«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...

PostHeaderIcon چند نکته پیرامون انتخابات ریاست جمهوری 96

بسم الله الرحمن الرحیم

1) بنظرم بیشتر از اینکه بچه های حزب اللهی و علاقمند به آرمانهای انقلاب غصه ی این را بخورند که چرا 24 میلیون نفر به آقای روحانی رأی دادند، باید از این شاد باشند که 16 میلیون نفر به آقای رئیسی رأی داده اند.

من هم قبول دارم که رأی آوردن آقای روحانی یک اتفاق تلخ محسوب شده و نشاندهنده ی ضعف بصیرت بسیاری از مردم ایران است؛ امّا انصافاً 16 میلیون رأی آقای رئیسی خیلی اتفاق مهم تری است.

متأسفانه برای ما عادّی شده است «حمایت مردم از حق». مسئله ای که وقتی به تاریخ اسلام نگاه می کنیم می بینم که چه گوهر ارزشمند و کمیابی است.

ما «پر رو» شده ایم! واقعیتش این است که بعد از پیروزی انقلاب قدری توهّم ما را فراگرفته است و این توقع برایمان ایجاد شده که همه چیز باید با سرعت و بدون تلاش زیاد به حالت ایده آل برسد! فراموش کرده ایم که قدرت داشتن تشیع، آنهم قدرت داشتن فقها چقدر اتفاق نادری است. فراموش کرده ایم که «مردم» در اکثریت قریب به اتفاق تاریخ اسلام و شاید همه ی تاریخ بشریت، حق را تنها گذاشته اند و موجب شکست (ظاهری) آن شده اند. فراموش کرده ایم و بخاطر همین فراموشی، حالا که می بینیم مردم هنوز هم آنجور که باید پای حق نیستند، سرخورده و متعجب می شویم!

نه برادر! اتفاق عجیب این نیست که آقای روحانی 24 میلیون نفر رأی آورده؛ «مردم» بطور معمولش الآن دارند در جهان امثال ترامپ را انتخاب می کنند، این که چیز عجیبی نیست؛ اتفاق عجیب این است که در این کشور میلیون ها نفر به آقای روحانی رأی نداده اند، و به کسی رأی داده اند که از سربازان جبهه ی «حق» است.

اصولاً وجه امتیاز این انقلاب این است که جبهه ی حق، بعد از قرنها، از غربت درآمده و دارای نیروی کثیر مردمی شده است. امّا نباید فراموش کرد کرد که این مردم (که البته خود را کمترین آنها میدانم) هنوز راه زیادی تا رسیدن به ایمان و بصیرت مطلوب دارند و باید هم صبور بود و هم در ارتقای فرهنگ اسلامی این جامعه بیش از پیش تلاش کرد.


2) در بند قبلی از حق و باطل زیاد گفتم و شاید برداشت کرده باشید که آقای روحانی را باطل و آقای رئیسی را حق معرفی می کنم. نه، مسلّماً اینطور نیست. هم آقای روحانی بعضی از فاکتورهای جبهه ی حقّ را داراست و هم به آقای رئیسی ممکن است اشکالات و انتقاداتی وارد باشد. امّا برای هرکس که اهل دقت و بصیرت بود معلوم بود فاصله ی زیاد آقای روحانی با حق، (که همان خط اصیل انقلاب و امام(ره) است) و نزدیکتر بودنِ آقای رئیسی به این اصول و آرمانها. فلذا ناراحت کننده است که مردم اولی را بر دومی ترجیح دادند.

امّا نکته ای که حائز اهمیت است این است که آقای رئیسی را نباید نماینده و نماد «گفتمان انقلاب اسلامی» دانست. ایشان (تا آنجا که بنده دیدم و البته شاید مشاهدات بنده کامل نباشد) فقط برخی از شعارهای گفتمان انقلاب را می دادند و اتفاقاً شعارهای درجه ی دوم را.

ایشان چندان از ولایت فقیه و لزوم اطاعت جدّی از ولی فقیه، از استکبار ستیزی، از گسترش فرهنگ اسلامی، از مبارزه با مفاسد فرهنگی، از «وسیله» دانستن اقتصاد و روابط دیپلماتیک و رشد علمی برای «برقراری تمدّن اسلامی» سخن نگفتند. بیشتر حرفهایشان حول فقر زدایی و توسعه عدالت اجتماعی و مبارزه با مفاسد اقتصادی و ایجاد اشتغال بود. حرفهایی که در جوامع سکولار هم گفته میشود. البته بنده مطمئنم که ایشان فردی ولایی و انقلابی هستند، امّا مهمّ این است که چهره ای که از خود ارائه دادند، چهره ی یک فرد انقلابی (با تمام شاخصه هایش) نبود. فلذا اگر ایشان در این انتخابات پیروز هم میشدند هرچند که مایه ی خوشحالی بود که قدرت اجرایی به دست یک فرد انقلابی افتاده است امّا این به معنای پیروزی گفتمان ناب انقلاب نبود.

از آن سو رأی به آقای روحانی هم نه رأی به اصلاح طلبهاست، نه به منزله ی مخالفت با رهبر انقلاب است و نه امثال اینها. در این 24 میلیون همه نوع تفکری وجود داشتند، هم اصلاح طلب، هم مخالف رهبری، هم اصولگرا، هم مستضعف، هم سرمایه دار. البته همچنانکه اگر آقای رئیسی رأی می آورد بعضی از دوستان، رأی ایشان را رأی به گفتمان انقلاب تلقّی می کردند، امروز هم هستند کسانی که رأی به آقای روحانی را رأی به اصلاحات و مانند آن تلقّی می نمایند ؛ که نشانه ی هیجان زدگی و بی دقتی آنهاست.


3) اگرچه این برد و باختها «حقیقتی» ندارد و حقایق عالم بر چنین امور پوشالی ای استوار نبوده و نیست ، و مؤمن نیز مسافر الی الله است و این امور برای او چیزی جز «امتحانکده های» بین راه محسوب نمیشوند، امّا به هرحال و به رسم ادب به هواداران آقای روحانی تبریک عرض مینمایم.

امّا نه به همه ی هواداران ایشان! پیروزی را به کسی میتوان تبریک گفت که در هنگام شکست «جرزنی» نکرده باشد. اگر انسان وقتی شکست میخورد زیر میز بازی بزند و داد و فریاد کند، وقتی که پیروز میشود نه در وجدان خودش آنقدرها شاد خواهد بود و نه سزاوار تبریک دیگران میباشد؛ چرا که چنین کسی اصلاً برای این بازی و قواعدش احترامی قائل نیست و فقط خودش را قبول دارد. بازی را هم وقتی معتبر می داند که منجر به پیروزی خودش گردد!

آنهایی که سال 88 و علیرغم اختلاف 11 میلیونی آراء، زیر میز بازی زدند، حالا نمیتوانند از پیروزیشان خوشحال باشند. اصلاً به نظر من همچین افرادی اگر قدری معرفت و مردانگی داشته باشند دیگر در انتخاباتها نباید شرکت کنند. کسی که تعریفش از دموکراسی این است که «اگر من رأی بیاورم انتخابات را میپذیرم و مهربان میشوم و همه را به همکاری و وحدت دعوت می کنم و اگر رأی نیاورم حتماً تقلّب شده»، با چه رویی در انتخابات شرکت می کند؟

نه چنین فردی سزاوار تبریک نیست؛ تبریک را فقط نثار با معرفتهایی می کنم که در شکست هم مردانه پذیرای واقعیتها هستند و حقیقتاً به آراء مردم احترام میگذارند.

 

PostHeaderIcon راه دشوار

بسم الله الرحمن الرحیم


قبلآ در مطلب کوتاهی که پیرامون فیلم «گذشته» آقای اصغر فرهادی نوشته بودم، به بامزگی اینکه ایشان نماینده ی جمهوری «اسلامی» در اسکار هستند اشاره کرده بودم. (اینجا).

امّا دیروز اتفاقی افتاد که این قضیه را از یک مسئله ی «بامزه» به مسئله ای بسیار تلخ مبدل ساخت.

آقای فرهادی به همراه چند سینماگر دیگر در اعتراض به تبعیض نژادی  و مسائی از این دست، بیانیه ای صادر کرده اند که در آن تصریح شده:


ما باور داریم که‌ چیزی به نام کشور برتر، نژاد برتر، دین برتر و رنگ برتر وجود ندارد.

We believe there is no best country, best gender, best religion or best color


خب این خیلی خوب است. خیلی خوب است که ایشان عقیده ی خودش را به این صراحت در مورد اسلام بیان میکند و به اندازه ی خودش این پرده ی نفاق و ریایی که خیلی جاها برافراشته است را کنار میزند.

و البته خیلی هم تلخ است. تلخ است که واقعاً سینما و وزارت ارشاد ما در چه فضایی سیر می کند که اصلاً متوجه این مسائل نیست و یا اصلاً به این مسائل اهمیتی نمی دهد.


چه عرض کنم!

چه راه طولانی و دشواری داریم ما در مسیر رسیدن به جامعه واقعاً اسلامی.

راهی طولانی و پر از مشکلات و موانع بزرگ. از اختلاس گران یقه بسته بگیر تا بانکهای «غیر» ربوی، تا هنرمندان و روشنفکرانِ کم اعتقاد و بی اعتقاد.

راهی که از درون خودمان میگذرد. راهی که در آن باید با خودمان بجنگیم و پیش برویم. راهی که حقاً «جهاد اکبر» است و بسیار بزرگتر و سخت تر از انقلاب بهمن 57.

 

PostHeaderIcon مدافعان حرم

بسم الله الرحمن الرحیم

حالا نوبت ماست. حالا نوبت ماست.

حالا وقت پس دادن درسهاست.

آن افقهایی را که نسل قبلی در نوجوانی و جوانی برایمان نقش زد، حالا خون ما باید که رنگشان کند.

سال نود و پنج است.

نوبت هفتادیهاست.

دهه شصتیها هم هنوز قدری وقت دارند.

.

.

.

... ولی دارد دیر می شود.

 

PostHeaderIcon روضه کودکان کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

دخترم که هنوز چهاردست و پا می رود، هر وقت چیزی روی زمین ببیند از روی کودکی و کنجکاوی بر می دارد و آن را به دهانش می برد. فرق نمی کند دانه ای برنج باشد، پوست پسته باشد یا سنجاقی کوچک. من که بابایش هستم و دوستش دارم. صبحهای زود یا اواخر شب وقتی که او خواب است و من اتفاقی روی زمین اینطور چیزها را می بینم آنها را برمی دارم و بیرون می اندازم یا جایی قرار می دهم که دست او به آنها نرسد.

... و وقتی که این کار را می کنم یاد آن روضه ی شب عاشورا می افتم. اینکه امام حسین علیه السلام شب عاشورا در صحرا می گشتند و خارهای اطراف خیام حرم را جمع می کردند تا مبادا فردا عصر پای کودکان حرم هنگام فرار از شعله آتش و سیلی نامردان...

برای منی که پدر هستم این روضه خیلی باورپذیر است ... و خیلی سوزاننده.

السلام علی الحسین

السلام علی الحسین

السلام علی الحسین

 

PostHeaderIcon دسته بندی موضوعی


دینیدینی

- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند

- مظلومیت حقیقت ، عجیب نیست

- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)

- لذت زندگی دینی

- غیبت

دینی 2

- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ

- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم

- حسین آبروی دنیا را برد

- مظلومیت امام حسین علیه السلام

- خدا همانگونه هست که هست

- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند

- محاسبه ی منصفانه


سیاسیسیاسی

- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟

- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»

- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه

- اتفاقی عجیب در بحرین

- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب

- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)

- چرا رهبرم را دوست دارم؟


نقد تمدن غربنقد تمدن غرب

- فرق من بد با شمای ژاپنی خوب

- فرار از خود به سوی ماهواره

- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- بارداری با اسپرم اهدایی

- درسی از حوادث ژاپن


فرهنگ

فرهنگ

- انگیزه هایی برای بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول

- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- کتاب هایی برای مطالعه


نقد فیلمنقد فیلم

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4

- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)

- نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» - ساخته ی اصغرفرهادی

- نقد و بررسی فیلم تلقین (inception) - قسمت اول : شک گرایی

کوتاه نوشته ها
>>> مدیریت غم و شادی

از جمله نکاتی که فوق العاده در اصلاح نفس مؤثر می باشد تعادل و مدیریت شادی هاست، تا از یک طرف روان انسان گرفتار افسردگی و غمزدگی نگردد و از طرف دیگر روحیه خوشگذارنی و بذله گویی در جانب افراط نیفتد تا انسان از وقار و حکمت خارج گردد.

انسانی که نتواند غمزدگی خود را کنترل کتد، غم های وهمی آرام آرام تمام روح و روان او را به تصرف خود در می آورد. چنین انسانی در زندگی خود از اراده های نفش آفرین محروم می گردد و به انسانی ناامید مبدل می شود. (استاد اصغر طاهرزاده- فزندم اینچنین باید بود ج2 ص519)