلی را ایفا می کند.

مجددا تشکر می کنم. اگر عرایض بنده باز هم به نظرتان صحیح نبود بفرمائید، «ما فرزندان دلیلیم»، تعصبی نیست.
0
...
نوشته شده توسط علی جوینده , 2011-12-13 02:04:53
چند سوال در مورد موضوع فوق مطرح است:
1 ایا اگر فردی در هر زمانی و در هر مکانی و هر محیطی متولد شود رفتار و کردارش تابع ان است؟
2 مسئله ذات انسان چیست؟مخصوصا ذات ازلی عالم ذر؟
3 ایا می توان تکلیف انسان حجت شرعی و عقلی و استطاعتی و توانایی ارائه شده و تمام شده و فردی دیگر نشده را عین هم دانست؟
4 حکم استقرائ از جز را به کل می توان تعمیم داد؟
5 ایا فطرت و خصایل منفک کننده انسان از حیوان:ایثار کمک به همنوع ،علم،فداکاری،حق طلبی مخصوص نژاد و مکان خاصی مثلا خاورمیانه و اعراب است یا ان اکرمکم عند الله اتقاکم؟

---------------------------
نویسنده: باتشکر از نظر شما و زمانی که مبذول داشتید. راستش سؤالات خیلی مفصلند! اما همینقدر بگویم که انسان در هر محیطی و در هر شرایطی که باشد، اختیارش است که جزء آخر تصمیمات اوست. البته در اینکه چه چیزی را اختیار کند، محیط و وراثت و معلم و ... تأثیر دارند و لذا ثواب و عقاب افرادی که در محیطهای مختلف بوده اند یکسان نیست. هرچند چون بالاخره خود فرد است که اختیار کرده، باید در برابر این اختیارش پاسخگو باشد.
در مورد مردم خاورمیانه و غیرآن هم باید عرض کنم که چنانچه مشاهده فرمودید بنده اتفاقا همه ی حرفم این بود که کوفی بودن خصوصیتی ندارد. ایرانی و ژاپنی و کوفی و ... فرقی نمی کنند، هرکس دنیامحور باشد باید بترسد احتمال دهد که روزی خود را در صف مقابل امام حسین علیه السلام بیابد و هرکس آخرت محور باشد انشاءالله از یاوران حضرت خواهد بود.
یاعلی
0
...
نوشته شده توسط جوان شيعه , 2011-12-14 22:06:46
سلام و درود بر مرتضي عزيز

دوست دارم

----------------------------------
نویسنده:
سلام احمدآقای گل. ارادت داریم آقا. التماس دعا.
0
...
نوشته شده توسط ناصر محمودی , 2011-12-15 15:53:27
به نام خداوند جان و خرد
باسلام خدمت دوست عزیزم اقا مرتضی
در طول زمان واعصار گذشته در تمام مناطق دنیا انسانهای خوش عهد و متقابل بدعهد فراوان ( درادیان و مذاهب مختلف ) بوده است .این موضوعی خاص یک گروه و یا ملتی نیست . در تمام جوامع در طول تاریخ و ایام معاصر موجودیت دارد.
لازم بذکراست که عرض کنم این دیدگاه جدید که شمادرمتن بالا بیان کردید برای من خیلی جالب بود.بنده به پیامبرواهل بیتش اززمان طفولیتم ارادت ومحبت خاصی راداشتم ودارم که خودم حس میکنم بر حسب حقانیت و خدا دادی باشد.بدلیل اینکه با ایشان معاصر نبودم که ارتباطات اجتمائی این حالات راایجادکرده باشد.در خصوص ایجاد منیتها و خودمحوری افراد خاصی که بر جای جای این عالم در حال ستمگری و ظلم از گذشته تا کنون هستند. همان غافلونی هستند که خداوند منان درگروه زیادی ازایات قران کریم متذکر شده است.پس این مسائل همان تقریبا علم روانشناسی میباشد. که میباید از طریق این مبحث بااینگونه افرادجوامع مختلف برخوردشود.همانطورکه فردی طبیعی خوابیده باشد با یک اشاره بیدار
میشودولی فردی که خودش رابخواب زده باشدباهیچ تکان شدیدهم بیدارنخواهدشد.برخی از جوانان ما گناهی هم ندارند یک ازروی بی تجربگی و لجاجت که از خصوصیات هرادمی میباشددراین وضعیت قرار گرفته اند.ویاداور شوم فرمایش پیامبر اسلام را که فرمودنددرخانه ایکه فقرحاکم شودایمان ان خانواده از پنجره بیرون میرود.مسائل زیاد است واز حوصله خارج
انشاالله در فرصتهای دیگر اگر تمایل داشتیدمزاحم میشوم. باتشکر ازتحملتان ن . محمودی

------------------------------
نویسنده: با عرض سلام و تشکر از نظر شما دوست گرامی. راستش همانطور که فرموده اید بحث در این مورد بسیار زیاد و امکان طرح همه ی آنها نیست. اما تکیه ی حرف بنده روی یک چیز است : «مردم کوفه مردمی بودند مثل ما». یعنی اگر ریشه ی آن فاجعه آفرینی مثلاً غفلت بوده یا فقر، پس ما هم باید بترسیم که اگر غافلیم یا فقیر ممکن است کارمان به امام کشی برسد. می خواهم بگویم زندگی را ساده نگیریم. همین زندگی ساده ی روزمره، همین غفلتها و گناههای کوچک اگر حواسمان نباشد به امام کشی می انجامد. پس اگر آنچه در کربلا رخ داد را واقعاً بزرگ می دانیم، باید خیلی حواسمان باشد که «زندگی شوخی نیست.» و باید جوری زندگی کنیم که خدای نکرده «الکی الکی» ننگ سیاه لشکر عمر بن سعد بودن بر پیشانیمان نخورد.
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-21 00:15:24
اگه بازم دنبال مؤید خوب میگردید یه سر بزنید به کتاب گرانسنگ (زن در آینهء جلال و جمال )ایت الله جوادی آملی صفحه 330 انشاءالله مفیده .

------------------------------
نویسنده: کاش لطف می کردید خودتان اشاره ای می فرمودید. بنده این کتاب را ندارم. ممنون
0
...
نوشته شده توسط سید , 2011-12-24 17:50:22
اسباب ستایشها و نکوهشها:
گاهی از حادثه یا موضوعی ،بر اثر یک سلسله عوامل تاریخی ،زمان ،مکان ،افراد ،شرایط و علل و اسباب آن ،ستایش یا نکوهش می شود و این بدان معنا نیست که اصل آن شئ درخور ستایش یا نکوهش است؛ مثلا اگر زمانی از قبیله ای ستایشی شده است ،احتمال دارد مردان خوبی در آن عصر از این قبیله بر خواسته اند و شاید در فاصله ای کوتاه ،افرادی دیگر از آن قبیله بر خیزند که سزاوار نکوهش شوند ... بنابر این نکوهشها تا ابد لازمۀ آن آب وخاک نبوده ، بلکه مقطعی است ؛ زیرا با یک تحول فکری و اعتقادی شاید رأی سابق برگردد ؛ بنا بر این نکوهشهای مربوط به عمل انسان را نباید به موضوع عمل اسناد داد.
مطلب فوق از کتاب زن در آیینه جلال و جمال اثر آیت الله جوادی آملی است ، بنده دو فقره آن را که بیشتر به بحث مربوط بود از صفحه 330 نقل نمودم.

---------------------------
نویسنده: خیلی مطلب جالبی بود، ممنون. دلم برایشان تنگ شده.
0
...
نوشته شده توسط فاخته , 2012-01-19 14:34:36
استفاده كردم. ياري و شهادت در ركاب حضرت علي عليه السلام و قيام توابين را هم بر معرفت كوفيان بيفزاييد
0
...
نوشته شده توسط خادم الشهداء , 2012-12-04 22:22:31
در زمان مختار ثقفی ، کسی بود که زحمات زیادی برای قیام کشید ولی پشت به عقاید خویش کرد و شیفته عقاید دنیوی خود شد و باعث شکست مختار شد آن کس ابراهیم مالک اشتر بود کسی که سر ابن مرجانه را از تن جدا کرده بود ولی به وقت خود به کمک فرمانده خود نیامد، پس مبادا ما هم ابراهیم مالک اشتر زمان شویم.
مطلب شما را خواندم جالب بود ولی در تاریچ هیچ قومی بدتر از مردم کوفه نبودن حتی اگر استغفراالله امام از دین خارج شده باشد کدام دین اجازه می دهد شخصی را با آن وضعیت و طفل شش ماهه را با آن وضع و به نیزه کردن و هلله سر دادن و نعل تازه به اسب زدن و مثله کردن جنازه انجام شود اینها باعث شد که کوفیان این لقب را گرفتن

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> مدیریت غم و شادی

از جمله نکاتی که فوق العاده در اصلاح نفس مؤثر می باشد تعادل و مدیریت شادی هاست، تا از یک طرف روان انسان گرفتار افسردگی و غمزدگی نگردد و از طرف دیگر روحیه خوشگذارنی و بذله گویی در جانب افراط نیفتد تا انسان از وقار و حکمت خارج گردد.

انسانی که نتواند غمزدگی خود را کنترل کتد، غم های وهمی آرام آرام تمام روح و روان او را به تصرف خود در می آورد. چنین انسانی در زندگی خود از اراده های نفش آفرین محروم می گردد و به انسانی ناامید مبدل می شود. (استاد اصغر طاهرزاده- فزندم اینچنین باید بود ج2 ص519)